سريال پزشك دهكده را حتما ديدهايد. شايد در زمره كساني باشيد كه پخش سري دوم آن را هم دنبال ميكنيد. در واقع اين سريال داستان جذاب و دوستداشتني دارد و با وجود تكراري بودن، بيننده را پاي تلويزيون مينشاند. اين سريال با نام اصلي «دكتر كويين، زن درمانگر» در آمريكا و به كارگرداني بت ساليوان ساخته شد و بارها برنده جوايز مختلف «امي» كه مربوط به فيلمهاي تلويزيوني ميباشد، شد. ساخت اين سريال در شبكه SBC و در شش فصل كاري از اول ژانويه سال 1993 آغاز و تا شانزدهم مي سال 1998 ادامه يافت و در اين مدت 150 اپيزود و دو فيلم سينمايي تلويزيوني(تله سينمايي) از آن ساخته شد و در بيش از صد كشور دنيا روي آنتن رفت.
داستان فيلم
داستان فيلم سال 1867 را به تصوير ميكشد و حول محور زندگي خانم پزشكي از اهالي بوستون به نام «مايكلاكويين» است كه مردم او را دكتر مايك صدا ميزنند (نقش اين شخصيت را هنرپيشه انگليسي و خوب فيلمهاي سينما و تلويزيون جين سيمور ايفا كرده است.) مايكلا پس از مرگ پدر تصميم ميگيرد از شهر و زادگاهش كه هيچكس او را به عنوان يك پزشك قبول ندارد به يك شهر يا روستاي كوچك و دورافتادهاي به نام «كلورادواسپرينگز» برود و براي خودش طبابت كند. در كلورادو با افراد مختلفي از جمله «بايرون سالي» ( كه بازيگر آن جو لاندو هنرپيشه آمريكايي است) و قابلهاي به نام «شارلوت كوپر» آشنا ميشود. مدتي بعد شارلوت توسط مار گزيده ميشود و از دنيا ميرود. او قبل از مرگ مراقبت از سه فرزندش «كالين»، «برايان» و «متيو» را به دكتر مايك ميسپارد. دكتر مايك در كلورادو اسپرينگ زندگي جديدي را آغاز ميكند و سعي ميكند خود را با نوع زندگي آنجا كه براي او تازگي دارد، هماهنگ كند و بعد از مدتي درمييابد دل به عشق سالي داده است. در اين بين او همواره در تكاپوست تا خود را به عنوان يك پزشك به مردم شهر بقبولاند و در اين مدت اتفاقات زيادي براي او رخ ميدهد ولي سرانجام ساكنين شهر او را به عنوان يكي از مردم آن جا و يك پزشك حاذق ميپذيرند. در زمان طولاني ساخت اين سريال اتفاقات خوب و بد زيادي براي عوامل ساخت رخ داد. يكي از نكات جالب توجه، بزرگ شدن تدريجي هنرپيشههاي خردسال فيلم از جمله «برايان» پسر كوچك دكتر مايك است. وقتي پس از مشاهده قسمتهاي پاياني يك بار سري به قسمتهاي اوليه فيلم بزنيم، ميبينيم كه برايان چقدر فرق كرده و از كودكي شش، هفتساله به نوجواني سيزده، چهاردهساله رسيده است. نكته جالب ديگر بارداري جين سيمور هنرپيشه اصلي فيلم بود. در قسمتهايي كه دكتر مايك را باردار ميبينيم، او واقعا باردار است و از شكم مصنوعي استفاده نكرده است. جين سيمور، در زمان ساخت اين سريال صاحب دو پسر دوقلو شد كه اين مسئله ادامه كار را براي او مشكل ميكرد ولي او چارهاي جز ادامه تلاش براي اين فيلم نداشت.
بغرنجترين مشكل فيلم تصميم جدي «جو لاندو» بازيگر نقش سالي به خروج ازفيلم بود او كه بعد از چند سال از داستان و شخصيت خودش خسته شده بود، ديگر ميل نداشت به بازي ادامه دهد و بت ساليوان كارگردان سريال هم كه احساس ميكرد يك تغيير اساسي در داستان ضروري است، تصميم گرفت فيلم را بدون او ادامه دهد. بدين ترتيب، قرار شد سالي در فيلم كشته شود. از آنجا كه اين مسئله هنوز قطعي نبود فيلم را به اين صورت ساختند. سالي در درگيري با سرگروهبان ارتش و به همراه او از صخره بلندي به پايين سقوط ميكند. تا چند قسمت نه دكتر مايك، نه بينندگان فيلم و نه حتي عوامل ساخت نميدانستند «سالي» زنده است يا مرده. ساليوان تصميم گرفته بود اگر جو لاندو به بازي برگشت بدن مصدوم شده «سالي» توسط دكتر مايك و بقيه پيدا شود و اگر برنگشت جسد او كشف شود. ساليوان، دانيل بهترين دوست سالي را دوباره به بازي برميگرداند. قرار بود اگر سالي كشته شد دانيل شخصيت اصلي مرد داستان شود و همسر آينده دكتر مايك، ولي در همان زمان هواداران سريال پزشك دهكده تظاهرات كردند و خواستار زنده ماندن سالي شدند. بدين ترتيب سالي دوباره به سريال بازگشت. سريال پزشك دهكده يكي از پرطرفدارترين سريالهاي آمريكا شد ولي اكثر تماشاگران او را زن بالاي چهل سال حدس ميزدند. به همين دليل سازندگان فيلم تصميم گرفتند تنش بيشتري در فيلم ايجاد كنند. از جمله اين تنشها سقط جنين دكتر مايك در زمان بارداري فرزند دوم و تيرخوردن او و افسردگي شديد وي پس از اين اتفاق بود و همين اتفاقات، بينندگان سريال را بيش از پيش جذب اين سريال كردند.
آينده دكتر مايك
پس از پايان سريال پزشك دهكده دو فيلم تله سينمايي از زندگي او ساخته شد كه باز هم مورد توجه مردم قرار گرفت. در سال 2001 بسياري از عوامل ساخت و هنرپيشگان علاقه خود را به ادامه ساخت سريال ابراز داشتند و گفتند مايلند در يك فيلم ديگر و يا حتي يك سريال جديد بازي كنند. جين سيمور، جو لاندو، چاد آلن و ديگر اعضاي فيلم اعلام كردند دوست دارند درباره در كنار يكديگر و در نقشهاي خود در سريال پزشك دهكده بازي كنند. بت ساليوان خالق اين سريال نيز اعلام كرد ميل دارد ادامه داستان آن را بنويسد ولي ظاهرا شبكه سازنده اين سريال، شبكه SBC تمايل چنداني به اين كار نشان نداده است.
كوتاه از پزشك دهكده
بيشتر داستان پزشك دهكده تخيلي است ولي برخي شخصيتها و اتفاقات آن واقعي ميباشد.
واقعه سرقت از بانك پريستون و دزديده شدن داراييهاي مردم، يك داستان تاريخي واقعي است.
لوكيشن ساخت سريال پزشك دهكده به همان صورت باقي ماند و بعدها در فيلمهاي ديگر از آن استفاده شد. تنها اماكني كه بلافاصله پس از پايان سريال خراب شدند ساختمان مدرسه پناهگاه سالي و هتل شاتو اسپرينگز بودند.
تنها هنرپيشه اين سريال كه در تمام قسمتها حضور داشت جين سيمور بود. پس از او «چادآلن» در نقش «متيو» و «جو لاندو» در نقش سالي بودند.
در اواسط ساخت سريال «اريكا فلورس» بازيگر نقش كالين اعلام كرد اگر دستمزدش را بالا نبرند ديگر كار نخواهد كرد. گفته ميشود پدر اريكا به او اولتيماتوم داده بود كه يا دستمزدش را بالا ببرند يا از پروژه بيرون بيايد. بدين ترتيب بدون هيچ توضيحي هنرپيشه ديگري به نام «جسيكا بومن» جاي «اريكا فلورس» را گرفت. در ابتدا خيليها به اين موضوع اعتراض كردند ولي مدتي بعد جسيكا آنقدر در نقش خود جا افتاد كه همه اعتراف كردند بهتر از اريكا فلورس بازي ميكند.
پربينندهترين قسمت سريال پزشك دهكده اپيزود مربوط به ازدواج دكتر مايك و بايرونسالي بود.
جين سيمور
جين سيمور يك از معدود هنرپيشههاي زني است كه با وجود سن بالا هنوز هم بازي خوبي را از خودش به نمايش ميگذارد. او زني مهربان، خونگرم، پركار و محبوب است كه در نقشهاي متنوعي ظاهر شده است. ميگويند بچهدار شدن هنرپيشههاي زن باعث ميشود ظاهرشان به هم بخورد و ديگر مثل قبل به آنها پيشنهاد كار نميشود. ولي جين چهار فرزند دارد ولي از نظر حرفهاي و ظاهري تفاوت چنداني با سيسالگي خود نكرده است. جين سيمور متولد فوريه 1951 در انگليسي است. پدرش «جان فرانك برگ» يك پزشك انگليسي و با ريشه لهستاني- آلماني بود و مادرش «ميكه فرانكن برگ» زني هلندي بود كه در زمان جنگ جهاني دوم در اردوگاه بدون هيچ دارويي و تنها با اطلاعات مختصر خود در صليب سرخ زندانيان ژاپني و بيمار را مداوا مينمود. جان در سال 1990 و ميكه در اكتبر سال 2007 از دنيا رفتند. نام اصلي او «جويس پنهلوپه ويلهمينا فرانكن برگ» است ولي در هفده سالگي و با ورود به عالم هنر نام اين هنرپيشه 56 ساله كه به نظر ميرسد گذر ايام تاثير چنداني بر او نداشته است كار حرفهاي خود را از سال 1969 با فيلم «اوه چه جنگ عاشقانهاي!» آغاز و خيلي زود با «مايكل اتنبورو» كارگردان همان فيلم ازدواج كرد. درسال 1973 از مايكل جدا شد و همچنان به فعاليتهاي مستمر هنري در عرصه سينما و تلويزيون ادامه ميداد. اولين فيلم او كه توجه بينالمللي را به سوي وي جلب نمود فيلم «زندگي كن و بمير» از سري فيلمهاي جيمز باند بود. پس از آن سريال تلويزيوني «دكتر كويين زن درمانگر» بار ديگر استعدادهاي قوي خود را به همگان يادآور شد. اوايل ساخت همين سريال يعني از سال 1993 بود كه با همسر فعلي خود «جيمز كيچ» آشنا شد و ازدواج نمود. او بعد از «مايكل اتنبورو» و قبل از جيمز كيچ با دو نفر ديگر ازدواج كرد و طلاق گرفت. او از همسر سوم خود «ديويد فلين» دو فرزند به نامهاي «كاترين» متولد 1981 و «شون» متولد 6891 دارد. جين پس از ازدواج با كيچ و در زمان ساخت سريال پزشك دهكده دوقلوهايي به نامهاي «جاني كش» و «كريستوفر ريو» را به دنيا آورد. او نام پسرانش را از روي دوستان خانوادگي خود انتخاب كرده است. جين سيمور در سال 1981 برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن « گلدن گلوب» به خاطر فيلم «شرق ادن» در سال 1988 برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن نقش مكمل به خاطر فيلم تلويزيوني «اوناسيس، ثروتمندترين مرد دنيا» و در سال 1996 برنده بهترين هنرپيشه زن تلويزيون به خاطر سريال «پزشك دهكده» شد. از ديگر فيلمهاي جين سيمور ميتوان به «سندباد و چشم ببر» (1977)، «جايي در زمان» (1980)، «رازيانه سرخ» (1982)، «دفتر مركزي» (1985)، «جنگ و يادبود» (1988)، و «ازدواج مصلحتي» (2005) اشاره كرد. چند نكته جالب در مورد سيمور اينكه رنگ چشمها با هم متفاوت هستند. يك چشم او قهوهاي و چشم ديگرش سبز است و او به خاطر مادر هلندياش، زبان هلندي را مثل زبان انگليسي روان صحبت ميكند.
جو لاندو
«ژوزف جان لاندو» معروف به «جو لاندو» متولد نهم دسامبر 1961 همان بايرون سالي همسر دكتر مايك است. او يك بازيگر آمريكايي است ولي بايد بگويم كارش را در هاليوود از رستوران آغاز كرد. او در زمان شركت در كلاسهاي بازيگري هاليوود در رستوران آن جا آشپزي ميكرد. اولين نقشش در فيلم «خانه دريايي» بود و پس از آن با بازي در فيلم «يك زندگي براي زندگي» توجه دوستداران سينما را به خود جلب كرد و پس از آن نوبت به پزشك دهكده رسيد كه او را به اوج شهرت و محبوبيت رساند. از ديگر فيلمهاي مطرح لاندو «به حد مرگ دوستت دارم» (1990)، «بدون رمز كنترل» (1998) و سريالهاي «نور هدايت»، «سرزمين بالاتر» و «سامرلند» هستند. والدين جو لاندو«جو» و «ويرجينيا» نام دارند، او يك خواهر به نام «كتي» دارد كه ده سال از او بزرگتر است. لاندو در سال 1997 با زني به نام «كرستن بارلو» ازدواج كرد. آنها داراي دو پسر به نامهاي «جك نويل لاندو» (1993) و كريستين آنتونيو لاندو (2001) و يك دختر به نام «ميك اليزابت لاندو» (2003) مي باشند. علائق مختلف لاندو در زمينههاي زير است: كارتون: نمو، هنرپيشه مرد: پل نيومن و استيومك كويين، هنرپيشه زن: مريل استريپ و سرگرمي: باغباني و گلكاري، بهترين جا: كلورادو، بدترين جا: لاسوگاس در ساعات روز، عشق: همسر، او از كامپيوتر، بازيهاي كامپيوتري و ويدئويي، حسادت و بيكاري متنفر است.
منبع: مجله خانواده سبز