از او به عنوان يك خواننده كامل ياد ميكنند، زماني كه اين موضوع را به او ميگوييم، خوشحال ميشود اما نه با غرور و ميگويد: «به من لطف دارند، من طي اين مدت، تنها تمرين كردم و تمرين و هيچگاه هم نااميد نشدم، اگر در حال حاضر به چنين جايگاهي رسيدهام، به خاطر زحمات فراوانم بود».
نام او حامي است، خوانندهاي كه از صدايي رسا و گوشنواز برخوردار است، خيليها ميگويند، او دهه پنجاهي ميخواند اما او نظر ديگري دارد: «من براي اين سبك موسيقي حرمت قائلم و توانستم آن را به شكلي جديد ارائه دهم و مردم هم با استقبالشان نشان دادند كه از اين سبك موسيقي لذت ميبرند» حامي خواننده خوشصدايي است كه پس از چندين سال خوانندگي، جاي پاي محكمي در موسيقي ايران براي خود باز كرده است، در اين شماره پاي صحبتهاي او مينشينيم.
پس از آلبوم دو نيمه رويا تصميم گرفتم، آلبوم بعديام را با دقت بيشتري روانه بازار كنم، به همين خاطر با وسواس خاصي شروع به انتخاب ترانه، ملودي و در نهايت تنظيم كارهايم كردم. شايد به اين خاطر آلبومم كمي دير به بازار آمد و اين زمان چهار ساله تاخير در توليد به خاطر ترديد در انتخاب كارهايم بود، همچنين پيش از شروع كار، روي يك سري از افراد مانند بامداد بيات برنامهريزي كردم كه متاسفانه بهخاطر اتفاقي كه براي ايشان افتاد كار چندين ماه به تعويق افتاد بخشي از تاخيرها هم به خاطر شركت بود.
من براي موسيقي حرمت زيادي قائلم و هيچوقت حاضر نميشوم بهخاطر مسائلي مانند بازار، ارزش آن را كم كنم. من از ابتداي كارم يك سبك را براي خودم انتخاب كردم و تا به امروز هم سعي كردهام ضمن حفظ سبكم آن را ارتقا دهم.
اگر هر كاري را ما صرفا بهخاطر بازار بسازيم، قطعا با شكست مواجه خواهيم شد، شخصا هيچوقت آلبومي را صرفا براي بازار نميسازم، براي من مهم كار خوب و فاخر ارائه دادن آن است حتي اگر فقط يك شنونده داشته باشد.
من هميشه براي دلم ميخوانم وخيليها هم هستند كه زمزمههاي من را دوست دارند، همه تلاشم اين است كه يك كار خوب به مردم ارائه دهم و به شعور موسيقي آنان احترام بگذارم.
خيليها ميپرسند كه سليقه موسيقي مردم به شدت كاهش يافته، بايد بگويم كه سليقه مردم كه خود به خود بهتر يا بدتر نميشود ما خوانندگان هستيم كه با ارائه كارهايمان روي سليقه مخاطب تاثير ميگذاريم. ضمن اينكه متاسفانه در سالهاي اخير، ما موسيقي ضعيفي را به خورد مردم دادهايم، آن وقت چهطور ميتوانيم از آنها انتظار داشته باشيم كه ذائقهشان بهتر شود وقتي ما موسيقي با شعرهاي ضعيف و صداهايي كه به زور افكت قابل شنيدن ميشوند توليد ميكنيم، آن وقت...
موسيقي عامهپسند در تمام دنيا وجود دارد اتفاقا اين نوع موسيقي خيلي هم خوب است و مردم به آن احتياج دارند چرا كه گاهي اوقات مخاطب، تنها ميخواهد وقتش را با آن پر كند اما مسئله موسيقي عامهپسند در ايران با اين نوع موسيقي در دنيا كاملا فرق ميكند، ما در ايران موسيقيهاي ضعيف و زيرزميني را با موسيقي عامه پسند اشتباه گرفتهايم.
اگر به سبك موسيقي من دهه پنجاهي ميگويند بايد بگويم من اين سبك را با تمام وجودم دوست دارم و پايش هم ايستادهام، در موسيقي من اثري از كهنگي ديده نميشود چون اگر اينطور بود كارهاي من با استقبال مواجه نميشد، من موسيقي آن دهه را بهطور مدرن دوباره به مردم ارائه دادم و باز هم ادامه ميدهم.
آلبوم «فقط نگاه ميكنم»، كاملترين آلبوم من است من در اين آلبوم نسبت به دو كار قبليام به يك بلوغ رسيدهام، «فقط نگاه ميكنم»، همان اتفاقي بود كه من در كارهايم انتظارش را ميكشيدم و براي رسيدن به آن هم خيلي زحمت كشيدم.
اين آلبوم صرفا سليقه خودم بود، هر چند كه بعضي از دوستانم به من مشاوره دادهاند اما انتخاب نهايي را خودم انجام دادم.
در ميان شعرا رابطه دوستانهاي با بابك صحرايي دارم و همين رابطه باعث ميشود ما از نظر احساسي و عاطفي به هم نزديك بشويم و از سليقه هم مطلع شويم و ارتباط راحتتري با يكديگر برقرار كنيم.
وقتي قرار شد ترانه «ماهي تنگ بلور»، را در آلبوم قرار دهم، از چند تن از دوستانم خواستم شماره تلفن يا نشاني از اردلان سرافراز در اختيارم قرار دهند تا من مبلغي را كه براي خواندن ترانه بايد پرداخت ميكردم به ايشان بدهم اما متاسفانه هيچكس حتي از اقوام نزديكشان آدرسي را از ايشان در اختيارم قرار ندادند...
من هم اين مبلغ را كنار گذاشتم تا هر وقت نشاني از ايشان را كه ظاهرا در آلمان هستند به دست آوردم تقديمشان كنم، چيزي به انتشار آلبوم نمانده بود كه برادر ايشان وكالتنامهاي را از سوي اردلان سرافراز آوردند مبني بر اينكه پول را بايد در اختيار ايشان قرار دهيم اما اين وكالتنامه به هيچوجه جنبه قانوني نداشت من ميخواستم اين پول به دست خود صاحب اثر برسد و دليلي نميديدم كه پول ترانه را به ايشان بپردازم، در نهايت شكايت ايشان هم كاري از پيش نبرد اما من بعد از جواز و انتشار آلبومم، مبلغي را براي برادرشان فرستادم.
حامي در پاسخ به اين پرسش كه بعضيها معتقدند نگاه اساتيد موسيقي به خوانندگان جوان، يك نگاه عمده است، ميگويد: «اگر واقعا چنين نگاهي وجود داشته باشد به نظر من كاملا به حق است، چرا كه آنها براي رسيدن به چنين جايگاهي زحمت زيادي كشيدند و به عنوان استاد من اين حق را به آنها ميدهم كه نگاهي از بالا داشته باشند.
خودم هم شنيدهام كه ميگويند حامي بداخلاق و اخمو است! شايد اين بهخاطر ظاهريست كه دارم، من خيلي اهل فيلم بازيكردن نيستم، سعي ميكنم، خودم باشم گاهياوقات كه دلم گرفته، ناراحت هستم و زمان ديگر هم كه بايد بخندم ميخندم... و دليلي نميبينم براي خوشايند ديگران هميشه لبخند بزنم...
انتخاب سعي ميكنم آهنگهايم را با دقت و وسواس زياد كنم و شايد اين وسواس در انتخاب آهنگها باعث ماندگاري كارهايم شده است.
اگر يك خواننده واقعا خواننده باشد، اصلا احتياجي به چهره زيبا ندارد، ما خوانندگان بزرگ زيادي داريم كه از چهره زيبايي برخوردار نيستند اما ماندگار شدهاند.
آلبوم را به مادرم هديه ميدهم زيرا او دكلمه «فقط نگاه ميكنم» را خيلي دوست دارد. بزرگترين سرمايه زندگيام، خانوادهام هستند كه همهشان را از صميم قلب دوست دارم.
از نشريه پرطرفدار خانوادهسبز سپاسگزارم.