اين اسامي را مرور كنيد، گنبد مسجد شيخ لطفا... اصفهان، گنبد مسجد گوهرشاد مشهد، دالان رو به كتابخانه مسجد سپهسالار تهران، شبستان زمستاني مسجد جامع اصفهان، نماي نيمكار جنوبي مسجد امام حسين تهران، پل
شهرستان اصفهان، شبستان مسجد سپهسالار تهران، يزديبندي خانه بروجرديهاي كاشان، نيمكار ورودي سر در مدرسه دارالفنون، يزديبندي تيمچه ملك بازار كاشان، مسجد سجاد تهران، زيرگنبد مسجد امام حسين تهران، مسجد سنگي تهران، مسجد انبار گندم تهران، مناره مسجد شاه اصفهان و... تمامي طراحي گنبدها و منارهها و همچنين آجركاريهاي آن توسط استاد لرزاده صورت گرفته است. استاد به زبان امروزي، يك آرشيتكت تمام و كمال بود.
استاد «حسين لرزاده» معمار بزرگ مساجد و يكي از آخرين معماران سنتي اسلامي كشورمان است كه در طول حياتش معماري و مرمت بيش از 840 مسجد را برعهده داشت. وي مهارت كمنظيري در فنون اجرايي و تزييني معماري سنتي (مقرنس، رسميسازي، گرهسازي و يزديبندي) داشت كه از آنها به اصول اربعه ياد ميكرد.
وي علاوه بر اصول اربعه خود به تزيينات معماري باستاني ايران و معماري قرن نوزدهم اروپا نيز تسلط يافت و همچنين نقشهها و پلانهاي ساختمانهاي مسكوني را نيز از معماران مدرن آموخت و بناهاي مسكوني بسياري به سبك غربي ساخت. لرزاده، عضو پيوسته فرهنگستان هنر در گروه هنرهاي سنتي، در سال 1285 در تهران به دنيا آمد. پدر وي محمد لرزاده، از معماران بنام دوره اتابك و همكار حاجحسن صنيعالديوان بود. حسين لرزاده ابتدا چندي نزد ميرزاحسن به مكتب و سپس به مدرسه رفت. استعدادهاي وي از همان زمان نمايان شد. او پس از اتمام دوره دبيرستان به مدرسه كمالالملك رفت و مجسمهسازي آموخت و سپس در محضر درس سيدمحمد تقي نقاشباشي به تحصيل علم پرداخت.
از اين هنرمند سنتي كار بر روي 842 مسجد، ساخت صحن اباعبدا... در كربلا، كاخ سعدآباد، كاخ سفيد سعدآباد، كاخ مرمر، مدرسه شهيد مطهري، طراحي و ساخت سردر ايراني براي بانك شاهي واقع در توپخانه (بانك تجارت كنوني)، طراحي آرامگاه فردوسي در طوس و بسياري از بناهاي ديگر به يادگار مانده است. مرحوم لرزاده، استاد بزرگ و سنتگراي معماري ايران را كمتر كسي است كه نشناسد. به هر حال مردم جنوب تهران و همه قديميها كه با ماشين دودي به شهرري و زيارت حضرت عبدالعظيم ميرفتند، خيابان لرزاده و مسجد لرزاده را ميشناسند. لرزاده فرزند مرحوم استاد محمد معمار، در دوران كودكي مدتي شاگرد كمالالملك بود و معماري ميكرد، اما چون پدرش اين كار را حرام ميدانست، به امر پدر كارگاه كمالالملك را ترك كند، هر چند كمالالملك او را با استعداد شناخته بود و به وي علاقه داشت.
# ت. لرزاده نه تنها معمار، بلكه نقاش، خطاط و شاعري خوش قريحه بود كه آثاري در عرصههاي گوناگون هنر از خود به يادگار گذاشت؛ از نقش يك قالي زيباي ايراني با طرح و رنگ چشمگير گرفته تا تابلوهاي آبرنگ، نقوش معرق و تابلوهاي خط و شعرهايي كه با خط زيباي خود نوشته است. افزون بر اين كتابهايي درباره معماري سنتي ايران و هنرهايي كه اين شيوه معماري را دلنشين و خوش نقش و نگار ميكند، نوشته است كه بيگمان پشتوانه هويت و منبع دانشهاي لازم براي معماري ايراني اسلامي است. او نمونه بارز كساني بود كه ميگويند از هر انگشتشان يك هنر ميبارد. او مصداق و نمونه كساني بود كه چون رخ در نقاب خاك كشند، انسان ميپندارد كتابخانهاي بزرگ و بسيار غني در دل خاك دفن شده است. حق هم همين است؛ بدون اين پشتوانههاي فكري، ذوقي، هنري، فرهنگي و علمي انسان نميتواند «مسجدساز بزرگ» شود، زيرا مسجد نماد همه اين عوامل تكامل و تعالي است. اين معمار بزرگ ايراني سهشنبه 24 شهريورماه سال 1383 پس از 98 سال زندگي پرثمر بر اثر بيماري و ضعف جسماني درگذشت. يادش گرامي.