<جواد نكونام> ميگويد: بعضي از كلمات اسپانيايي را به راحتي متوجه ميشوم و حتي آنها را بر زبان ميآورم. فكر ميكنم اگر زبان اسپانيايي را به طور كامل يادم بگيرم، كارم در اسپانيا بسيار سادهتر است. جواد نكونام امسال هفتسين را خودش در هتل چيد و به ياد ايران افتاد. او سال گذشته را در ايران و در كنار خانوادهاش گذرانده بود، اما امسال در اسپانيا به سر ميبرد. نكونام ميگويد:
خوشمزهترين غذاي اين كشور، سوپ اسپانيايي است، اما گاهي اوقات دلم لك ميزند براي قورمهسبزي... نكونام ميگويد: حالا كه به اوساسونا پيوستم، تلاشم را اضافه ميكنم تا به اهداف بالاتري برسم كه يكي از آنها رسيدن به تيمهاي بزرگتري مثل رئال مادريد يا بارسلونا است، شايد تا زماني كه در ايران بودم، بازي در اين تيمها برايم رويا بود، اما حالا به روزنهاي از اميد تبديل شده است كه دست يافتن به آن چندان سخت هم نيست.
نكونام ميگويد: تيمهاي اروپايي با تيمهاي ايراني تفاوتهاي زيادي دارند، شرايطي كه اين تيمها دارند، اصلا هيچكدام از تيمهاي ما ندارند. امكانات آنها بسيار بالاست، زمينهاي مناسب براي تمرين آنها را تيمهاي ايراني ندارند و خيلي از مسائل ديگر كه به هيچ عنوان قابل قياس نيست.نكونام در مورد ترافيك اسپانيا هم صحبت ميكند: <ترافيك در اينجا معني ندارد، اصلا در اينجا معضلي به نام ترافيك وجود ندارد، زماني كه چراغ قرمز ميشود، تمام اتومبيلها بدون اينكه حتي يكبار بوق بزنند، ميايستند كه نام آن را نميتوان ترافيك گذاشت.>جواد نكونام ميگويد: نميتوان گفت كه در اسپانيا مشكلي ندارم، چون مشكل همه جا وجود دارد، اما مسئله مهم، مبارزه با مشكلات و غلبه بر آنهاست.