«كميسر لسكو» نام سريالي است كه جمعه شبها از شبكه يك سيما پخش ميشود. اين فيلم با نام اصلي «ژولي لسكو» محصول كشور فرانسه است كه از نهم ژانويه سال 1992 به طور همزمان از شبكههاي تلويزيوني كشورهاي فرانسه، بلژيك و سوييس پخش ميشد و يكي از پربينندهترين سريالهاي اروپايي در كشورهاي فرانسه زبان محسوب ميگشت. آمار به دست آمده نشان ميدهد كه اين سريال، هشت تا يازده ميليون نفر بيننده داشت. اين در حالي است كه پرطرفدارترين فيلمهاي تلويزيوني آن زمان حدود 2 تا 4 ميليون بيننده داشتند. همين استقبال شديد سبب شد ساخت سريال «ژولي لسكو» ادامه يابد. تا به حال 15 فصل از اين سريال ساخته شده است و تلويزيون كشور ما در حال پخش قسمتهاي اوليه اين سريال ميباشد.
اين سريال چيزي از سريالهاي پليسي آمريكايي و انگليسي كم ندارد و پس از سريال «كميسر ناوارو» كه آن هم از تلويزيون ايران پخش ميشد، دومين سريال فرانسوي است كه توجه مردم كشورهاي مختلف را به خود جلب كرده است. داستان فيلم، آميختهاي از هيجان، تعليق و طنز ميباشد و به خاطر نگارش خوب «الكسي لوكه» و بازيهاي خوب بازيگران از جمله بازي بينقص هنرپيشه نقش اول آن «ورونيك ژنست» توانسته است سالها برروي صفحه تلويزيونها برود و تماشاچيان خود را از دست ندهد.
ژنست يك بازيگر خوشنام
ورونيك ژنست كه نام كاملش «ورونيك ريموند ماري كامبولاند» است روز 26 ژوئن 1958 در «ميو» فرانسه به دنيا آمد. مادرش منشي و پدرش پزشك بود. وقتي تنها ده سال داشت پدرش را از دست داد. برادرش «اوليور» هم كه تنها يك سال از «ورونيك» بزرگتر بود در سال 1993 از دنيا رفت.
ورونيك در هشت سالگي يك ايستگاه راديويي درست كرد كه مجهز به يك ضبط صوت شبهحرفهاي بود. او هر روز به اتاق انتظار مطب پدرش ميرفت و با بيماران مصاحبه ميكرد. پس از مرگ پدر، خانواده ورونيك به شهر ديگري نقلمكان كردند و او وارد مدرسه مذهبي «بانوان سن لويي» شد. مسئولان اين مدرسه بسيار سختگير بودند و به عنوان مثال يكي از قوانين آن اين بود كه دانشآموزان بايد مدرسان را «خواهر بسيار عزيز» خطاب ميكردند و هيچ بچهاي حق نداشت در حياط بدود. بايد بگوييم كميسرلسكو سردسته گروه شرور مدرسه بود و هر اتفاق ناخوشايندي به او نسبت داده ميشد.
ورونيك اولين بار در پانزده سالگي قدم بر روي سن نمايش گذاشت. در هجده سالگي با برادرش «اوليور» به پاريس رفت و شغلهاي عجيب و غريبي براي خودش پيدا كرد. در 23 سالگي در كنكور آكادمي هنر پذيرفته شد و در سال 1980 براي بازي در فيلم «جوجه» قبول شد.
در زمان ساخت همين فيلم تهيهكننده به او گفت: «تو اسم سختي داري. يك اسم ديگر از ميان اعضاي خانوادهات انتخاب كن.» مادربزرگ «ورونيك»، «ماري ژنست» نام داشت و ورونيك بلافاصله نام او را براي خود برگزيد و از آن پس با نام «ورونيك ژنست» معروف گشت. او ميگويد از زماني كه يادم ميآيد، هميشه دوست داشتم بازيگر شوم. پدر و مادرم هم كمي استعداد در اين زمينه داشتند. مادرم ميتوانست كمدين خيلي خوبي شود ولي هيچ وقت شروع نكرد.
ورونيك ژنست (كميسر لسكو) در سال 1992 با «ميربوكووزا» كه يك پزشك است، ازدواج كرد. «مير» از همسر اولش دو فرزند به نامهاي «آدام» و «جنيفر» داشت.
ورونيك و مير در 27 جولاي 1996 صاحب پسر كوچولويي به نام «سم اوليور خاوير موس» شدند: «اوليور» به خاطر برادر ناكام ورونيك، «خاوير» به خاطر اسم كوچك پدر ورونيك، «موس» هم به خاطر اسم كوچك شوهر ورونيك.
ورونيك و همسرش يك كمپاني ساخت فيلم به نام «سم و كامپاني» تاسيس كردهاند. در اين شركت امور مالي برعهده «مير» و امور هنري و انتخاب سناريو وظيفه ورونيك است. اين زوج خوشبخت قطعه زميني در «كورسيكا» خريدند و خانه روياهاي خود را با سليقه خودشان در آن بنا كردند. ورونيك علاقه خاصي به موتورسيكلت دارد و كلكسيوني از انواع آنها را جمعآوري كرده است.
او به موتورسواري هم علاقهمند است و از وقتي باردار شد و سم به دنيا آمد، ترجيح داد با «اسكوتر» به اين طرف و آن طرف برود چون استفاده از آن راحتتر و بيخطرتر ميباشد. ورونيك در سال 2004 مفتخر به دريافت نشان «شواليه لژيون دواونور» شد و روز دوازدهم نوامبر 2004 «ژاك شيراك» رييسجمهور وقت فرانسه با دست خود اين نشان را به او اهدا كرد. ورونيك خودش تقاضا كرده بود نشان را از دست خود شيراك بگيرد چون مادرش خيلي دوست داشت او را در كنار رييسجمهور كشورش ببيند ورونيك از اينكه دل مادرش را شاد كند، لذت ميبرد. ورونيك در سالهاي 1996، 1999 و 2001 برنده جايزه هفت طلا در فرانسه شد و برنده جايزه بهترين هنرپيشه كمدي شد.
«ورونيك ژنست» در فيلمها، سريالها و نمايشنامههاي متعددي از جمله «خشونت قانوني»، «آدم و حوا»، «با نگاه مرا دنبال كن»، «يك روبان بزرگ»، «بانوي آزيو»، «ششمين كلاسيك» و... بازي كرده است ولي اين سريال «ژولي لسكو» (يا همان كميسر لسكو) بود كه او را به اوج شهرت رساند و نام او را به گوش مردم كشورهاي غيرفرانسه زبان هم رساند.

شخصيت «جولي لسكو» توسط «الكسي لوكه» نويسنده رمانهاي پليسي خلق شد و نخستين بار در ژانويه سال 1992 منتشر گشت. «جولي لسكو» همسر سابق و مطلقه «پل» وكيل است كه كميسر اداره پليس شهركهاي اطراف پاريس ميباشد.
جولي لسكو به خوبي توانسته است كار و زندگي خانوادگي را در آن واحد اداره نمايد و در هر دو زمينه سربلند و موفق باشد به طوري كه هم پليسهاي زيردست و هم اعضاي خانوادهاش هر دو از او حرفشنوي دارند.
دختران كميسر لسكو «سارا» و «بابو» هستند كه نقشهاي آنها را «جنيفر لاوره» و «ژوزفين سري» بازي ميكنند. جنيفر متولد 1980 است و كار خود را با شركت در برنامههاي تبليغاتي عروسكيآغاز كرد و پس از آن به فيلمهاي تلويزيوني راه يافت. او هماكنون با وجود سن كم، تجارب زيادي در عرصه سينما دارد و از بازيگران پرطرفدار فرانسوي است.
«ژوزفين سري» در دسامبر سال 1982 متولد شد و با بازي در فيلم «جين اير» پا به عرصه سينما گذاشت. او از اولين فصل سريال كميسر لسكو با اين فيلم همراه شد و دختر كوچكتر كميسر بود كه همچون مادرش در كارهاي مربوط به خود بسيار كوشا و جدي بود. او به دلايل شخصي و البته حضور در يك فيلم ديگر از اواسط سريال همكاري با آن را كنار گذاشت.
مردان پليس «كميسر لسكو» چندين نفر هستند كه مهمترين آنها «گوما» (موس ديوف)، «كاپلان» (رنو ماركس)، «موتا» (الكسي دسو) و «زورا» (ساميا ساسي) ميباشند كه در اين ميان گوما و كاپلان دستياران مهم و با ارزش كميسر ميباشند كه او را در تمامي ماموريتها همراهي ميكنند و در كنار يكديگر يك گروه منسجم را تشكيل ميدهند.
«پير موس ديوف» در نقش بازرس «گوما» و يكي از شخصيتهاي اصلي و تنها پليس سياهپوست فيلم متولد 1964 در «داكار» پايتخت كشور «سنگال» است. او در چهار سالگي به همراه خانوادهاش به مارسي رفت و مدتي بعد راهي شهر پاريس شد. موس ديوف اوايل بوكسور بود اما بعد به فيلمها و نمايشنامههاي كمدي رو آورد. پس از موفقيت و محبوبيت در فيلمهاي تلويزيوني بود كه به عالم سينما پيوست.
«رنو ماركس» در نقش «كاپلان» يكي ديگر از همكاران پركار لسكو است كه در مجموعههاي مختلفي به ايفاي نقش پرداخته و در بسياري از فيلمها به عنوان خواننده حضور داشته است زيرا از صداي خوبي برخوردار ميباشد. ولي او نيز با كميسر لسكو به شهرت بيشتري دست يافت و محبوبيت پيدا كرد.سريال كميسر لسكو در ايران هم با موفقيت همراه بوده و تعداد بينندگان آن هفته به هفته بيشتر ميشود. شايد رمز موفقيت سريال لسكو اين باشد كه ماجراهاي ساده و معمولي را به نمايش درميآورد و آسيبهاي اجتماعي روزمره را به تصوير ميكشد. رمز ديگر به دل نشستن اين سريال شايد اين باشد كه كميسر لسكو خيلي خوب كار و خانواده را در كنار هم اداره ميكند و ارتباط نزديك او و دخترانش براي بينندگان خانوادهدوست باارزش است. او محيط پردردسر و پرتنش اداره پليس را كاملا جدا از محيط آرام خانه ميداند و سعي ميكند خستگيهاي كار را به خانه نياورد تا بتواند دخترانش را درك كند. ولي شايد مهمترين و اصليترين دليل پربيننده بودن اين سريال، حضور يك كميسر زن در نقش اول يك سريال پليسي است كه با تواناييهاي وسيع و منحصر به فرد خود كارمندان را مطيع خود ميكند و به خوبي از پس حل معماهاي پليسي بر ميآيد و در اين راه حتي از همتايان مرد خود پيشي ميگيرد. سريال كميسر لسكو در پانزده فصل مجزا و هفتاد قسمت ساخته شد.
اين سريال هنرپيشههاي بيشماري دارد و برخي از هنرپيشگان اصلي آن نيز در طول چندين سال ساخت آن تغيير كردهاند به عنوان مثال در قسمتهاي آخر اين سريال نقش سارا و بابو را دو هنرپيشه ديگر ايفا ميكنند زيرا بازيگران آنها يعني جنيفر و ژوزفين براي بازي در فيلمهاي ديگري قرارداد داشتند.
منبع: مجله خانواده سبز