به تهرون 20 رای دهید

.

« February 2007 | جدیدترین ها | April 2007 »

March 14, 2007 3922

اگر زنبور نبود انسان هم نبود

آلبرت انیشتین گفته است اگر نسل زنبور عسل منقرض شود نسل انسان نیز پنج سال بعد منقرض میشود!
چند روز پیش کانال دیسکاوری برنامه مستندی نشان داده از بیماری مرموزی که باعث کشتار وسیع زنبورهای عسل در آمریکای شمالی شده است.این انقراض نسل در ایالت های پنسیلوانیا، کارولینای شمالی، فلوریدا، جورجیا و قسمتی از کالیفرنیا مشاهده شده است.برخی از زنبورداران تا 80 درصد زنبورهای خود را از دست داده اند.

علت این مرگ و میر هنوز ناشناخته مانده است اما یک تیم تحقیقاتی با عجله در حال جستجوی دلیل آن است. به دلیل اهمیت زنبورها برای کشاورزان، قسمت عمده ای از هزینه تحقیقاتی این امر توسط آنان تامین میشود.اگرچه نام زنبور عسل همیشه عسل را به ذهن متبادر می کند اما عسل فقط یکی از فواید زنبور است. فایده اصلی و مهم تر زنبور عسل برای انسان، گرده افشانی و بارور کردن گلها و درختان به خصوص درختان میوه است.خنده دار به نظر میرسه ولی یک روش موثر برای مبارزه با یک کشور! کشتن زنبورهای آن کشور است.

منبع: هوش مصنوعی و رباتیک

3920

رابطه مسواك زدن با حمله صرع!!

دانشمندان مي گويند مسواك زدن مي تواند موجب بروز نوع نادري از حملات صرع شود. به نظر مي رسد انجام حركات ريتميك در مسواك زدن بر روي افرادي كه داراي نوعي صرع كمياب با ضايعه مغزي كوچك هستند، تأثير بگذارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از انتخاب ،محققان استراليايي جزييات نتايج بررسي خود را بر روي 3 نفر كه پس از مسواك زدن دچار حمله صرع مي شوند، در شماره سه شنبه گذشته نشريه نرولوژي به چاپ رساندند.هر سه نفر مورد مطالعه داراي ضايعات يكساني در لايه مربوط به حواس جسمي مغز هستند. اين ناحيه بر روي صورت، دهان، لثه و دندانها كنترل دارد. حملات صرع كه توسط نمايشگرهاي ويديويي در اين افراد به ثبت رسيد، هنگامي اتفاق مي افتاد كه آنان دندانهاي كناري خود را مسواك مي زدند و مجبور مي شدند كه صورت خود را تكان داده و در دهان خود كشش ايجاد كنند.دكتر دسوزا، متخصص اعصاب بيمارستان ملبورن گفت: انجام مكرر حركات ريتميك در مسواك زدن باعث تحرك ناحيه اي از دهان مي شود كه در نهايت به شروع حملات صرع منجر مي گردد.

منبع: سلامت نیوز

3919

از تخم مرغ و فوائد آن غفلت نكنيد!

بيست سال بيش دست اندركاران سلامت مواد غذايي به اين نتيجه رسيدند كه كلسترول موجود در تخم مرغ با وارد شدن به بدن انسان به كلسترول مسدود كننده عروق تبديل مي شود و به اين ترتيب اين ماده غذايي مفيد از فهرست مواد غذايي سالم حذف شد.بالاخره برخي دانشمندان در مطالعات مختلف دريافتند تخم مرغ نه تنها نبايد از برنامه غذايي حذف گردد بلكه مي توان آن رايك غذاي مفيد درنظر گرفت.

به گفته محققان تخم مرغ حاوي ارزش غذايي زياد ، پروتئيني با كيفيت عالي ، كم كالري و كم چرب است. دكتر پاتريشيا كندال متخصص تغذيه در دانشگاه كلرادو مي گويد نبايد تخم مرغ به لحاظ داشتن كلسترول از برنامه غذايي حذف شود. در هرم غذايي اين ماده به عنوان بخشي از گروه غذايي سرشار از پروتئين و در رده موادي مانند گوشت ، ماكيان ، ماهي و حبوبات خشك قرارمي گيرد.بر اساس توصيه انجمن قلب آمريكا مصرف روزانه يك تخم مرغ قابل قبول است اما بايد كلسترول موجود درآن را با ساير غذاها يي كه طي روز مصرف مي شود در نظر گرفت.مبتلايان به بيماري هاي قلبي ، ديابت يا كساني كه سطوج كلسترول بد (LDL) خونشان بالاست بايد مقادير كمتر يا تخم مرغ هاي كوچكتررا مصرف كنند كه كلسترول كمتري دارند.يك تخم مرغ بزرگ كمتر از 4 درصد دريافت كالري روزانه شخصي كه در روز 2000 كالري مي گيرد را در بر مي گيرد.همچنين شامل 10 درصد پروتئين توصيه شده روازنه براي هر فرد ، آهن ارزشمند ، ويتامين هاي گروه B شامل فولات كه مصرف آن براي زنان باردار توصيه شده و املاح معدني مي باشد.نشان داده شده كساني كه تخم مرغ مي خورند ژيم غذايي بهتري دارند و بنا به نظر دانشمندان علت اين است كه اين افراد تمايل به خوردن صبحانه بويژه تخم مرغ دارند. تخم مرغ داراي هر دو گروه چربي و پروتئن است و اين دو احساس پربودن را به فرد مي دهند.البته نگراني هايي در باره برخي بيماري هاي ناشي از مواد غذايي كه با تخم مرغ ارتباط دارند همواره وجود اشته است. براي مثال يك عدد از هر بيست هزار تخم مرغ ممكن است آلوده به باكتري سالمونلا باشد.اين باكتري مي تواند باعث ناراحتي شديد روده شود. پختن تخم مرغ بطور كامل در آب جوش اين مشكل را بر طرف مي كند. از نكات مهم درباره تخم مرغ نگه داري در يخچال و مصرف آن بلافاصله پس از پخت است. زرده آن بايد كامل و شكل سالمي داشته باشد. بهتر است سالمندان و افراد ي كه سيستم ايمني تضعيف شده اي دارند در خوردن تخم مرغ احتياط بيشتري داشته باشند. به هرحال متخصصان امر تغذيه مي گويند فوائد تخم مرغ از مضراتش بيشتر است. اين فوائد علاوه بر ارزش غذايي شامل آماده شدن آسان ، مدت نگهداري نسبتا طولاني در يخچال ، قيمت تقريبا ارزان و خوشمزگي اين ماده غذايي است.حتي سالمنداني كه مشكل متابوليك خاصي ندارند و كلسترول خونشان يز بالا نيست هم از نظرجويدن راحت و هم به لحاظ محتواي پروتئيني اش مفيد است.اين روزها انواع مختلفي از تخم مرغ عرضه مي شود. برخي انواع آن كلسترول كمتري دارند. توليد اين تخم مرغ ها از طريق تغذيه مرغ ها با غذاهاي گياهي و روغن هايي مانند روغن كانولاست. يك تخم مرغ بزرگ مي تواند حاوي 300 ميلي گرم كلسترول باشد و اين نوع تغذيه مرغ مي تواند ميزان كلسترول را به 200 ميلي گرم كاهش دهد. تخم مرغ هاي امگا – سه نيز تهيه شده اند كه براي توليد شان مرغ ها با هدف افزايش محتواي اسيدهاي امگا – سه در تخم مرغ با روغن بذر كتان ، روغن ماهي و جلبك درياي تغذيه مي شوند. تخم مرغ قهوه اي ، بژ، حتي خاكستري يا بنفش كمرنگ نيز در حال حاضر توليد شده است.

منبع: سلامت نیوز

3918

مصرف بعضی ویتامین ها عمر را کوتاه می کند!

نتايج چندين طرح پژوهشي نشانگر اين واقعيت است كه استفاده از ويتامينهاي A و E و بتاكاروتن مي تواندباعث كوتاهي عمر شود.به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن نتايج پژوهشهايي كه دكتر گوران بي يلاكويچ از مركز ملي پژوهشهاي باليني دانشگاه كپنهاگ و همكاران وي صورت داده اند نشان مي دهد كه استفاده از مكملهاي حاوي ويتامينهاي A ، E و بتاكاروتن با افزايش پنج درصدي مرگ و مير مرتبط است.

براساس اين گزارش، نتايج اين تحقيق مي تواند نگرش عمومي را دربارهٌ اين ويتامينها و ارتباط آنها با سلامت افراد دچار دگرگوني كند.پس از بررسي نتايج تحقيق 47 درمانگاه در دانمارك گروه پژوهشي بيمارستان آموزشي كپنهاگ به اين نتيجه رسيد كه استفاده از ويتامينهاي مذكور به ترتيب چهار، هفت و 16 درصد ميزان مرگ و مير را بالا مي برد.اين درحالي است كه مصرف ويتامين C يا عنصر سلنيوم خطري در اين مورد ايجاد نمي كند در واقع هيچ نشاني از افزايش طول عمر يا كاهش آن با مصرف ويتامين ث وجود ندارد اما به نظر مي رسد مصرف سلنيوم باعث كاهش مرگ و مير در ميان مصرف كنندگان آن مي شود.10 تا 20 درصد مردم در آمريكاي شمالي يعني 80 تا 180 ميليون نفر به طور مرتب از مكملهاي حاوي ويتامين E و A و بتاكاروتن مصرف مي كنند. اين محصولات فقط در ايالات متحده آمريكا بيش از پنج ميليارد دلار در سال 2006 فروش داشته است.محققان دانشگاه كپنهاگ از تبليغات بي رويه توليدكنندگان در مورد مصرف اين ويتامينها ابراز تاسف كردند.يكي از دلايل احتمالي كاهش عمر با مصرف اين ويتامينها اين است كه شايد آنها كه از انواع آنتي اكسيدان به شمار مي آيند و با حذف راديكالهاي آزاد در بدن انسان تاثيري منفي بر مكانيسم طبيعي دفاع بدن ايجاد مي كنند.

منبع: سلامت نیوز

3917

چهره مردم 14 هزار سال قبل

آيا ظاهر انسان‌هاي عصر حجر تفاوتي با دوران معاصر داشته يا خير؟ اين سؤالي است كه به‌تازگي براي آن جوابي پيدا شده است.در دوراني كه نه دوربين عكاسي و نه امكانات فيلمبرداري وجود داشته، تلاش براي يافتن اطلاعاتي در اين باره مشكل به نظر مي‌رسد اما به‌تازگي برخي كارشناسان علم انسان‌شناسي راهي نوين براي ارضاي اين كنجكاوي يافته‌اند.آنها با كمك يك مجسمه‌ساز توانسته‌اند صورت اسکلت برجاي مانده از يک زن عصر حجري را که در سيسيل زندگي مي‌کرده، بازسازي کنند.

به اين ترتيب آنها به اطلاعات زيادي درباره ويژگي‌هاي شخصيتي وي دست يافتند.بنا بر گزارش خبرگزاري آنساي ايتاليا، زني که صورت او بازسازي شده به نام «تيا» معروف است. او جزو يكي از اولين گروه‌هاي انساني است كه در سيسيل زندگي مي‌كردند. تيا با داشتن 165 سانتي‌متر قد در زمان خود جزو زنان بلند قد بوده است.اين زن 14 هزار سال پيش به دنيا آمده و اسكلت وي در سال 1937 در غاري در نزديکي مسينا به همراه اسکلت‌هاي ناقص 6 نفر ديگر که احتمالاً اعضاي خانواده او بوده‌اند، پيدا شده‌ است. اما بقاياي تيا حدود 50 سال در دانشگاه پالرمو مخفي باقي مانده بود تا اين‌كه دوباره در سال 1980 كشف شد.محققان اين دانشگاه براي اين كار حدود 6 ماه تكنيك‌هاي كامپيوتري مختلفي را امتحان كردند كه براي بازسازي صورت فرعون مصريان و کنت اوگولينو هم از همين روش‌ها استفاده شده است.در اين تکنيک‌ها ظاهر صورت بر اساس شکل جمجمه محاسبه و ارزيابي شده‌ است و با اسكن‌هايي با كيفيت بالا به نتايج جالبي مانند تخمين زدن سن و نوع مرگ مي‌رسند.به اين ترتيب محققان به اين نتيجه رسيدند که نخستين زن مديترانه‌اي داراي صورتي بيضي شكل، بيني كمي تخت و فكي جلو بوده است.كارشناسان نيز براي زيبا جلوه دادن وي برايش موي سياه بلندي انتخاب کرده‌اند.والريو آگنسي يكي از محققان دانشگاه پالرمو مي‌گويد: با نگاه به او به سختي مي‌توان گفت كه او زني زيبا بوده اما مسلماً زندگي سختي داشته است. خصوصيات چهره كاملاً نشان دهنده محيط غار‌نشيني اوست.

البته اين پروژه نتايج جذابي دربر‌دارد كه در نهايت با به سر‌انجام رسيدن آن مي‌توان تصويري از زندگي تيا در 14000 سال پيش ترسيم كرد.اين پژوهش مشخص کرد تيا در زمان مرگ 30 سال داشته است و به عقيده محققان طول عمر در عصر حجر، بسيار کمتر از اين بوده و تيا به نسبت انسان‌هاي هم‌دوره خود، بيشتر زندگي کرده است؛ اين موضوع نشان مي‌دهد او از سلامت كافي برخوردار بوده است چرا که اغلب مردم آن زمان به دليل مشكلات فراوان از جمله نبود بهداشت كافي، عمر كوتاهي داشتند.بر اساس مطالعات محققان، تيا بيشتر اوقات خود را صرف شکار و جمع‌آوري ميوه و گياه مي‌کرده است كه با توجه به نوع زندگي در آن دوران طبيعي است.آگنسي همچنين در ادامه مي‌گويد: ما نمي‌دانيم آنها چگونه مرده‌اند ضمن آن‌كه هيچ‌گونه علامتي مبني بر اعمال خشونت در اطراف آنها نيافته‌ايم.كارشناسان معتقدند تيا فردي مهم در ميان مردمي كه با آنها زندگي مي‌كرد بوده و در موقعيت مناسبي قرار داشته.گروه تحقيق نيز او را با گردن‌بندي كه از دندان گوزن ساخته شده بود يافته‌اند. جمجمه اصلي و صورت ساختگي تيا هم‌‌اکنون در موزه گملارو شهر پالرمو؛ جايي كه اسكلت زن ماقبل تاريخ به همراه جمجمه‌هاي مذكر نگهداري مي‌شود، به نمايش گذاشته شده است.

منبع: همشهری

March 07, 2007 3898

آموزش طراحی چند نوع سفره هفت سین با توجه به فضایی که برای آنها در نظر میگیرید

سفره هفت سین از آیین کهن

چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جدا ناشدنی نوروز بوده که ساعتی به تحویل سال مانده ، این سفره گذاشته میشود. هفت، عددی است مقدس که نشان دهنده هفت ایزد زرتشتیان موسوم به امشاسپندان است و به همین دلیل سین های نوروزی به نام هفت سین خوانده می شوند. سفره هفت سین سفره ایست که در آن سبزه، سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سرکه و سکه، همچنین آینه شمعدان ، شمع ، کتب آسمان ، ماهی قرمز ، تخم مرغ رنگ کرده یا تزئین شده ، کتاب شعر، گل مانند شب بو- لاله – سنبل ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی قرار میگیرد. تمامی مواردی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند دارای معانی خاصی هستند که برای شروع سال نو آنرا طلب میکنیم و البته در هر منطقه معنا و تنوع این موارد متفاوت است

در هفت سین سبزه نشان رویش و سبزی ، سمنو به سبب داشتن گندم نشان برکت ، سنجد نشانی از عشق و دلداگی ، سیب میوه ای به نشان سلامت عشق و زایش، سکه های تازه ضرب شده نمادی از ثروت است، وجود چند دانه سیر نیز به نشانه دفع بیماری و یک ظرف سرکه هم عنوان برکت بر سفره نوروز ایرانیان جای داده می شود. هفت سین و نمادهای آن نشانه های از نو شدن زندگی و طبیعت هستند که در سفره جای می گیرند. تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود و در برخی مناطق به معنایی نشان نژاد است و ازدیاد نسل. ماهی نماد برج حوت یا اسفند و نشان برکت و زایش و در برخی مناطق به نشانه زندگی و پایداریست ، و شیرینی به معنای شیرین کام بودن در تمام روزهای سال است.

میوه ،آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد. گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشود آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی، شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود. اسفند هم گیاهی مقدس محسوب شده و نمادی از بوی خوش است و سرانجام آب در سفره هفت سین پاکی و پاکیزگی است و همچنین نشان آبادانی و همینطور صافی، پاکی و گشایش در کارها میباشد

برای طراحی یک سفره هفت سین با توجه به فضایی که برای آن در نظر میگیریم از حالتهای مختلف میتوان استفاده کرد که وابسته به نوع ابتکار طراح دارد در اینجا چند طرح ارائه میشود که میتوانید به سلیقه ی خود با تغییراتی که میدهید سفر هفت سین متفاوت و زیبایی داشته باشید... سفره هفت سین در گذشته زمان دستخوش تحولات بسیاری شده از جمله استفاده از طرحهای مدرن که تفاوت های عمده ای با انداختن سفره هفت سین در گذشته داشته اما نکته ی حائز اهمیت مواردیست که باید در چیدن سفره رعایت شود و آن موادیست که در سفره استفاده میشود

(سفره هفت سین برای میز گرد با ظروف سفالی یا سرامیک (سنتی ¤¤

گندم ، عدس یا ماش را بعد از خیس کردن هنگامی که شروع به جوانه زدن میکند روی یک کوزه بلند که قبلا با جوراب روی آن را پوشانده ایم قرار میدهیم تا کاملا سطح آن با جوانه ها پر شود و بر روی آن شکل گرفته و رشد نمایند. حتما باید مرتب کوزه را نم دار و در جایی که کمی حرارت بالاتر از هوای نرمال اتاق باشد نگهداری شود تا سبزه ها رشد خوبی پیدا کنند

میتوانید از چند ظرف سفالی گرد که به صورت کوزه های کوچک با دهانه های گشاد هستند استفاده کنید شش عدد آن بهتر است که بلند تر از بقیه باشه که در حقیقت این شش کوزه بلندتر شش سین از هفت سین ما را تشکیل میدهند . کوزه ها را کاملا تمیز کرده و با اسپری براق کننده شفاف نیمی از آن را کیلر زده و چند ساعت در یک فضای که هوا تردد داشته باشد میگذارید تا کاملا خشک شود و بعد طرف دوم را کیلر زده و اجازه ی خشک شدن به آن میدهید

اگر از پارچه ترمه برای روی میز استفاده میکنید بهتر است که پارچه ای زرشکی یا قرمز از جنس ساتن برای کوزه ها انتخاب نمایید و پارچه ها را به صورت دایره بریده و داخل کوزه ها قرار دهید به حالتی که سر پارچه ها به صورت چین دار از کوزه ها بیرون بیاید ، لبه ی پارچه را به سلیقه خود میتوان با قیطون ، سکه های تزئینی، نوارهای باریک ساتن با رنگ نارنجی و کرم و سبز نوار دوزی نمایید حتی میتوان از پولک و منجوق و ملیله و یا سرمه برای تزئین لبه ی پارچه ها استفاده کرد. سپس پارچه را درون کوزه قرار داده و لبه های آن را با دست حالت دهید، شش سین را درون کوزه ها به ترتیب قرار میدهید

در صورتیکه کوزه ها بزرگ بوده و حجم زیادی را از لحاظ فضای درون اشغال میکند میتوان درون یک نایلون مقداری پنبه ریخت و تا دو سوم کوزه را با آن پر کرد سپس موارد را روی آن به صورتی چید که نایلون از زیر آن پیدا نباشد. کوزه هایی که کوتاه تر هستن با همین روش پر میکنیم و اسفند، برنج، تخم مرغها را در آن می چینید

یک ظرف سفالی نیمه گود را پر از آب کرده و 7 شمع که روی آب قرار میگیرند درون آن بگذارید تنگ ماهی و هفت شاخه گل لاله ظرف شیرینی و نقل را آماده کرده و حال نوبت چیدن میز می رسد. پارچه اصلی که معمولا پارچه ایست ساده که تمامی میز را تا پایین می پوشاند روی میز قرار داده و پارچه ترمه را روی آن قرار می دهیم تنگ ماهی را در وسط میز قرار میدهیم و هفت سین را با دور آن با فاصله و نزدیک به لبه های میز میچینیم به فاصله ی هر دو کوزه بلند یک کوزه کوتاه تر به نزدیک تنگ قرار میدهیم آینه را در سمت راست سفره در بالا قرار داده و کوزه سبزه را در همان سمت در پایین سفره بگذارید. گلدان گل را در سمت چپ بالا و کتاب آسمانی یا شعر را در سمت چپ پایین قرار دهید در فواصل خالی سفره ظرف نقل و شیرینی را میگذارید که بهتر است از ظروف سفالی یا سرامیک استفاده کنید ظرف شمع را نیز روبروی تنگ ماهی قرار دهید


(سفره هفت سین برای میز گرد با ظروف سفالی (فانتزی ¤¤

کوزه هایی که از وسط به دو نیم شده باشند تهیه کرده و کار را ابتدا با تمیز کردن کوزه ها و رنگ کردن آن با اسپری آغاز میکنیم بسته به رنگ مورد علاقه ی خود میتوانید کوزه ها را با اسپری رنگ کنید برای مثال در اینجا از رنگ سبز بسیار روشن براق استفاده میشود

تمامی کوزه های نیم شده را از تمام جهات به رنگ آغشته میکنیم و میگذاریم کاملا خشک شود درست به روشی که قبلا توضیح داده شد. در این روش نیاز به تورهای بسیار ظریف مانند گاز دارید. به اندازه یک سانت بیشتر از حجم بادام درسته با پوست، گازها را بریده و لبه های آن را به صورت خیلی ظریف در حدی که فقط یک سیم باریک از آن رد شود میدوزید و دور تا دور آن سیم رد میکنید. بادام ها را از انتها به یک سیم پنج سانتی با چسب حرارتی وصل کرده و در داخل گاز قرار دهید به صورتی که سیم متصل به بادامها درون گاز نباشد و با گاز دور آن را می پوشانید و لبه های آن را به واسطه سیمی که از درزی که دوختید رد شده از دو طرف به هم نزدیک کرده و حالت میدهید مانند دالبرهای ظریف. برای آنکه سیمها مشخص نباشند میتوانید سیمها را پیش از رد کردن درون گاز یا متصل کردن به بادام با اسپری به رنگ کوزه ها رنگ کنید

هفت بادام را به همین روش آماده میکنید. روی ظرف را با گاز هم رنگ کوزه به صورت یک پاپیون بزرگ با چسب مایع قوی یا چسب حرارتی وصل کرده و یک روبان که رنگ مخالف را داشته باشد در اینجا از رنگ نارنجی استفاده میشود روی آن قرار داده و از وسط میچسبانید به صورتی که دو سر آن و نوارهای دم آن آزاد باشد یک گاز هم رنگ یا سفید را به صورت دایره بریده و آماده نگه میدارید بادام ها یا گردو ها را مانند خوشه گندم یعنی یک عدد در وسط و سه عدد از سمت راست و سه عدد از سمت چپ با سیمهایی که از قبل به انتهای آنها وصل کرده اید حالت خوشه گندم داده به حالتی که سیمها دیده نشود و روی گازی که به صورت گرد بریده ایم قرار میدهیم و روی کوزه ای که تزین کرده ایم قرار میدهیم به حالتی که خوشه به صورت نیمه خوابیده به روی کوزه قرار بگیرد و مجدد یک پاپیونه با روبان درست کرده و در انتهای آن قرار دهید. سنجد و دانه های سیر و سکه را نیز از روش بادام استفاده کرده و روی کوزه قرار دهید

برای اسفند نیز میتوان کاغذ را به شکل برگهای کوچک برید روی آن را با اسپری هم رنگ کوزه رنگ کرد و اسفند ها را رنگ کرده و روی آن با چسب مایع چسباند و درست مانند بادامها با سیمی که از پشت به کاغذ با چسب وصل کرده ایم به حالت خوشه گندم شکل داده و به همان شیوه ی بادام ها روی کوزه ها بچسبانید سماق هم از همین روش برای قرار دادن به روی کوزه ها استفاده میشود

در این روش تخم مرغها را به رنگ کوزه ها رنگ کرده و روی آن را با یک گاز به صورت پاپیون و یک روبان به رنگ متصاد تزیین کنید. از سیبهای کوچک برای چیدن دور یک شمع گرد استوانه ای بلند و قطوراستفاده کرده و درون یک ظرف متوسط که با پارچه ای به رنگ کوزه ها پوشش داده شده دور ظرف میچینید وشمع را در وسط آن قرار میدهید برای آنکه سیبها کاملا به هم متصل باشند میتوانید از طرفی که به سمت شمع قرار دارند با یک سیم بلند باریک از بین سیبها رد کرده و آنها را به همان شکل دایره نگه دارید . بهتر است شمع به رنگ متضاد کوزه ها باشد با گاز و روبان به سلیقه ی خود میتوانید اطراف ظرف را تزیین نمایید

سبزه در این سفره به صورت گرد در ظرفی که وسط آن پوشش داشته باشد باید سبز شود و ظرف آن باید تقریبا بزرگ باشد درست مانند کیکی که از وسط کیک حفره ی خالی دارد ... سبزه در وسط سفره قرار میگیرد ودر وسط آن گل سنبل قرار میدهید. کوزه ها را به صورت خوابیده اطراف آن می چنید تخم مرغها را یکی در میان بین کوزه ها قرار میدهید ، آیینه در سمت چپ بالا، گلدان گل با گل شب بو در سمت راست بالا و کتاب آسمانی در سمت راست پایین به همراه شمع و تنگ ماهی در سمت چپ پایین قرار میگیرد

سفره هفت سین ساده و زیبا برای میز های کوچک با ظروف سفالی یا ¤¤
سرامیک چهارگوش

ظروف سرامیک یا سفالی چهار گوش انتخاب کرده و روی آن را از گوشه سمت چپ با یک پاپیون چهارخانه با زمینه ی قرمز و سبز تزیین میکنیم و در قسمت وسط تا پایین به سلیقه ی خود در هر ظرف یکی از مواد مانند سماق، سکه، سنجد، اسفند، برنج با چسب حرارتی یا مایع چسبانده و زیر این ظروف را پایه های پلاستیکی قرار دهید به صورتی که مانند یک تابلو قرار بگیرد این کار باعث میشود که فضای کمی را اشغال کنند.

چهار تا جام را با اسپری به رنگ سفال قهوه ای کرده و درون دو تا از آنها سرکه و سمنو را قرار دهید و دو جام دیگر را تا دو سوم با آب پر کرده و روی آن پارافین بریزید و سپس شمع روی آب در آن بگذارید. و پایه های آن را با همان روبانها که ظروف را تزیین کرده اید طراحی کنید. سبزه را در یکی از همین ظروف باید سبز کنید تا شکل میز زیبا تر باشد تخم مرغ های رنگی را نیز در ظرف خوابیده سفالی یا سرامیکی روی میز قرار میدهید و سپس به همراه تنگ کوچک ماهی که میتوانید یک سوم آن را نیز با رنگ قهوه ای از پایین رنگ کنید و به شکل دلخواه به همراه یک آینه و یکی از کتب مقدس کوچک بر روی میز بچینید

سفره هفت سین ساده و زیبا برای میزهای کوچک با سبدهای چوبی کوچک ¤¤

سبدهای یکدست کوچک تهیه کرده و داخل آن را با پوشال یا برگهای گلهای خشک کرده مانند برگ گل رز یا لاله پر کنید و از یک طرف دسته های سبد را با کنف گیس بافت شده یا طناب بپیچید تا دسته ها را کاملا بااین کار پوشش دهید میتوانید با گلهای خشک صحرایی یا میوه های کاج کوچک از یک طرف از داخل به سمت بیرون تمامی سبدها را تزیین نمایید و مواد خشک را به راحتی درون سبدها بگذارید . سرکه و سمنو را درون ظروف کوچک گذاشته و درون سبد قرار دهید و با برگهای گل یا پوشال اطراف آنرا خوب پوشش دهید. سبزه را نیز باید در ظرفی پلاستیکی به اندازه ی سبدها سبز کرده و سپس درون یکی از این سبدها قرار دهید.
برای شمع میتوانید از شمع های استوانه ای پهن در سه سایز مختلف استفاده کرد و یک چهارم شمع را با کنف به صورت دایره پوشش داد

چیدن این میزها به دلخواه صورت انجام میپذیرد و وابسته به فضاییست که مورد استفاده قرار میگیرد

نکته : فراموش نکنید که در این نوع سفره ها بهتر است از آینه های کوچک و ساده استفاده شود


سفره هفت سین برای میز چهارگوش با پایه های فرفورژه ¤¤

این سفره هم بر روی میز و هم بر روی زمین میتواند قرار بگیرد در این نوع تزیین سفره نکته ی مهم نوع پایه هاست که توجه را به خود معطوف میکند پایه ها باید دو به دو با هم یکسان باشند و بهتر است که در سایزهای مختلف قدی باشند ظروفی که بر روی پایه ها قرار میگیرند از یک طرف با گلهای مصنوعی به صورت آبشاری از دورن ظرف به سمت بیرون میتوانید تزیین کنید و مواد را درون ظروف میریزد

سفره را روی میز یا زمین پهن میکنید و یک پارچه دیگر که بهتر است ترمه باشد به صورت لوزی در وسط قرار دهید آینه بزرگی انتخاب کرده و در بالای سفره در وسط میگذارید، دو تا شمعدان بلند در دو طرف آن قرار میدهید که بهتر است اگر از فرفورژه استفاده میکنید بر روی پایه های فرفورژه باشد

به ترتیب سایز پایه ها، دو به دو در دو طرف سفره اقلامی که باید بر روی پایه ها باشند در سفره میچینید. تنگ ماهی بزرگی را انتخاب کرده و با سنگهای تزیین و یا گوش ماهی در کف تنگ آن را تزیین کنید و در وسط سفره قرار دهید. سبزه را در ظرفی سبز کنید که میان آن مانند کیک حفره دار و میان تهی باشد. آجیل را در ظرف پایه دار ریخته و پایه آنرا در وسط سبزه ها قرار دهید و در سفره بگذارید. در این سفره ها که معمولا سفره های بزرگی هستند حتما از بیش از یک گلدان گل استفاده نمایید. شیرینی و نقل را به دلخواه خود در فواصل خالی سفره قرار دهید

یک تزیین ساده ¤¤

میتوانید از جام برای سفره هفت سین خود استفاده کنید به پایه های جام با روبان گلبهی یا صورتی یک پاپیون زده یا با یک گل رز سفید مصنوعی یک گوشه از پایه را تزیین نمایید و مواد را به تفکیک درون جامها قرار دهید به دور تخم مرغ ها از رنگ روبان یا گل، گاز پیچیده و درون جام قرار دهید و در یک سفره گرد دور تنگ ماهی این جامها را بچنید و سبزه و کتاب و آینه را به همراه گلدان گل در چهار طرف سفره قرار دهید، شمع به صورت مایع در یکی از جامها به صورت تک شمع قرار میگیرد

سال همراه با لحظه های ناب و بخاطر موندنی براتون آرزو میکنم

منبع: Norooz86.com

3895

محققان ایتالیایی ادعا کردند؛ زلزله ساختار ژنتیکی را تغییر می دهد

نمونه های دی ان آی قربانیان زلزله نشان می دهد: ساختار ژنتیکی انسان ها در طول زندگی و در پاسخ به وقایع طبیعی مختلف به منظور محافظت از نسل های بعدی از خطرات احتمالی تغییر می کند.به گزارش خبرگزاری مهر، محققان ایتالیایی می گویند: با آزمایش روی بقایای به جا مانده از اجساد قربانیان زلزله یک قرن پیش سیسیل می توان به پیشرفت های چشمگیری در درک عملکرد دی ان آی انسانی دست یافت.

ساختار دی ان آ انسان ها در شرایط گوناگونی چون وقوع زلزله تغییر می کند. در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در منطقه اطراف نوار "مسینا" که سیسیل را از سرزمین اصلی ایتالیا جدا می کند، زمین لرزه هایی رخ داد. در این بین زلزله شدیدی در سال 1908در "مسینا" رخ داد که در جریان آن 80 هزار نفر کشته شدند.دانشمندان دانشگاه های "رم" و "راونا" بقایای اجساد قربانیان این زلزله را آزمایش کردند و نمونه های دی ان آی آنها را به دست آوردند. محققان به مدارکی دال بر قابلیت تغییرپذیری دی ان آ دست یافتند.

بنا بر گزارش خبرگزاری آنسا، بین سال های 2001 و 2005 دانشمندان نمونه های دی ان آی مشتق از مغز استخوان و جفت جنین 10 هزار دهنده را مورد آزمایش قرار دادند.در جریان این آزمایشات مولکول DR11 این افراد توجه دانشمندان را به خود جلب کرد. این مولکول در دی ان آ افرادی ظاهر شد که زمین لرزه را تجربه کرده بودند و در دی ان آی نسل های بعدی آنها نیز باقی ماند.دانشمندان دریافتند: در "مسینا" و چند کیلومتر دورتر از نوار "رگیو کالابریا" دی ان آی 54 درصد از افراد حاوی این مولکول بود. در شهرهای کمی دورتر این میزان 44 درصد بود، در حالی که میزان این مولکول در "تراپانی" واقع در انتهای بعدی سیسیل تنها 38 درصد بود.

منبع: پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور

March 04, 2007 3872

<ليونل مسي> مارادوناي جديد

<ليونل مسي> متولد 24 ژوئن 1987 در شهر <روزاريو> از كشور آرژانتين يك بازيكن بين المللي فوتبال مي‌باشد كه در حال حاضر در تيم بارسلونا فعاليت مي‌كند. مطبوعات اغلب او را مارادوناي جديد لقب مي‌دهند. <مارادونا> هم او را جانشين خود ناميده است و بسياري از مفسران فوتبال مسي را بهترين فوتباليست جوان دنيا مي‌دانند.

آغاز كار
ليونل مسي در استان <سانتافا> ديده به جهان گشود. پدرش <جورج مسي> و مادرش<سليا> نام داشت. او سه برادر به نام‌هاي ماريسول، ماتياس و رودريگو دارد. وي در پنج سالگي شروع به بازي فوتبال حرفه‌اي كرد. او در آن سن براي باشگاه <گراندلي> كه پدرش مربي آن بود، بازي مي‌كرد. درسال 1995 مسي به باشگاه ديگري به نام <نولز اولدبويز> رفت. وقتي يازده سال داشت پزشكان تشخيص دادند كه او مبتلا به بيماري كمبود هورمون رشد است و اين موضوع او و خانواده‌اش را به شدت نگران كرد. باشگاه <ريورپلات> به پيشرفت‌هاي مسي علاقه نشان مي‌داد، ولي از نظر اقتصادي شرايط مناسبي نداشت و نمي‌توانست هزينه درمان مسي كه مبلغ ماهانه هزار دلار تخمين زده شده بود را تقبل كند. پدرش جورج نيز كه كارگر ساده كارخانه ريخته‌گري بود، از عهده اين كار برنمي‌آمد، در همان اوضاع بحراني <ركساچ> كه سرپرست تيم بارسلونا بود نيز از استعداد مسي باخبر شد و پس از مشاهده بازي او از نزديك، پيشنهاد داد كه اگر مسي مايل باشد زندگي جديدي را در اسپانيا آغاز كند، هزينه‌هاي درمان او را خواهد پرداخت و بدين ترتيب مسي با باشگاه بارسلونا قرارداد بست و خانواده مسي تصميم گرفتند به اروپا نقل مكان كنند و مسي ستاره تيم جوانان بارسلونا شد و خيلي زود با تيم دوم بارسلونا قرارداد بست. در آن زمان او به طور متوسط درهر بازي يك گل مي‌زند. در اكتبر سال 2004، ليونل مسي براي نخستين بار براي تيم <اف ‌سي بارسلونا> بازي ‌كرد و با حضور در برابر تيم < اسپانو> مقام سوم جوان‌ترين بازيكن طول تاريخ بارسلونا را به خود اختصاص داد. او در آن زمان تنها هفده سال داشت.

آرژانتين، سرزمين مادري
<مسي> فرصت اين را داشت كه به تيم ملي كشور اسپانيا بپيوندد ولي با اين وجود ترجيح داد اين پيشنهاد را نپذيرد و
در انتظار پيشنهادي از سوي تيم ملي سرزمين مادري‌اش آرژانتين بماند. بالاخره در ژوئن سال 2004 انتظار به پايان رسيد و اين شانس به او روي آورد و <مسي> در تيم ملي زير بيست سال آرژانتين در برابر تيم كشور پاراگوئه پا به ميدان نهاد. در ژوئن سال 2005 در بازي تيم ملي جوانان آرژانتين در كشور هلند او با به ثمر رساندن شش گل در مسابقات قهرماني جوانان دنيا برنده <كفش طلايي> به عنوان بهترين گلزن و <توپ‌طلايي> به عنوان بهترين بازيكن شد. او با وجود كم‌سن و سال بودن از همان زمان با ديه‌گو مارادونا يكي از بزرگ‌ترين فوتباليست‌هاي دنيا مقايسه مي‌شد. مسي تا سال 2010 با تيم بارسلونا قرارداد دارد و در اسپانيا خواهد ماند. قيمت قرارداد او سي ميليون پزو بيشتر از هم‌‌ تيمي‌ سرشناسش، رونالدينيو است.

مارادونا و مسي
ديه‌گو مارادونا اسطوره فوتبال دنيا، ليونل مسي بازيكن تيم بارسلونا را جانشين هجده ساله خود در فوتبال لقب داده است. او مي‌گويد: <من بازيكني را ديده‌ام كه جاي مرا در فوتبال آرژانتين گرفته است. نام او ليونل مسي است. بازي ليونل مسي ديدني است. همانطور بازي مي‌كند كه من در پيراهن سفيد و آبي‌‌ام بازي مي‌كردم. او يك رهبر است و فوتبال را به زيبايي بازي مي‌كند. او با همه فوتباليست‌هاي سراسر دنيا تفاوت دارد. وي در ادامه مي‌افزايد: <مسي و رونالدينيو بهترين‌هاي فوتبال حال حاضر دنيا هستند. به نظر من مسي خيلي به من شبيه است. فكر مي‌كنم دليل مهم اين‌كه بارسلونا اين روزها نتايج خوبي به‌دست مي‌آورد، اوست. اين پسر مي‌تواند تمام استاديوم را به خود مشغول كند.>

او يك تكه جواهر است
<خوزه پكرمن> مربي تيم آرژانتين در ابتدا نمي‌خواست از مسي براي تيم ملي استفاده كند اما تحت تاثير فشار مردم كه مسي را از او مي‌خواستند، مجبور به اين كار شد ولي پس از پيروزي آرژانتين مقابل پرو به بازي درخشان ليونل اعتراف كرد. او پس از اتمام بازي به خبرنگاران گفت: <او يك پديده و يك جواهر است. احساس مي‌كنم كسي را پيدا كرده‌ام كه مي‌تواند شادكاميهاي بسياري را نصيب ما كند. او تا به حال بازي‌هاي درخشاني داشته و اين اميد ما را براي آينده بيشتر مي‌كند.>
<هرنان كرسپو> مهاجم ديگر آرژانتين كه 12 سال از مسي بزرگ‌تر است درباره او مي‌گويد: ليونل رويايي است كه به حقيقت پيوسته. بازي در يك استاديوم ورزشي تاريخي و بزرگ، آن هم وقتي پر از جمعيت مي‌شود واقعا سخت است ولي ليونل خيلي خوب از عهده اين كار برآمد. مسي بازيكني معمولي نيست. اين بازيكن چپ پا بسيار فعال مي‌باشد و مي‌تواند به راحتي از سد مدافعان عبور نمايد. هر چند قد كوتاهي دارد، اما بسيار تيز و سريع عمل مي‌كند و متخصص گلكردن توپ‌هاي مرده است.

مسي تاريخ‌ساز
وقتي مسي ستاره تيم ملي آرژانتين شد تنها چند روز از تولد هجده سالگي‌اش گذشته بود. او با گلهايي كه زد تيم اميد كشورش را در سال 2005 به مقام پنجمي جهان رساند. <فرانسيسكو فرارو> مربي آرژانتيني او مي‌گويد: ليونل پيش از اين هم فوتباليست قابلي بوده است.
كاري كه او در جام جهاني 2006 انجام داد، فوق‌العاده بود ولي براي اين‌كه در بازي‌اش باز هم پيشرفت داشته باشد بايد با ديگران همكاري كند. قبلا بسياري از فوتبال‌دوستان آرژانتين با ترديد به او نگاه مي‌كردند زيرا او سالهاست كه دور از وطن به سر مي‌برد ولي در حال‌حاضر تب مسي همه را فرا گرفته است و بسياري از طرفداران حتي او را <ديه‌گو مارادوناي جوان> مي‌نامند. در حقيقت ديه‌گو مارادونا نيز به اين جوان خوش‌‌فكر توجه دارد. او شخصا به مسي تلفن زد تا به او به‌خاطر بازي خوبش تبريك بگويد و او را تشويق كند. وقتي بزرگ‌ترين فوتباليست دنيا تعريف كسي را بكند واقعا احساس خوبي به انسان دست مي‌دهد و انگيزه پيدا مي‌كند تا آموزشها را بهتر و دقيق‌‌تر پشت سر بگذارد و بيشتر تلاش كند. او تهديدي هميشگي براي مدافعان تيم مخالف است و اين مدافعان ظاهرا در برابر تهاجم‌ها و فرار‌هاي سريع او كاملا ناتوان هستند.
وقتي خانواده مسي‌ آرژانتين را به قصد اسپانيا ترك كردند تا از بحران‌هاي اقتصادي‌شان فرار كنند، او تنها سيزده سال داشت. <ركساچ> مربي ‌تيم بارسلونا مي‌گويد: <وقتي بازي‌اش را ديدم بلافاصله او را قاپيدم. آن‌قدر عجله داشتم كه قرارداد او را پشت يك دستمال سفره نوشتم و او امضا كرد.>ولي مسي با قد 140 سانتي‌متري خود نسبت به سنش بسيار كوچك به نظر مي‌رسيد و به همين خاطر باشگاه اقدامات لازم را براي درمان كوتاهي هورموني قد او به عمل آورد. سه سال بعد وقتي مسي از نظر ظاهري و حرفه‌اي به پيشرفت‌هاي چشمگيري رسيد، تازه تيم ملي آرژانتين متوجه او شد و از او براي حضور در تيم ملي زير 20 سال خود دعوت به عمل آورد. او هم ‌اكنون 65 كيلوگرم وزن و 169 سانتي‌متر قد دارد كه با وجود نقص مادرزادي كه از دوران طفوليت داشته در نوع خود كم‌نظير مي‌باشد.
موقعيت كنوني او به‌عنوان بهترين بازيكن جوان نسل خود، توجه رسانه‌ها و مطبوعات را به سوي خود جلب كرده است و اين چيزي است كه اين فوتباليست هنوز نتوانسته خود را با آن وفق دهد. وقتي از مسي پرسيدند تيتر درشت مطبوعات بودن چه مزه‌اي دارد، او پاسخ داد: <سعي مي‌كنم خودم را آهسته آهسته به آن عادت دهم و در سكوت از پس آن برآيم، ولي تنها چيزي كه براي من اهميت دارد فوتبال بازي كردن و ضربه زدن به توپ است.>

3871

خبرسازترين باليوودي جهان

وقتي به كارهاي <سانجي‌دات> در سال 2006 نگاه مي‌كنيم، از نقش پزشك تقلبي خوش قلب گرفته تا يك مريد چشم و گوش بسته مهاتما، ترديد مي‌كنيم كه بتواند در آينده پروژه‌هاي كاري پيدا نمايد كه بهتر و قوي‌تر از كارهاي قبلي او باشد.
شايد پله ديگري براي صعود و ترقي <سانجي‌دات> نمانده است، آن هم پس از فيلم پربيننده <لاگه راهو موناباي.>

اخباري كه از دادگاههاي سانجي و ارتباط او با تروريست‌ها و فعاليت‌هاي خرابكارانه پخش مي‌شود و راي دادگاه وي كه قرار است روز هجدهم ژانويه صادر شود، هيچ‌كدام از محبوبيت او كم نمي‌كنند زيرا دوستداران او اهميتي به اين اخبار نمي‌دهند و آنها را تصديق و تاييد نمي‌كنند.سال 2006 سالي حساس و پر تنش در زندگي پرتلاطم سانجي‌دات بود. سانجي‌دات كه مردم به خاطر محبتي كه به او دارند، او را <سانجو بابا> صدا مي‌زنند، بازيگري با پشتكار فراوان و فرزند خودساخته دو ستاره بزرگ و پيشكسوت سينماي هند، <نرگس و سونيل‌دات> است.
به يقين بزرگ‌ترين كار سانجي‌دات در طول مدت 25 سال بازيگري فيلم جديد اوست كه درباره زندگي واقعي مهاتما گاندي مي‌باشد و با نگاهي تازه به آن پرداخته شده است. فيلمي كه بيننده، شخصيت آن را درك مي‌كند و او را مي‌فهمد. اين فيلم در كنار فيلم پرفروش <لاگه راهو موناباي> نام سانجي را درسال 2006 بيش از هر ستاره ديگري همواره بر سرزبانها نگه داشت. عشق و همدردي كه طرفداران سانجي نسبت به او دارند باعث شد در دو ماه سرنوشت‌ساز نوامبر و دسامبر دادگاه‌هاي سانجي‌دات را دنبال كنند و در روز 28 نوامبر كه روز دادگاه نهايي بود دستانشان را به سوي آسمان بلند كنند و براي او دعا نمايند و وقتي قاضي او را از اتهام تروريست بودن تبرئه كرد همه نفسي از سرآسودگي كشيدند. چند روز قبل از آن تاريخ <ماهش ‌بات> فيلمساز برجسته و معروف هندي در سنگاپور اظهار داشت: < من بين بيم و اميد در نوسان هستم. بيم از اينكه او (سانجي) به زندان فرستاده شود و اميد به اينكه قاضي حقيقت را كشف كند و او را آزاد سازد.>
سانجي‌دات تا هجدهم ژانويه و صدور راي نهايي دادگاه در آزادي مشروط به سر مي‌برد ولي همه او را به خاطر رفتار خوبش آزاد شده مي‌دانند. سانجي به مدت سيزده سال فشار روحي زايدالوصفي داشت و همان سال شانزده ماه را در زندان گذراند. سرنوشت سخت و پرتنش از نخستين سال‌هاي شهرت همراه او بود ولي مردم هند همواره <سانجو بابا> را به خاطر والدين محبوبش گرامي داشته‌اند و ثبات و استواري او در مواجهه با تراژدي‌هاي شخصي بر اين محبوبيت افزود و او را به يك قهرمان تحسين‌برانگيز بدل ساخت.

يك زندگي پرتلاطم
به نظر مي‌رسد كه تراژدي هميشه به دنبال <سانجي‌دات> بوده و او اغلب با آن دست به گريبان بوده است، با اين وجود دات دوستداران بسياري دارد. شايد دو دليل اصلي براي اين همه طرفدار، توانايي او در كشمكش با مشكلات و پيروزي در
برابر آنها و احترام مردم به والدين هنرمند اوست. موضوعي كه انسان را به هنگام مطالعه زندگي خصوصي و حرفه‌اي دات حيران مي‌سازد، عشق و محبت غيرقابل تصور مردم نسبت به او است. هر كس كه متهم به تروريست بودن و دست داشتن در جنايتي مي‌شود كه سبب كشته شدن صدها تن و زخمي شدن هزاران نفر شده است، حتما مورد نفرت قرار مي‌گيرد به ويژه وقتي در تمام طول عمر خود مورد احترام مردم و رسانه‌ها بوده باشد و شايد همين، سانجي‌دات را نجات داده است. سالهاست كه تماشاگران، رقيق‌القلب بودن، كارهاي خيرخواهانه و ذات ساده او را در فيلم‌هاي مختلف ديده‌اند و شايد همين موضوع سبب شده كه باور كنند او قلبا انساني بد ذات نيست.
ولي اين اتفاق فقط براي سانجي‌‌دات افتاد. سلمان‌خان هم مدتي پيش به اتهام ارتباط با خلافكاران و تهديدات تلفني در برابر قانون قرار گرفت اما ظاهرا هيچكس از او حمايت نكرد يا لااقل نه آنقدر كه از دات حمايت مي‌كنند. به نظر مي‌رسد كه مردم اعتقاد پيدا كرده‌اند كه اين همه سختي كه در زندگي سانجي‌دات رخ داده براي او كافيست.
سانجي (متولد )1959 در زمان تحصيل در مدرسه تحت تاثير دوستان بد قرار گرفت و به مواد مخدر روي آورد شايد علت اصلي اعتياد او اين بود كه نمي‌توانست فشار ناشي از فرزند دو ستاره بودن را تحمل نمايد ولي همين لغزش، مادرش را بيشتر به سوي مرگ سوق داد. زماني بر شدت اين اعتياد افزوده شد كه مادرش بر اثر بيماري سرطان از دنيا رفت. در آن زمان اولين فيلم سينمايي سانجي‌دات با نام <راكي(1981) > به‌ تازگي اكران شده بود و سانجي نمي‌دانست بايد به خاطر اين موفقيت بزرگ جشن بگيرد يا به‌خاطر مرگ مادر سوگوار باشد. پس از مرگ نرگس، پدر فورا به داد پسرش رسيد و او را به آسايشگاه ترك اعتياد در آمريكا فرستاد ولي در آن‌جا مبتلا به نارسايي ريه و در بيمارستان بستري شد. پس از ترك اعتياد، سانجي‌دات با <ريچا شارما> ازدواج كرد. <ريچا> پرستاري بود كه در زمان بيماري سانجي از او نگهداري مي‌كرد. يك سال بعد، آنها صاحب فرزندي شدند اما سرنوشت، غم جديدي را براي او رقم زده بود. <ريچا> كه مبتلا به تومور مغزي شده بود درست پس از زايمان و تولد تنها دخترشان <تريشلا> مرد و بلافاصله پس از اين اتفاق تلخ، طي چند جلسه دادگاه ناراحت‌كننده و پرتنش، مسئوليت نگهداري از نوزاد از او گرفته شد و به خانواده <ريچا> رسيد. ازدواج دومش هم با <ريا پيلاي> در سال 1995 كه پس از آزادسازي او از زندان صورت گرفت چندان دوامي نداشت و آنها بالاخره پس از سال‌ها زندگي جدا از هم در سال 2005 رسما از يكديگر جدا شدند و درست همان سال پدر محبوبش، <سونيل دات> كه در آن زمان عضو كابينه نخست‌وزيري بود، از دنيا رفت و او را تنها گذاشت. گفته مي‌شود هم‌اكنون سانجي‌دات با زني به نام <ناديا دوراني> از اهالي لاهور پاكستان نامزد شده است.
زندگي حرفه‌اي دات نيز چندان خالي از التهاب نبوده است. <ماهش بات> فيلمساز باليوودي در مقاله اخير خود با نام <بازيگر مبارز> بيان مي‌دارد كه چگونه سانجي هر بار كه فيلمي بر روي پرده سينماها داشت، مورد استهزاء قرار مي‌گرفت ولي هر بار اين هنرپيشه باپشتكار كه خود را از دام اعتياد رهانيده بود شجاعانه به سراغ كار ديگري مي‌رفت تا استعداد خود را به مردم ثابت نمايد.
در سال 1993 و قبل از انفجار‌هاي <مامباي> و درگير نمودن او با اين حادثه، تازه توانسته بود با فيلم‌هايي همچون <ساداك> ، <ماموريت كشمير> و <واستاو> خود را به عنوان يك هنرپيشه باليوودي به همه بقبولاند. لبخند سرايت‌كننده‌اي كه اغلب بر چهره او نقش مي‌بندد، حالت ترحم برانگيزي كه در چشمان سودا زده‌اش ديده مي‌شود و رفتارهاي غير قابل پيش‌بيني‌اش همه از خصوصياتي هستند كه او را نزد مردم عزيز كرده‌اند.<ماهش بات> يكبار گفت:
سانجي هرگز طوري رفتار نمي‌كند كه گويي متعلق به طبقه اشراف باليوود و فرزند دو بازيگر پيشكسوت محبوب است و هيچگاه بزرگي والدينش او را مغرور نكرد. او فقط براي مردم زندگي مي‌كند. مردي كه اغلب، اوقات خود را در كنار گريمورها، نورپردازها و راننده‌ها سپري مي‌كند.

داستان اتهام
سانجي‌دات پس از دستگيري، تنها اظهار داشت از دوستان مافيايي خود فقط خواسته است براي او اسلحه گرم فراهم كنند تا در مواقع ضروري براي حفاظت از خود از آن استفاده كند ولي پيش از آن هيچگاه تهديدي از طرف كسي صورت نگرفته بود و پليس هم اطلاعي در اين خصوص نداشت. از طرفي بعضي از اعضاي گروه‌هاي خرابكار اعلام كردند كه چند ماه قبل از بروز انفجارها در <مامباي> به خانه او رفته‌اند و سفارش‌هاي او شامل سه تپانچه، 25 نارنجك دستي، يك هفت‌تير نه ميلي‌متري و مقداري فشنگ را به او تحويل داده‌اند و او تپانچه و بقيه‌ آلات جنگي را به آنها برگردانده اما يك تپانچه را براي خود نگه داشته است. پس از حادثه انفجار شخصي به پليس گفت كه سانجي‌دات، تپانچه را به دوستانش داده است كه آن را معدوم سازند.
دات تمامي اين اتهامات را رد كرد و گفت در اين حادثه هيچ نقشي نداشته است ولي اعتراف كرد كه مي‌دانسته است افرادي در پي انجام آن و ايجاد خرابكاري هستند. او در آن سال شانزده ماه در زندان ماند و در سال 2006 نيز مدت دو ماه در حبس به سر برد در حالي كه بيشتر مردم هند اين اتهامات را مضحك قلمداد نمودند تا اينكه دات آزاد شد، روز 21 نوامبر 2005 رهبر گروه تبهكاران، اعتراف كرد كه سانجي دات با آنها همدست بوده است و در 28 نوامبر سال 2006 دادگاه، دات را به اتهام حمل سلاح گرم مجرم دانست ولي اعلام كرد او در عمليات تروريستي شركت نداشته است.

كوتاه از زندگي سانجي‌دات
_ دخترش <تريشلا> در نيويورك و دركنار پدربزرگ و مادربزرگ مادري‌اش زندگي مي‌كند. سانجي فرزند ديگري ندارد.
_ خواهرش <آنجو> همسر <كومار گوراو> بازيگر باليوود است كه پسر <راجندرا كومار> مي‌باشد.
_ خواهر ديگرش <پريا> پس از مرگ پدر در انتخابات شركت كرد و جايگزين پدرش در پارلمان شد.
_ رفقاي او از ميان طرفداران پرو پا قرص او هستند و سلمان‌خان، زايد‌خان، فردين‌خان، آبيشك‌ باچان و بسياري از ديگر ستارگان او را يك <پديده> در عالم سينمايي مي‌دانند.
_ او بارها به عنوان بهترين بازيگر نقش اول، دوم و بهترين كمدين، برنده جايزه‌هاي مختلف انتخاب شده است.
_ از فيلم‌هاي او مي‌توان به <ديوار>، <مسافر>، <شب‌>، <داس>، <زنده>،<نقشه>، <ماموريت كشمير>، <پاراينيتا> و <خوب صورت> اشاره كرد.
_ عشق پدرش <سونيل دات> و <مادرش نرگس> به يكديگر آنقدر زياد بود كه به <رمانتيك‌ترين عشق واقعي> معروف شده است. سونيل دات پس از مرگ همسرش به علت سرطان، بنياد كمك به بيماران سرطاني را به نام <نرگس> تاسيس كرد؛ بنيادي كه پس از مرگ سونيل دات در سال 2005 توسط پسرش اداره مي‌شود.
_ سونيل دات هميشه مي‌گفت: <من نرگس را در چشمان پسرم سانجي مي‌بينم.>
_ يكي از معروف‌ترين فيلم‌هاي نرگس، فيلم <مادر هند> محصول سال 1957 نام دارد كه بارها از تلويزيون ايران پخش شده است و جالب اينكه در اين فيلم، نرگس نقش مادر سونيل دات را بازي مي‌كند.
منبع: مجله خانواده سبز

3870

گفتگو با ابراهيم صادقي

در فصل اخير ليگ برتر ايران، تيم سايپا بازي‌هاي بسيار خوبي از خود ارائه كرد. دراوايل فصل، مديران اين باشگاه، يك مربي آلماني به نام <لورانت> را به اين تيم آوردند و از طرفي با <علي دايي> بازيكن باسابقه فوتبال ايران قرارداد بستند و او را هم به جمع سايپايي‌ها اضافه كردند...

چند هفته از ليگ نگذشته بود كه بنا به دلايلي، لورانت از ايران رفت و ديگر بازنگشت و از اين رو مديران سايپا، چاره‌اي نديدند جز اين‌كه <علي دايي> بازيكن با سابقه تيم ملي را به عنوان مربي
انتخاب كنند، اما پيش از مربي‌گري دايي در سايپا، بحث بر سر كاپيتاني تيم بود. خيلي‌ها اعتقاد داشتند كه با آمدن او، بازو بند كاپيتاني از <ابراهيم صادقي> بازيكني كه هشت سال در سايپا بازي مي‌كند، گرفته خواهد شد و به طور حتم به دايي سپرده مي‌شود. در همان زمان، بيشتر نشريات در جستجوي دنبال كردن اين داستان بودند، اما درايت مديران سايپا و از طرفي <علي دايي> كه سال‌ها بهترين افتخارات را براي ايران كسب كرده، مشخص كرد كه <بازوبند> نقش مهمي براي بازي‌ روان و تك‌ضرب آنان ندارد و همچنان بر بازوي صادقي بسته شد، اما پس از اين‌كه لورانت رفت و دايي مربي تيم شد، ديگر براي همه مسجل شده بود كه به‌طور حتم مربي تيم، كاپيتان تيم خواهد بود، اما دايي مي‌دانست كه اين حاشيه‌ها به تيم ضربه مي‌زند و <كاپيتاني> نمي‌تواند خللي براي سربلندي سايپا در ليگ ايجاد كند، بنابراين در گفتگوهاي خود اعلام داشت كه ابراهيم صادقي سال‌هاست براي سايپا زحمت مي‌كشد و بازوبند كاپيتاني حق اوست، از طرفي صادقي خودش هم دوست داشت بازوبند را به دايي بدهد، اما اصرارهاي دايي باعث شد تا وي وظيفه كاپيتاني تيم را متقبل شود. نيم فصل كه تمام شد، بازي‌هاي خوب سايپايي‌ها، آنان را قهرمان نيم فصل كرد و صادقي هم بازيكن اخلاق نيم فصل شد. در 15 بازي با توجه به پست بازي‌كردن او يعني هافبك، تنها يك كارت زرد دريافت كرد. خيلي از شما خوانندگان خوب خانواده سبز، مي‌خواهيد بدانيد كه <ابراهيم صادقي> كيست و از لحاظ اخلاقي چه خصوصياتي دارد كه بازيكن اخلاق شناخته شد و در حضور دايي با سابقه، كاپيتان تيم <سايپا> است؟ در يكي از روزهاي سرد زمستاني دوربين خانواده سبز به منزل او در گلشهر كرج رفت و تصاويري از او و خانواده‌اش شكار كرد، ضمن اين‌كه با اين بازيكن گفتگويي انجام داديم...

خانواده سبز: ابراهيم صادقي از خودش برايمان بگويد؟
صادقي: در پانزدهم بهمن ماه سال 1357 در حصارك كرج، يك هفته پيش از انقلاب اسلامي به دنيا آمدم. فرزند پنجم خانواده هستم، پنج برادر و يك خواهر هستيم، برادر كوچكم دروازه‌بان فوتسال پرسپوليس بود و در حال حاضر در دانشگاه آزاد بازي مي‌كند. دو برادر بزرگ‌ترم هم در سطوح باشگاه‌هاي كرج بازي مي‌كردند... پدرم يك كارگر ساده بود، هم پدرم و هم مادرم فوت كرده‌اند.

خانواده سبز: فوتبال را از كجا آغاز كردي؟
صادقي: از 13 سالگي، با كشاورز كرج آغاز كردم. سه سال در آن‌جا بودم، سپس سه سال در جوانان پرسپوليس بازي كردم، دو سال به مقاومت تهران آمدم و از بيست سالگي هم عضو جوانان و اميدهاي سايپا شدم و پس از آن به بزرگسالان اين تيم پيوستم. درمجموع هشت سال است كه در اين تيم نارنجي‌پوش توپ مي‌زنم.

خانواده سبز: هشت سال مدت زيادي است، چه شد كه سر از سايپا درآوردي؟
صادقي: منوچهر واحدي مرا به اميدهاي سايپا آورد و از همان زمان ديگر در اين تيم باقي ماندم، چرا كه از اين تيم راضي هستم. سپس زماني كه محمد مايلي‌كهن مربي بزرگسالان شد او علاقه‌اي عجيب به جوانگرايي داشت، همين امر باعث شد كه من عضو فيكس تيم بزرگسالان سايپا شوم. در سه فصل اخير هم كاپيتان سايپا بودم.

خانواده سبز: ارتباط تو با علي‌دايي چگونه است، با توجه به حرف و حديث‌هايي كه در اوايل فصل، مطبوعات به آن پرداختند؟
صادقي: ارتباطم با بزرگ‌تر تيممان عالي است، به خدا هيچ حرف و حديث خاصي نبود، من خواستم بازوبند را به دايي بدهم، اما او نپذيرفت، همين... علي‌دايي، سال‌ها در آلمان زندگي كرد و كاملا در تمريناتي كه به ما مي‌دهد، مشخص
است كه او به درستي درآن‌جا آموزش‌هاي لازم را فرا گرفته و به خوبي آن را به بازيكنان انتقال مي‌دهد. شما بازي تك ضرب سايپا را ببينيد، ما به راحتي توپ را به چرخش درمي‌آوريم، بدون اين‌كه حركات تيميمان دچار خللي شود، اما نمي‌توانيم بگوييم كه در همه بازي‌ها عالي هستيم. همان‌طور كه مي‌دانيد، در جام حذفي در اصفهان از سپاهان شكست خورديم و حذف شديم، كمي شوك‌ به ما وارد شد. گر چه از دقيقه پانزدهم بازي، ده نفره شده بوديم.

خانواده سبز: پس از بازي، دايي در رختكن چه گفت؟
صادقي: يكي از خصوصيات دايي اين است كه اگر تيم نتيجه دلخواهي نگيرد، اعتماد به نفس خاصي به تيم مي‌دهد. به بازيكنان گفت: بايد ليگ را جدي بگيريم. اين بازي تمام شد و نبايد ديگر حسرتش را بخوريم، سعي كنيد كه فقط از اين بازي تجربه كسب كنيد. نگوييد قهرمان نيم فصل كه شديم، پس ديگر بقيه حريفان را شكست مي‌دهيم، اين خاصيت فوتبال است، لحظه‌اي غفلت، آرزوها را بر باد مي‌دهد.

خانواده سبز: و براي نيم‌فصل برنامه‌تان چيست؟
صادقي: يك هفته اردوي دوبي، باعث شد كه بچه‌ها براي ادامه ليگ روحيه كسب كنند، گر چه من از آن‌جا كه در اردوي تيم ملي بودم، در دو روز آخر به اردوي سايپا پيوستم، اما اين‌گونه اردوها لازم است كه به لطف خدا مديران سايپا هميشه، آنچه كه در توان دارند براي بچه‌ها انجام مي‌دهند.

خانواده سبز: بازيكن اخلاق نيم‌فصل شدي؟
صادقي: بله، در 15 بازي تنها يك كارت زرد دريافت كردم و با توجه به اين‌كه در پست هافبك بازي مي‌كنم و بايد بيشتر درگير شوم، آمار بسيار خوبي بود. همچنين در اين فصل، اعتماد به نفس بيشتري نسبت به فصل‌هاي گذشته در سايپا داشتم كه شايد دليلش تجربه اندوزي بود.

خانواده سبز: 28 سالگي و حضور در تيم ملي، كمي دير نيست؟
صادقي: در سال‌هاي پيش در نقش هافبك دفاعي بازي مي‌كردم و كمتر به چشم مي‌آمدم، اما در فصل اخير در پست هافبك تهاجمي بازي كردم و بيشتر به چشم آمدم... به هر حال هر بازيكني آرزو دارد كه روزي براي تيم ملي كشورش بازي كند، من هم از اين قاعده مستثني نبودم. دعوت به اردوي تيم ملي هم شرايطي مي‌طلبد كه در بعضي مواقع براي هر فوتباليستي امكانش ميسر نيست. البته همان‌طور كه گفتم، امسال نسبت به سال‌هاي گذشته بازي بهتري از خود نشان دادم. اعتماد به نفسم بيشتر بود و دليل ديگرش اين‌كه به پست‌ هافبك تهاجمي بازگشته و بيشتر مورد توجه قرار گرفتم.

خانواده سبز: دوست داشتي مسافر جام‌جهاني آلمان
مي‌شدي؟
صادقي: صد در صد، آرزوي هر بازيكني است كه در جام‌جهاني بازي كند، اما نشد. نمي‌دانم در جام‌جهاني ديگر مي‌توانم مسافر باشم يا نه؟ زمان، مشخص خواهد كرد.

خانواده سبز: مربي خارجي بهتر است يا داخلي؟
صادقي: مربي خارجي با دانش، عالي است و گر نه مربيان داخلي با شرايط فوتبال ايران بيشتر آشنا هستند.

خانواده سبز: مشكل فوتبال ما در كجاست؟
صادقي: مديريت و برنامه‌ريزي... اين دو فاكتور، مي‌تواند در كنار هم، هر تيمي را نجات دهد، از طرفي ديگر تيم‌ها با كمبود بودجه مواجه نمي‌شوند. در سال‌هاي اخير ديديد كه تيم‌هاي صنعتي، هيچ‌گاه مشكل مالي نداشتند، اما استقلال و پرسپوليس سال‌هاست كه با مشكل مالي مواجه‌ هستند و اين به طور حتم در ميدان مسابقه خود را نشان مي‌دهد. به نظر من بازيكن نبايد فكرش جاي ديگري مشغول باشد و تنها بايد به فوتبال فكر كند...

خانواده سبز: يعني شما مانند خيلي از فوتباليست‌ها، شغل دوم نداري؟
صادقي: در حال حاضر نه، فقط فوتبال.
شايد در سال‌هاي آتي، شغلي براي خودم دست و پا كنم.

خانواده سبز: چه هزينه‌اي براي ابراهيم صادقي شدن متحمل شدي؟
صادقي: 15سال است كه فوتبال بازي مي‌كنم و از اين مدتتنها پنج سال است كه در قبال فوتبالم، پول مي‌گيرم، ده سال سختي كشيدم. زماني كه در تهران به فوتبال ادامه مي‌دادم، مسير كرج تا تهران را مي‌آمدم، روزهاي سختي بود، از طرفي من در يك خانواده كارگري بزرگ شدم از اين‌رو تنها تلاش كردم كه روي پاي خودم بايستم و در حال حاضر هم از زندگي‌ام راضي هستم؛ يك زندگي به‌دور از حاشيه و با آسايش و آرامش در كانون خانواده‌ام... اينها هزينه‌هايي بود كه متحمل شدم، اما هميشه براي خودم هدفي انتخاب كرده بودم كه با توكل به خداوند به آن رسيدم.

خانواده سبز: بچه كه بودي، دوست داشتي در كدام تيم بازي كني، راستش را بگو؟ چون خيلي فوتباليست‌ها پاسخ اين پرسش را نمي‌دهند يا مي‌گويند، تيم ملي...
صادقي: مي‌دانم كه چه مي‌خواهيد بگوييد، در فوتبال ما بچه‌ها يا استقلالي بودند يا پرسپوليسي! من پرسپوليسي بودم، چرا دروغ بگويم.

خانواده سبز: پس دوست داري در پرسپوليس بازي كني؟
صادقي: نه، در سايپا راحتم، مهم براي من آرامش فكري و ذهني است، اگر سايپايي‌ها مرا نخواهند، آن‌گاه به سراغ پيشنهادها مي‌روم. در پايان اين فصل قرارداد من با سايپا به اتمام مي‌رسد، اما دوست دارم همچنان در سايپا بازي كنم. گرچه سابقه‌ بازي در اميدهاي پرسپوليس را دارم.

خانواده سبز: چرا براي زندگي، كرج را انتخاب كردي؟
صادقي: اول اين‌كه به زندگي در اين‌جا عادت كردم، در همين شهر به دنيا آمدم و در اين‌جا رشد كردم. خانواده‌ام همين‌جا زندگي مي‌كنند و من هم در كنار آنها راحت هستم.

خانواده سبز: چه زماني ازدواج كردي؟
صادقي: در سال 80 ازدواج كردم و ثمره اين ازدواج يك دختر چهار ساله به نام <پرنيان> است كه در سال 81 به دنيا آمد.
خانواده سبز: همسرتان آشناي خانوادگي بود يا نه و خاطره‌اي از روز خواستگاريتان بگوييد؟
صادقي: همسرم همسايه‌مان در كرج بود، در واقع بچه محل بوديم. راستش را بخواهيد من خيلي خجالتي هستم.
در روز خواستگاري هم دائما رنگم يا سرخ مي‌شد يا مي‌پريد.

خانواده سبز: همسرتان فوتبال تماشا مي‌كند؟
صادقي: علاقه چنداني به فوتبال ندارد، اما زماني كه بازي‌هاي سايپا پخش مستقيم است و به اين خاطر كه فيلم بازي‌هايم را ضبط مي‌كند، مجبور مي‌شود كه ديدارها را هم ببيند، اما آنچنان كه بايد و شايد علاقه‌اي به فوتبال ندارد.

خانواده سبز: فكر مي‌كني كه قهرماني امسال از آن سايپا شود؟
صادقي: اميدوارم، دوست دارم كه امسال با سايپا قهرمان شويم، به هر حال در اين فصل زحمات زيادي كشيديم به ويژه اين‌كه اين قهرماني با علي‌دايي صورت بگيرد. پس از جام جهاني از او انتقادهاي فراواني شد، اما دايي به مانند گذشته بار ديگر ثابت كرد كه از هوش و ذكاوت زيادي چه در زمينه بازي و چه در امر مربيگري برخوردار است، اميدوارم با قهرماني سايپا <دايي> پاسخ منتقدانش را بدهد... من و ديگر بازيكناني سايپا هم به او كمك خواهيم كرد.

خانواده سبز: و از چه كساني مي‌خواهي تشكر كني؟
صادقي: از تمامي مربيانم كه براي من زحمت كشيدند، از خانواده‌ام كه در شرايط مختلف، هميشه يار و ياور من بودند، از همسرم كه با مشكلات زندگي ساخت، البته من هم سعي كردم با سعي و تلاش براي خانواده‌ام چيزي كم نگذارم، البته اگر اجازه بدهيد مي‌خواهم از مربيانم ياد كنم، از آقايان عباس قاسمي، محمدعلي رغبتي، حسين لطفي، محمد پنجعلي، مرتضي يكه، رحمان احمدي، بابا رضي، نقوي، منوچهر واحدي، بيژن طاهري، محمد مايلي‌كهن، مجيد جلالي، جئوواني‌مي، مجتبي تقوي، بيژن ذوالفقار نسب و در نهايت علي دايي...

خانواده سبز: و به عنوان سوال آخر، مستاجري يا صاحبخانه؟
صادقي: شايد در تهران زندگي مي‌كردم مستاجر بودم، اما در كرج صاحبخانه هستم، چون نرخ خانه‌ها به مراتب ارزان‌تر از تهران است.

خانواده سبز: و دخترت پرنيان...
صادقي: عزيز مامان و بابا... زندگي‌ام را به پايش مي‌‌ريزم...

منبع: مجله خانواده سبز

3869

پــدر مـاكــارونـي جـهــــان

با ديدن يك بشقاب پر از ماكاروني تصوري از يك غذاي ايتاليايي در اذهان همه به وجود مي‌آيد و اكثر مردم فكر مي‌كنند خالق ماكاروني فردي ايتاليايي بوده است اما چنين نيست ابداع‌كننده ماكاروني يك تايواني بود.<مومو فوكاآندو> ابداع‌كننده اين غذاي بين‌المللي است. او يك تايواني است كه سال‌ها در ژاپن زندگي مي‌كرد و تقريبا نيم قرن پيش اين غذاي خوشمزه و قابل دسترس و ارزان‌قيمت را ابداع كرد تا همه اقشار مردم در كنار ديگر غذاهايشان از اين غذاي نشاسته‌اي نيز استفاده كنند.او تلاش زيادي براي تنوع بخشيدن به ماكاروني يا همان <نودلز> كرد. وي چند روز پيش در سن 96 سالگي چشم از جهان فرو بست. در اين مقاله به زندگي اين فرد مبتكر اشاره خواهيم داشت.

زندگي موموفوكا آندو
<موموفوكا آندو> در پنج مارس 1910 در يك خانواده متمول ژاپني تايواني‌تبار در شهر كاگي تايوان چشم به جهان گشود. در آن زمان تايوان در اشغال ژاپن بود.<موموفوكا> طعم محبت والدين را نچشيد، زيرا در كودكي هر دويشان را از دست داد و يتيم شد اما ارث كلاني به او رسيده بود. از آن زمان به بعد سرپرستي <موموفوكا> به عهده مادربزرگ و پدربزرگش بود. آنها در تاينان تايوان زندگي مي‌كردند لذا او به آنجا نقل مكان كرد و در دامان مهربان مادربزرگ و پدربزرگش رشد يافت.پدربزرگش يك مغازه پارچه‌فروشي و منسوجات داشت. موموفوكا پس از مدرسه به مغازه مي‌رفت و پارچه مي‌فروخت. كم‌كم راه و رسم خريد و فروش را ياد گرفت و با ارثي كه برايش مانده بود يك شركت واردات و صادرات پارچه در تايپه با سرمايه‌اي بالغ بر 190 هزار ين بر پا كرد.وي در آن زمان 22 ساله بود.
موموفوكا در سال 1933 به اوزاكاي ژاپن سفر كرد تا شركتش را گسترش دهد.
پس از جنگ جهاني دوم، موموفوكا شهروند ژاپن شد و سپس براي تكميل تحصيلاتش به دانشگاه ريتسوميكان اوزاكا رفت. او در كنار تحصيل به كار تجارت هم مشغول بود كه بخت با او يار نبود و شركت زنجيره‌اي منسوجات او ورشكست شد.در سال 1948 يك كارخانه كوچك توليد و تصفيه نمك خوراكي در منطقه ايكه‌اي اوزاكا تاسيس كرد.
<موموفوكا> عزمي راسخ داشت و از شكست‌ها نمي‌هراسيد. در آن زمان ژاپن دوران بعد از جنگ جهاني دوم را مي‌گذراند. وزارت بهداشت سعي در ترغيب مردم براي خوردن نان با آرد گندم مي‌كرد و نگران وضعيت تغذيه مردم بود، زيرا آنان از لحاظ مالي استطاعت تهيه موادغذايي را نداشتند. از اين رو موموفوكا به فكر افتاد و با آرد گندم رشته‌هايي شبيه ماكاروني امروزي درست كندكه به راحتي هم مردم مي‌توانستند با چوب‌هاي مخصوص آن را ميل كنند. او كارخانه‌اي كوچك و ابتدايي براي تهيه ماكاروني بر پا كرد.
در 25 آگوست 1958 در حالي كه 48 ساله بود بعد از آزمايش‌هاي متعدد بالاخره ماكاروني‌هاي فوري آماده شده را به نام chikin Ramen درست كرد كه طعم مرغ مي‌داد و مورد توجه همگان قرار گرفت. البته قيمت آن كمي گران بود و بسته‌اي 35 ين به فروش مي‌رفت. طرز پخت آن نيز بسيار ساده بود. ماكاروني‌هاي نيمه پخته را در آب جوش مي‌ريختند و پس از چند دقيقه غذا حاضر بود و آن را با سس مي‌خوردند. در 18 سپتامبر 1971 ماكاروني‌هاي ليواني هم درست شد. اين نوع ماكاروني‌هاي پخته شده در ليوان‌هاي يك بار مصرف به دست مشتري‌ها داده مي‌شد و با قيمت مناسب در دكه‌هاي خيابان‌هاي ژاپن به فروش مي‌رفت و يك غذاي مقوي و در عين حال سيركننده بود.
_ _ _
وي در سال 1964 به مقام رياست انجمن صنايع غذايي ژاپن نيز منصوب شد. او سعي مي‌كرد هر روز كيفيت مواد غذايي كمپاني خود را بالا ببرد تا رضايت مردم را جلب كند.
در سال 2004 اين كمپاني بيش از هفتاد ميليارد ين ماكاروني به سراسر جهان فروخته بود. هم اكنون در همه رستوران‌هاي ژاپن و چين و ديگر كشورهاي آسياي شرقي ماكاروني‌هاي موموفوكا در كاسه‌هاي سنتي سرو مي‌شود و طرفداران زيادي دارد زيرا علاوه بر قيمت ارزان بسيار خوشمزه و مقوي است.موموفوكا براي تداوم و ماندگاري محصولاتش يك موزه در اوزاكا داير كرد و در اين موزه همه اقلام ماكاروني از ابتدايي‌ترين تا جديدترين و در انواع مختلف و همچنين دستگاه‌هاي تهيه ماكاروني را در معرض ديد همگان قرار داد.
او چندين بار مدال طلا و نقره از وزارت بهداشت ژاپن براي بالا بودن كيفيت محصولات كمپاني‌اش دريافت كرد. موموفوكا در سال 2005 خود را بازنشسته كرد و خانه‌نشين شد تا به استراحت بپردازد.
او آخرين بار يك ماه و نيم پيش به مناسبت آغاز سال نو ميلادي، در جلسه‌اي با مديران شركتش به بحث و گفتگو نشست و در برابر دوربين خبرنگاران بشقابي پر از ماكاروني ميل كرد و در پنج ژانويه 2007 يعني پنج روز بعد از مراسم گفتگو با مديران شركت در سن 96 سالگي بر اثر حمله قلبي چشم از جهان فروبست و همسرش <ماساكو> و دو پسر و دخترش را تنها گذاشت.گفتني است پس از مرگ وي بيشتر رستوران‌دارهاي معروف دنيا براي او مراسم يادبود برگزار كردند اما اوضاع در ايتاليا تفاوت داشت، همه رستوران‌ها به مدت دو روزفقط ماكاروني به مشتريان خود مي دادند.
منبع: مجله خانواده سبز

3868

صداي ارواح

روزانه موارد زيادي از وقايع عجيب در جهان رخ مي‌‌دهد كه با بررسي مجموعه‌اي از آن‌ها مي‌‌توان به نتايج خارق‌العاده و البته جذابي دست يافت. اين نتايج ما را به عالم ناشناخته‌ها رهنمود مي‌‌كند تا ببينيم دنيا فقط همان كه ما حس مي‌‌كنيم نيست. اگر آماده‌ايد براي قدم گذاشتن به جهان ناشناخته با ما همراه باشید.

تصوير روح در برفك تلويزيون
در اواسط دهه 1980 محققي به نام <كلاس اسچربر> يكي از كانال‌هاي برفكي تلويزيون را انتخاب نمود و دوربين فيلم‌برداري را جلوي آن گذاشت و به ضبط برفك‌ها پرداخت. پس از ضبط، تصاوير برفكي را در ويدئو گذاشت و تماشا كرد. خيلي عجيب بود، در تصاوير برفكي تصاويري از دخترش <كارين> كه به تازگي فوت كرده بود، به صورتي مه‌آلود ضبط شده بود. تصاوير، مثل ابر به تدريج ظاهر مي‌‌شدند. او توانست علاوه بر دخترش ساير اعضاي خانواده‌اش را هم ببيند.
اگرچه چنين رويدادي عجيب و تا حدي باورنكردني به نظر مي‌‌رسيد ولي اين تجربه تنها گزارش ارائه شده درباره مواردي از اين دست نيست. در ادامه به چند مورد ديگر اشاره خواهيم كرد.

ارتباط روحي مادر و پسر
<گريس> و پسرش <باب> با كدهاي مورس آشنايي داشتند. در جنگ جهاني اول، باب به فرانسه منتقل و از مادرش دور شد. يك بار