متولد كومو
زامبروتا متولد 19 فوريه 1977 در هفده سالگي و در سال 1994 عضو تيم محلي «كوموكالسيو» و در اولين فصل بازيها فقط در يك مسابقه حضور داشت. در سال 1995 «كومو» از سري B به سري C تنزل يافت و از آن پس بازيهاي زامبروتا منظمتر شد. او در فصلهاي 96 – 59 و 97 – 69 در 46 بازي حاضر شد و شش گل براي كومو به ثمر رساند. در سال 1997 «فاستي» سرپرست تيم باري متوجه بازي خوب زامبروتا شد و او را وارد باشگاه سري A خود كرد. «جيانلوكا زامبروتا» در جناج چپ اين تيم بازي ميكرد و در 27 بازي دو گل زد. در فصل99 – 1998 در 32 بازي حاضر شد و چهارگل را به ثمر رساند ولي در اواسط همين فصل «كارلو آنجلوتي» مربي يوونتوس او را با قيمت 15/85 ميليون يورو خريد و زامبروتا بقيه بازيهاي فصل را با پيراهن سياه و سفيد اين تيم ظاهر شد.
حضور در يوونتوس
زامبروتا پس از پيوستن به يوونتوس سير صعودي خود را آغاز كرد و در 32 بازي ليگ حاضر شد و يك گل به ثمر رساند. او در فصل دوم بازيها در سالهاي2001 2000- و 1002 – 2002 در 29 بازي ليگ حضور يافت و سه گل زد. در جام جهاني 2002 زامبروتا در بازي برابر كره جنوبي مصدوم شد و مدتي بازي نكرد و «مارو كامورانزي» جاي او را گرفت و در جناح چپ بسيار خوب ظاهر شد. همين موضوع سبب شد «مارچلو ليپي» مربي يوونتوس، زامبروتا را پس از بازگشت به تيم به پست دفاع چپ منتقل كند. او به سرعت با موقعيت جديد خودش خو گرفت و خيلي خوب بازي كرد و بازيكن ثابت شد.
درسال 2005 زامبروتا قرارداد خود را تا سال 2010 تمديد كرد ولي وقتي يوونتوس بهخاطر رسوايي سال 2006 گروه A به سري B سقوط كرد او هم تصميم گرفت در تابستان 2006 اين باشگاه را ترك نمايد.
در آن زمان باشگاههاي آثميلان، چلسي، رئال مادريد و بارسلونا به او پيشنهاد همكاري داده بودند و او سرانجام با 14 ميليون يورو پيشنهاد بارسلونا را پذيرفت و قرارداد چهارساله خود را با اين باشگاه به امضا رساند.
بارسلونا
«جيانلوكا زامبروتا» در چهارم آگوست 2006 و پس از پايان تعطيلات بعد از جام جهاني به باشگاه جديد خود پيوست. در آن زمان بارسلونا در تور قبل از فصل بازيها در لسآنجلس به سر ميبرد. زامبروتا با هم تيميهاي خود در آمريكاي شمالي تمرين كرد و در بازيهاي فينال آن تور در برابر باشگاه نيويوركي «ردبالز» ظاهر شد. او در مصاحبهاي گفت برايش مهم نيست كجاي زمين بازي كند و آماده است در هر جايي كه «فرانك رايكارد» بگويد حاضر شود. او در روز هفدهم مارس اولين گل خود را براي باشگاه جديدش به ارمغان آورد.
تيم ملي
زامبروتا در تمام مدت فوتبال حرفهاي خود عضو تيم ملي ايتاليا نيز بوده است. هماكنون هم كه به باشگاه بارسلونا پيوسته باز هم براي بازيهاي ملي كشورش به ايتاليا باز خواهد گشت. او قرار است براي حضور در بازيهاي مقدماتي يورو 2008 به كشورش بازگردد.
بازگشت به ايتاليا
چندي پيش زامبروتا اعلام كرد هيچ قراردادي بين او و باشگاه ميلان در بين نيست. او اين حرف را زماني زد كه شايعاتي جديد درباره پيوستنش به تيم ميلان ميشنيد. «جيانلوكا زامبروتا» در مصاحبهاي با YKS عنوان كرد كه ميلان به بازگشت او علاقهمند است ولي با وجود تمام توجهات و علاقه «روسونري» هيچ جلسهاي بين او و اين باشگاه انجام نشده است وي گفت: من هرگز با دست اندركاران ميلان ملاقات نكردهام و اگر هميشه به شهر ميلان ميآيم به اين خاطر است كه زادگاهم «كومو» است. زامبروتا از كودكي به ميلان علاقه داشت. پدر و مادرش هم از هواداران اين باشگاه بودند و هميشه دوست داشتند او را در لباس تيم ميلان ببينند. زامبروتا در ادامه افزود: «مسلما يك روز به ايتاليا باز خواهم گشت ولي نميدانم اين روز كي خواهد رسيد. در حال حاضر من انتخاب خودم را كردهام و بهتر است تلاش خودم را در اين مسير بكنم.»
عصباني از توتي
به نظر ميرسد روش توتي براي بيان اين موضوع كه ميخواهد به تيم ملي برگردد زياد خوب نبوده است به ويژه اين كه او عنوان كرده فقط در بازيهاي مهم حاضر خواهد شد. زامبروتا مثل بسياري از فوتباليستهاي ايتاليايي اعتراف كرد كه از رفتار توتي كاپيتان تيم «رم» ناراحت است. او ميگويد: من فقط ميخواهم روحيه بازيكناني كه در تيم هستند بيشتر از بازيكناني كه در آن نيستند، بالا برود. نميخواهم باعث جنگ و دعوا بشوم ولي اگر كسي به فكر لاجوردي پوشان باشد بهتر است هميشه به فكر آنها باشد و نه فقط در بازيهاي مهم. اين يك نظر است نه انتقاد. از نظر من توتي نبايد بگويد من فقط در بازيهاي حساس به تيم ميآيم و در بازيهاي غير مهم همتيميهايم را همراهي نميكنم. اين اشتباه است. گرچه توتي چندي پيش اعلام كرد كه براي هميشه از فوتبال ملي خداحافظي كرد.
ده نكته از زندگي زامبروتا
-1 زامبروتا در نظر اول مردي كم حرف، كاملا خجالتي، محتاط و گاهي اوقات حتي كمي گوشهگير به نظر ميرسد، ولي كساني كه او را از نزديك ميشناسند معتقدند اين اوصاف اصلا با روحيات او جور نيست و در حقيقت زامبروتا بسيار اجتماعي و تا حدي شوخطبع است.
-2 او و زينالدين زيدان تا حدودي به هم شبيه هستند. اين دو در ظاهر ساكت و آرام هستند ولي در واقع ميتوانند خانهاي را به آتش بكشند.
-3 زامبروتا همسري به نام «والنتينا ليگوري» دارد. اصليت والنتينا «ناپلي» است ولي از سالها قبل بيشتر اوقات خود را در «تورين» ميگذراند. زامبروتا و والنتينا اوقات فراغت خود را اغلب با دو خانواده جوان و نوپا «جيانلوكا پسوتو» و «الساندرو بير بيزلي» فوتباليستهاي ايتاليايي ميگذرانند.
-4 از نظر زامبروتا هيچ چيز قابل مقايسه با شام خوردن با دوستان در يك رستوران خوب و آن هم پس از يك بازي پيروزمندانه نيست. اگر در حين شام خوردن يك فيلم مافيايي احتمالا با بازيهاي «رابرت دنيرو» هم تماشا كنند ديگر نور علي نور ميشود.
-5 يكي از علائق دوران كودكي زامبروتا مطالعه بود. او الان هم مشتاق مطالعه است. كتاب محبوب زامبروتا «نامزد شده» (isopS issemorp I) نام دارد كه از آثار نويسنده ايتاليايي «الساندرو مانزوني» ميباشد.
-6 وقتي جوانتر بود از ورزش كشتي خيلي لذت ميبرد ولي تنها پوستر روي ديوار اتاقش عكس «روبرتو باجو» با آن پيراهن يوونتوسياش بود.
-7 او ديپلم انستيتوي طراحي پارچه دارد. خواهرش بنا به سنت قديمي شهر «كومو» در يك كارخانه پارچهبافي كار ميكرد تا وقتي كه ازدواج كرد. شوهر خواهر زامبروتا هم يك فوتباليست است و در باشگاه «يوه استانيا» بازي ميكند.
-8 پدر و مادر جيانلوكا مثل همه پدر و مادرها به پسرشان افتخار ميكنند ولي پدرش سرسختترين منتقد بازيهاي اوست. زامبروتاي بزرگ امكان ندارد كه يكي از بازيهاي پسرش را نبيند جيانلوكا هم هر وقت فرصت كوتاهي پيدا كند بلافاصله به «كومو» ميرود تا پدر و مادر و دوستانش را ببيند.
-9 سرگرميهاي او گوش دادن به موسيقي و اسكي روي آب است. او از بچگي به اسكي روي آب علاقه داشت و روي درياچه «سرزيو» نزديك «لوگانا» به اين ورزش فرحبخش ميپرداخت.
-10 از وقتي خيلي كم سن و سال بود شوت زدن توپ را ياد گرفت و كارش را با تيم زادگاهش آغاز كرد. پس از آن به باشگاههاي باري، يوونتوس و بارسلونا پيوست. او در 23 سالگي عضو ثابت برنامههاي «كارلو آنجلوتي» و «دينو زوف» بود.