هنر نزد ايرانيان است و بس... به هر كجاي ايران كه سفر كنيد، اين هنر را به وضوح ميبينيد بهخصوص در شهر اصفهان كه به نصف جهان معروف است. در اين شهر كشورمان، كه هنرمندان زيادي زندگي ميكنند، يك زوج بدون استفاده از ابزار برقي، تابلوهايي را برروي چوب به تصوير ميكشند، آن هم با استفاده از هنر منبتكاري... تابلوهاي آنان در سراسر جهان از جايگاه ويژهايي برخوردار است، بهقدري كه يك كشتي بادباني در استراليا و يك ويولون كه با چوب طراحي شده است، در موزه آمريكا نگهداري ميشود.
بهروز عزتخواه در سال 1339 در اصفهان به دنيا آمد. 47 سال بيشتر ندارد، اما كار طاقتفرسا، چهرهاش را بيشتر از سنش نشان ميدهد. او داراي گواهينامه منبتكاري و حدود بيست سال است كه به همراه همسرش به كار برروي چوب مشغول بوده و اثرهايش تلفيقي از منبت تيغهاي و ماكتسازي ميباشد. گفتني است بيشتر اثرها، باتوجه به شناخت و ذهنيتي كه وي از چوب انواع درختان دارد، با چوبهاي رنگي كاملا طبيعي، مانند عناب، گردو، نارنج و... بدون استفاده از ابزار برقي و تماما با دست ساخته شدهاند. اين هنرمند تاكنون به اتفاق همسرش رضوان حدادي در چندين نمايشگاه شركت كرده و هر دو قريب 18سال از عمر گرانبهايشان را صرف اين هنر كردهاند. آخرين اثر اين زوج اصفهاني خلق (پل خواجو) پس از يك سال و نيم تلاش بود. زماني كه تابلوي اين پل را ميبينيد، گويا به واقع روبهروي پل خواجو قرار گرفتهايد و اين پل تولدي دوباره يافته است.
چند سال است كه به اين فعاليت مشغول
هستيد؟
عزتخواه: من حدود 18 سال است كه در رشته معرق و منبت مشغول فعاليت هستم و از سالي كه ازدواج كردهايم با همسرم بهطور مشترك اين حرفه را دنبال كرده و اكنون تنها شغل ماست.
قبل از اينكه به اين هنر بپردازيد شغل
شما چه بوده است؟
عزتخواه: شغل اصلي من آهنگري بود. غير از آن چند سالي راننده ماشينهاي سنگين بودم. از سال 76 تا سال 80 كارمند هواپيماسازي شدم و پس از آن فقط به هنر (البته اگر جامعه هنرمندان مرا به عنوان عضو كوچكي بپذيرند) گرايش پيدا كردم.
آيا فرزندان شما نيز پيرو فعاليت هنريتان
هستند؟
حدادي: بله، ما دو فرزند پسر داريم كه هر دوي آنها به هنر نازككاري چوب علاقهمندند و تا حدي ميتوانند در اين زمينه به ما كمك كنند. جالب است بدانيد اگر ما بخواهيم به يكديگر هديه بدهيم، سعي ميكنيم بهطور حتم هنر دست خودمان باشد و بهخاطر ذوق و حس هنر دوستي، اين كار هميشه براي ما جالب و دوست داشتني است.
آيا سليقهكاري شما و همسرتان با
يكديگر مطابقت دارد؟
حدادي: من و همسرم در كارمان فوقالعاده هم عقيده هستيم و اكثرا سليقههايمان نيز يكسان است.
در زندگي مشتركتان چهطور؟
عزتخواه: با هم خيلي هماهنگ هستيم و در زندگي مشتركمان كاملا با هم تفاهم داريم. من موفقيتم را مديون همسرم هستم، زيرا او با موقعيت سخت زندگي من به خوبي كنار آمده و اكنون نيز بهترين شريك موفقيتهايم، ايشان است.
اين موقعيت سخت زندگي كه به آن
اشاره كرديد چيست، ميتوانيد توضيح دهيد؟
عزتخواه: كلا در اكثر جوامع، هنرمندان داراي زندگي مرفهي نيستند. البته اين مسئله شامل كشورهاي پيشرفته و با فرهنگي كه به مقوله هنر ديدي جدي دارند، نميشود. الحمدا... در كشور ما هم وضعيت هنرمندان نسبت به گذشته بسيار بهتر شده، ولي هنوز در سطح خوبي نيست و با بالا رفتن سطح فكر مسئولان كه در قسمتهاي مختلف اداري هستند و همكاري آنها، انشاءا... در آينده وضعيت هنرمندان بهبود مييابد.
مسئولان چگونه ميتوانند در اين امر
دخيل باشند؟
عزتخواه: بعضي از اين مسائل، نيازمند وضع قانونهاي كلي و دستور از سوي مقامات بسيار بالا نيست. مثلا هنرمندان بارها به استاندار يا شهردار اصفهان پيشنهاد كردهاند كه به جاي خريد تابلوهاي خاتم و آثاري كه جزء آثار معمولي ميدان امام اصفهان محسوب ميشود، از آثار خيلي بهتر و كميابتر هنرمندان اصفهاني براي هديه به مقامات كشورهاي ديگر استفاده كنيم. بارها شده كه تحت عناوين مختلف، مانند عقد خواهرخواندگي بين اصفهان و شهرهاي ديگر جهان، ميتوانستيم آثار بسيار با ارزشتري را تهيه كنيم كه هم موجب گرهگشايي از كار هنرمندان رو به انقراض اين شهر ميشد، (هنرمندان رشتههايي مانند... كه در حال انقراض هستند) و هم اينكه اين آثار كه در آن كشورها يقينا در موزه نگهداري ميشود، موجب افزايش اعتبار هنري ما در نقاط مختلف جهان ميشد.بعضي از مسئولان رده پايينتر هم ميتوانند براي تزئين برخي از بناها و ساختمانها از اين آثار بهره ببرند، يا حداقل براي تصويب اختصاص بودجه براي طرحهاي هنرمندان اينقدر مقاومت به خرج ندهند.همين اثر پل خواجوي ما به سفارش شهرداري اصفهان ساخته شد و پس از آنكه ما تلاش بسيار زيادي براي تمام شدن آن در زمان مقرر به خرج داديم و ماهها، شبانهروز كار كرديم، نه تنها مبلغ مورد توافق ما تقريبا نصف شد، بلكه مدتهاست براي دريافت اين هزينه به شهرداري مراجعه ميكنيم و متاسفانه تلاش ما هيچ حاصلي نداشته است. براي امضاي هر يك از عوامل شهرداري ميبايست چيزي قريب بيست روز در انتظار و رفت و آمد باشيم و به قول معروف هفتخان رستم را بگذرانيم.
گفتيد كه در گذشته مشكلات زيادي داشتيد،
ميتوانيد برايمان توضيح دهید؟
عزتخواه: ما در يك منزل كوچك كه در واقع زيرزمين آن خانه محسوب ميشد، زندگي ميكرديم. آنجا قديميساز و مرطوب بود و انواع و اقسام جانورها مانند مارمولك، سوسك و عقرب وجود داشت، ولي چيزي كه ما را دلگرم ميكرد علاقهمان به هنر بود، اينكه هر دو از اين هنر لذت ميبرديم و با يكديگر خوشبخت بوديم، برايمان از هر چيزي با ارزشتر بود و باعث ميشد با عشق و علاقه، چيزي حدود 17 يا 18 ساعت در شبانهروز كار كنيم و حالا كه من به خاطر كار زياد تقريبا سلامتيام را از دست دادهام، باز هم خوشحال هستم كه در اين هنر به پيشرفتهاي خوبي رسيدهايم.
سوژههايي كه تاكنون انتخاب كردهايد،
چه بودهاند؟
حدادي: مجموعهاي از سازهاي قديمي در ابعاد كوچك (مينياتوري)، مجموعهاي از ماشينهاي كلاسيك قديمي، كلكسيوني از كشتيهاي بادباني، ساخت اشياء و وسايل زيباي قديمي و پنج تابلو كه عنوانهاي متفاوت و در رابطه با نماهاي اصفهان دارند، نيز ساخته شده است.
آخرين آثار شما چه بودهاند؟
حدادي: تابلوي پل خواجو و اكنون هم تابلوي تختجمشيد كه هنوز در مراحل ابتدايي ساخت آن هستيم.
چرا چنين سوژههايي را برگزيديد؟
عزتخواه: من افتخار ميكنم كه آريايي هستم و هميشه دوستدار سربلندي مملكتم ايران بودهام. چون پل خواجو يكي از شناخته شدهترين آثار قديمي اصفهان و تختجمشيد نماد قدرت و زيبايي و شكوه ايران است، سعي كردهام آثاري بهجاي بگذارم تا از آن طريق توانسته باشم اصالتم را حفظ و در پايدار بودن آن كوشا باشم.
طرحهايي كه تاكنون كار كردهايد، چهطور
به ذهنتان خطور كرد؟
عزتخواه: من هميشه طرحي را در ذهنم ميسازم و ساخته شده آن را تصور ميكنم و اگر به نظرم جالب آمد، برروي آن اقدام ميكنم. سعي ميكنم ذهنم را با دستانم يكي و اثري را خلق كنم. البته همه فكر و طراحي و ساخت تابلوها با همفكري من و همسرم بوده است.
چه زماني طول ميكشد تا يك تابلو به
سرانجام برسد؟
حدادي: يك سال الي يك سال و نيم طول ميكشد تا يك تابلو تمام شود. البته همه كارهاي ما با دست است و از هيچگونه ابزار برقي استفاده نميكنيم. كار به سختي و به كندي پيش ميرود كه البته با كمي صبر و تحمل به ثمر مينشيند.
اولين استادي كه شما را در اين زمينه
آموزش داد، چه كسي بود؟
عزتخواه: اگر بگويم كه من در اين هنر هيچگونه آموزشي نديدهام و با تمرين و تلاش موفقيتهايم را كسب كردهام، بهطور حتم باور نميكنيد.
آيا قصد فروش آثارتان را داريد؟
حدادي: خير، به هيچ عنوان؛ ولي بعضي مواقع هم شده كه بهخاطر برطرف كردن نيازهاي مالي مجبور شدهايم بهترين آثار خود را به حراج بگذاريم.
آيا تا به حال به شما پيشنهاد شده كه
آثارتان را در موزه نگهداري كنيد؟
عزتخواه: بله، چند نمونه از آثار ما در موزههاي خارج از كشور نگهداري ميشود. يكي از كشتيهاي بادباني در استراليا و يك ويولون، كه فعلا آخرين خبر ما اين بوده كه در موزه آمريكا نگهداري ميشود، البته چند آثار كوچك و بزرگ ما نيز در موزه اصفهان نگهداري ميشود.
زيباترين نقش و نگار مربوط به كدام
يك از چوبها ميشود؟
حدادي: چوبهاي جنگلي نقش و نگار زيبايي دارند. در كنار آنها چوب درخت سنجد، چنار كالباسي، طرحهاي زيبا و چوب درخت عناب، بقم و آبنوس نيز داراي رنگهاي زيبايي هستند.
آيا تا به حال نمايشگاهي با عنوان
نازككاري چوب برپا كردهايد؟
حدادي: بله، من و همسرم در شهرهايي چون اصفهان، تهران، تبريز و...نمايشگاههايي در اين غالب برپا كردهايم و با استقبال مردم عزيزمان روبهرو شدهايم.
كوچكترين و بزرگترين آثار شما چيست؟
عزتخواه: بزرگترين اثر ما تابلويي است با عنوان تختجمشيد كه به سفارش شهرداري شاهينشهر در حال ساخت است و كوچكترين اثر، يك صندوقچه قديمي كه خنجري در آن قرار گرفته كه از لحاظ ابعادي فكر ميكنم كوچكتر از يك چوب كبريت باشد.
برنامههاي بعدي شما چيست؟
عزتخواه: كتابي تاليف كردهام در رابطه با اطلاعات جامع چوبهاي ايراني كه فكر ميكنم بتواند به هنرمندان و علاقهمندان رشته منبت و معرق كمك بسزايي داشته باشد. به علاوه من و همسرم تصميم گرفتهايم تصوير زيباي حرم مطهر آقا امام رضا(ع) را به تصوير بكشيم.
بهترين آرزويي كه داريد چيست؟
عزتخواه: صحبتي كه من دارم درد دل همه هنرمندان ايران زمين است. از قديم گفتهاند هنر نزد ايرانيان است و بس... ولي به شرط آنكه هنرمندان حمايت شوند. آثاري كه يك هنرمند از خود به يادگار ميگذارد، قيمتي ندارد چون نتيجه سالها تلاش و تجربه او است. ثمره اين تلاش و تجربه را با نگهداري در موزههاي ايراني و سپاس از هنرمندان ميتوان قدرشناسي كرد، ولي افسوس كه خود ما بهترين آثارمان را بهخاطر احتياج مالي فروختيم، زيرا از ارگان يا موسسه خاصي حمايت نميشويم.خوشبختانه بيش از نيمي از جمعيت مملكت ما بهخصوص اصفهانيها هنرمند ميباشند، ولي متاسفانه ده درصد از آنها دوستدار هنر هستند.در پايان از همسرم كه پر پرواز من بوده و هست، از فرزندانم كه با نشان دادن علاقه خويش هرگز با كار ما مخالفت نكردهاند، تشكر ميكنم.
منبع: مجله خانواده سبز