سال قبل، يكشنبهها ساعت پنج بعداظهر برنامه كودك و نوجوان سريالي را پخش ميكرد به نام «خانواده دكتر ارنست» كه داستان خانوادهاي بود كه در اثر غرق شدن كشتي در جزيرهاي ساكن شده بود و در اثر همدلي، تلاش و اميد به آينده عليرغم همه سختيها و مشكلات موجود در آن جزيره، در نهايت به پيروزي و موفقيت رسيدند. از آن زمان تا ماه رمضان
امسال ما از دريچه تلويزيون با خانوادههاي بسياري آشنا شديم كه يكي از آنها خانواده حاج يونس فتوحي بود، مردي كه به قول خودش دو ركعت نماز، بدهكار خداوند نيست و در مسجد نيز در صف اول نماز ميايستد و تازه حاجخانم خانواده نيز مشكلات دختر خانمهاي سركش و نافرمان را برطرف ميكند اما... ما مردمان عجيب و غريبي هستيم. اين همه در ادبيات و فرهنگمان از عشق و عاشقي صحبت ميكنيم اما وقتي نوبت عاشقي فرا ميرسد، از آن واهمه داريم. برخي از مردهاي ايراني هم، بسيار شگفتانگيز هستند، آنها شايد بيش از همه مردهاي جهان، از زنان، محرم و نامحرم ميسازند اما وقتي به اندازه حوضي كوچك، آب پيدا ميكنند مثل كشتيهاي اقيانوسپيما عمل ميكنند!
ند! هر كدام از ما به سريالهاي مناسبتي در ماه رمضان، از يك زاويه نگاه ميكنيم. بيترديد راحتترين كار، نقد غيررسانهاي به تلويزيون آن هم خارج از گود است. بهخصوص در طول يك سال اخير تقريبا يك اجماع از اين انتقادها عليه سازمان رقم خورده است اما اين هم دليل نمي شود تا ما نقد منصفانه و مشفقانه از تلويزيون نداشته باشيم.پيوند دادن بين ماه مبارك رمضان و نشاط اجتماعي و تولد انديشههاي نو در اين زمينه ،چون برگزاري جشنواره سريالهاي تلويزيوني يا ياري خواستن از ايرانيان براي كمك به زندانيان نيازمند و نيز پذيرفتن سرپرستي ايتام و... از جمله نمونههاي مثبت و مصداق برداشتن يك گام به جلو از سوي رسانه ملي در طي سالهاي اخير بوده است. اما اكنون پس از گذشت بيش از شش سال آيا نميتوان جنبههاي كيفي چنين رويدادهايي را افزايش داد. به همين دليل از «عليرضا كاظميپور» دعوت كرديم تا به پرسشهاي ما پاسخ دهد. او در طي سالهاي اخير ثابت كرده است كه ميتواند ايدههاي نو را در زمينه نويسندگي سريالهاي مناسبتي به ايرانيان عرضه نمايد.
او را با سريالهايش مي شناسيم. قصههايي كه در طول سالهاي گذشته براي شبهاي ماه رمضان ايرانيان نوشته است: گمگشته: تصوير جلال و برادرش، مردي كه حضور در جايگاه ديگري او را به عرفان و تحول دروني ميرساند. كمكم كن: تصوير مردي كه رفتنش به كما و قبول آخرت و در نهايت جبران گذشتهاي كه تنها كولهباري از گناه برايش داشت. او يك فرشته بود: جسميت بخشيدن به شيطان و حضور در زندگي مردي مذهبي كه به خاطر غرور ديني سقوط ميكند. و در نهايت؛ ميوه ممنوعه: ميگويند نگاهي البته گذرا به زندگي شيخ صنعان است، روايت زندگي حاج يونس فتوحي. از ديد كاظميپور سوژههاي ماه رمضان بايد چگونه باشند؟ كاظميپور:
ديدگاههاي متفاوتي در اين خصوص وجود دارد، براي مثال مديران شبكه سوم سيما معتقدند كه مردم پس از يك روز رياضت و عبادت، نياز به يك فضاي شاد و مفرح دارند و بهخاطر همين سريالهاي طنزگونه ميسازند در عوض مديران شبكههاي ديگر ترجيح ميدهند كه محتواي سريالهايشان مطابق با حال و هواي اين ماه، پر از مفاهيم معنوي و عرفاني باشد. يعني در سازمان صدا و سيما چيزي به نام اتاق فكر براي ساخت چنين آثاري وجود ندارد؟ كاظميپور: اگر منظورتان از اتاق فكر جايي است كه عدهاي در آن بنشينند و راجع به موضوعات و سوژههاي مناسب براي ماه رمضان تصميم بگيرند و برنامهريزي كنند، نخير، چنين اتاقي وجود ندارد. در حال حاضر روال كار طوري است كه تهيهكنندههاي شبكه به نويسندگان مختلف سفارش نگارش طرحي براي ماه رمضان
ميدهند و مسئولان شبكه نيز اين طرحها را مطالعه كرده و از بين آنها بهترين را براي ساخت و توليد انتخاب ميكنند. اگر هر نويسندهاي ميتواند طرحي به شبكه ارائه كند. قاعدتا ما بايد هر سال شاهد كارهاي نو و جذابي باشيم در حاليكه سوژه و مضمون خيلي از سريالهاي تكراري است. شما قبول نداريد كه يك وجب خاك همان زيرزمين و اغما نيز همان او يك فرشته بود است؟ و مسلما اين تجربه موفقي نيست؟ كاظميپور: اين مسئله دلايل متعددي دارد كه از جمله آنها كمبود موضوعاتي است كه ميتوان با محدوديتهاي تلويزيون به آن پرداخت. واقعيت اينكه سوژههايي كه قابليت نگارش و ساخت در تلويزيون را دارند بسيار محدود و انگشتشمارند و در طول سي سال بعد از انقلاب نيز همه آنها به كرات ساخته شدهاند. بجز كمبود طرح و سوژه مناسب ما با كمبود نويسنده خوب نيز مواجه هستيم با وجود اين من خودم در طول اين چند سال شاهد بودهام كه مديريت شبكههاي مختلف هر سال تلاش و زحمت بسياري ميكشند تا در ماه رمضان كار ممتاز و آبرومندي براي مخاطبان خود آماده كنند. و اصلا دليل اينكه هر سال كار توليد سريالهاي ماه رمضان به دقيقه نود ميكشد همين وسواس و سختگيري مديران در انتخاب طرح و قصه مناسب است. اگر فرض بر اين باشد كه با مشكل تهيهكننده نويسنده و كارگردان خوب مواجه هستيم در تلويزيون مديران ميتوانند در اين يك سال كه تا رمضان ديگر فرصت داريم دعوت كنند از گروههاي خوب فيلمسازي تا پنج كارگردان و تهيهكننده تمام سريالهاي چند سال اخير را نسازند...
.. كاظميپور: به نظر شما چرا اينگونه است؟ من فكر ميكنم در تلويزيون مثل در تيم ملي بسته است. كاظميپور: اينطوري نيست. ما تهيهكننده حرفهاي و كارآموز در تلويزيون كم داريم. مخصوصا تهيهكنندههايي كه بتوانند در طول 4 ماه، ساخت يك سريال سي قسمتي را با سرعت و كيفيت مناسب به انجام برسانند، واقعا انگشتشمارند. مديران شبكهها نيز در چنين فرصت محدودي ريسك نميكنند و افرادي را براي ساخت پروژههايشان انتخاب ميكنند كه قبلا امتحان خود را پس دادهاند. به نظر من، تا وقتي كه شبكه ها يك سال از پخش جلو نيفتند و كارهاي سال بعدشان را امسال نسازند و آماده پخش نكنند، سيستم فعلي كه بر روند نگارش و توليد كارهاي مناسبتي حاكم است تغييري نخواهد كرد و هر سال شاهد اسامي تكراري در تيتراژ سريالها خواهيم بود.
اما در اين ميان موضوع ديگري مطرح ميشود، موضوعي كه در ابتدا اشارهاي گذرا با آن شد؛ موضوع ديني، مذهبي چيست؟ آيا اگر حاج يونس فتوحي مذهبي هفتاد ساله را كه حتي دو ركعت نماز بدهكار نيست را به تصوير بكشيم،
سريال ما ديني است؟! يا ميتوان سريالي ساخت كه تاثيرات عميق بر انسان بگذارد؟! ايراني ميتواند... اين شعار ملي ماست كه البته در دين و شريعت ما هم بارها و بارها به آن اشاره شده؛ حضرت علي(ع) فرمودند: اگر علم در ثريا هم باشد حتما مردي از ايران به آن دست پيدا ميكند. اما اين مهم در كارهاي تلويزيون ما تا چه اندازه ملموس است؟ آيا سريالهايي مانند قصههاي جزيره، پرستاران، خانواده دكتر رابينسون، سالهاي دور از خانه، شهر مرزي و حتي جواهري در قصر كه از سيماي جمهوري اسلامي پخش شده، داراي درون مايه اسلامي نيست؟! آباداني، مقاومت، ايثار همه و همه از پيامهاي اين كارهاست، كدام يك از كارهاي تلويزيوني به خصوص مناسبتي ماه رمضان اين مفاهيم را به ما القا ميكنند؟! در سريال يك وجب خاك به اين پارامترها ميرسيم يا اغما؟ به نظر شما مبارزه براي كسب انسانيت همان مبارزه با نفس ما نيست؟ شما با كدام يك همذات پنداري ميكنيد با داماد آقاي افشاري، دكتر برديا، دكتر پژوهان و يا سوزان شهر مرزي، ساراكنيگ، مارشال وارنست و... در كدام يك از سريالهاي ماه رمضان نشان از آباداني، نشاط، اميد و در كل زندگي ميبينيم؟ ما هنوز با خودمان درگيريم، يا جلال با فتوحي، يا افشاري با دامادش و يا خواه اين درگيري ميخواهد بين دكتر پژوهان باشد با نفس اماره خودش؟ كاظميپور: قبول دارم كه محتواي اين سريالها اشكالات بسياري دارد كه از جمله آنها نبود روحيه اميد و نشاط و نگاه مثبت به زندگي است اما نميتوان انكار كرد كه در طول اين چند سال تلاشهايي در جهت ساخت اينگونه آثار در تلويزيون صورت گرفته است، مثلا دو سه سال پيش قرار شد كه سي تله فيلم با موضوع پيشرفت و آباداني كشور و كارايي نهادهاي دولتي در تلويزيون ساخته شود و بودجه خوبي هم به اين كار اختصاص داده شد اما نتيجه مثبتي نداد.
موضوع مهم ديگر كه قابل تامل و بررسي است، ضعف تلويزيون كه شايد ناشي از محدوديتهاي سازمان باشد، در عدم به تصوير كشيدن صحيح و البته شرعي مضامين و البته المانهاي ديني و اسلامي است. به طور مثال ازدواج موقت يك راه منطقي، شرعي و البته قانوني است كه در سريالها افراد غيرموجه و البته خاكستري انجام ميدهند. به طور مثال ميتوان به دو سريال طلسمشدگان داريوش فرهنگ و نرگس سيروسمقدم اشاره كرد، در طلسمشدگان مردي كه نه از نظر ظاهري بلكه در باطن هم هيچگونه اعتقادي به المانهاي ديني نداشته و تارك الصلاة است و در مراسم ختم
همسرش به جاي تلاوت قرآن، موسيقي ميگذارد چطور ممكن است براي برقراري ارتباط با منشياش از يك راه شرعي وارد شود؟! آيا اين به محدوديت صدا و سيما در به تصوير كشيدن واقعي نوع ارتباطات برميگردد يا جامعه ما پذيرش طرح چنين موضوعاتي را ندارد؟ صدا و سيما توانايي دارد تا در چند سال آينده تصوير درستي از زندگي اميرالمومنين(ع) بسازد؟ نحوه ازدواج حضرت بعد از رحلت حضرت فاطمه(س) و نيز تعدد زوجين اگر از سيماي جمهوري اسلامي به تصوير كشيده شود، آيا آنها خواهند توانست ازدواج موقت ايشان را به درستي نشان دهند؟ و پس از بازخوردها چگونه خواهد بود؟ ما براي اينكه نميتوانيم رابطه ناهنجار و غيراخلاقي بين زن و مرد را به تصوير بكشيم، از اين رو هر ارتباط از اين دست را به صورت مشروع بيان ميكنيم. ديگر بين خوب و بد چه فرقي است؟ طبيعي است وقتي در آثار تلويزيوني ما تنها افرادي مانند شركت و امثالهم كه براي هر كاري نه تنها به توجيه شرعي بلكه قانوني توجهي ندارند، براي ارتباط با زن ديگر از ازدواج موقت وارد ميشود، نميتوان درك صحيحي از زندگي معصومين داشته باشيم... سريال «او يك فرشته بود» به نوشته كاظميپور نيز از اين قاعده مستثني نيست. بهزاد كه دچار وسوسه شيطاني شده و به راحتي يك دختر جوان را به داخل خانهاش ميبرد و پس از رفتن همسرش باز به ماندن دختر اصرار دارد، اما باز قائل به رعايت معيارهاي اسلامي است.نويسنده موفقترين سريالهاي مناسبتي ماه رمضان در سالهاي اخير، ميگويد: ما به دليل اعتقادات و محدوديتهاي عرفي و شرعي، نميتوانيم ارتباط آدمها و زندگي واقعي آنها را به تصور بكشيم. من با حرف شما كه نبايد براي ارتباط نامشروع يك مرد و زن توجيه شرعي بتراشيم و آن را صيغه يا ازدواج موقت بناميم،كاملا موافقم. چون نبايد از مذهب براي توجيه كاري كه از نگاه عرف مردم غلط است استفاده كنيم. اما استدلال مديران شبكه اين است كه با نشان دادن رابطه نامشروع، قباحت اين عمل در جامعه ميريزد. و تبديل به امري عادي و پيش پا افتاده ميشود و من فكر ميكنم به خاطر جنبه آموزشي و فرهنگسازي تلويزيون در ايران، نگراني مديران، نگراني درستي است. پس با اين حساب چه فرقي است ميان آدم خوب و آدم منفي؟ كاظميپور: روحاني سريال ما جملهاي گفت كه آدم بايد هم ظاهر كارش درست باشد و هم باطنش – وقتي كه ما ارتباط نامشروع را در سريالها صيغه ميناميم ظاهر كارمان درست ميشود ولي باطنش همچنان خراب ميماند.
اما پس از تمام اين مباحث چيزي كه واضح و مبرهن است سيما در يك ماه رمضان به حداكثر قابليت تاثيرگذاري ميرسد، چهار شبكه در هر روز اين ماه با حداقل سي دقيقه سريال كه به عبارتي 3600 دقيقه كه معادل ماهها برنامه است با اين حساب اگر اين رسانه كمر همت بر برطرف نمودن حداقل يك ناهنجاري اجتماعي بربندد در يك ماه رمضان كه بر دلهاي روزهدار و نيز به جهت تكرار غيرروزهدار موثر خواهد افتاد. اما امسال نيز به مانند سالهاي گذشته سريالهاي مختلفي پخش شد كه در اين بين ميوه ممنوعه از بينندگان بيشتري برخوردار بود هر چند نسبت به كارهاي ديگر ساعت پخش
خوبي هم نداشت .
حرفهاي پاياني نويسنده ميوه ممنوعه خواندني است من خيلي دوست داشتم سال گذشته هم كاري براي ماه رمضان داشته باشم. چهار طرح هم نوشتم ولي هيچكدام تصويب نشد... فكر ميكنم شروع هر كاري حاصل يكسري تصادفات است. امسال بهطور كاملا اتفاقي با آقاي عفيفه (تهيهكننده) در شبكه 3 برخورد كردم و ايشان از من براي نگارش طرحي براي شبكه 2، دعوت به كار كردند. پيش از من آقاي عفيفه، چند طرح مختلف به شبكه ارائه داده بود ولي هيچكدام مورد موافقت قرار نگرفته بود. هر چند كه در اين رفت و آمدها علاقهمندي شبكه به موضوعاتي مثل آزمايش الهي و پرداختن به مفاسد اقتصادي مشخص شده بود. خود آقاي عفيفه نيز ايدههايي در اينباره داشت و در نهايت من اينها را كنار هم چيدم و طرحي نوشتم كه تصويب شد و براي تسريع كار و بالا رفتن كيفيت فيلمنامهها از آقاي عليرضا نادري دعوت كرديم تا وظيفه نگارش ديالوگها را برعهده بگيرد و كار نگارش فيلمنامهها را بهطور مشترك انجام داديم. در خلاصهاي كه به مطبوعات داده شده، آمده است كه اين سريال تلفيقي از دو داستان شاه لير و شيخ صنعان است اما اينگونه نبوده كه ما از ابتدا خواسته باشيم كه از اين دو داستان اقتباس كنيم، بلكه پس از نوشتن طرحهاي اوليه، رگههايي از اين داستانها را در طرح خودمان پيدا كرده و آنها را بسط و گسترش داديم.
حاج يونس شبيه شيخ صنعان هست و هر چه به سمت قسمتهاي پاياني پيش برويم اين شباهت بيشتر خواهد شد. در حين نوشتن كار به فيلمهاي مختلفي از جمله دنيا، روسري آبي، مارال و ديوانهاي از قفس پريد ميرسيدم به همين جهت سعي ميكردم سكانسهايي بنويسم كه در آن كارها نباشد. ميگويند محدوديت خلاقيت ميآورد – بله، همينطور است ولي محدوديت زياد خلاقيت نويسنده را كور ميكند.