به تهرون 20 رای دهید

.

« January 2007 | جدیدترین ها | March 2007 »

February 21, 2007 3845

آسمــانخـراش‌هــاي اروپـــا

فرانكفورت يكي از شهرهاي زيباي اروپايي واقع در ايالات هسن آلمان با بافت معماري قديمي و مدرن، عنوان شهر نمايشگاه اتومبيل‌هاي مدرن را به خود اختصاص داده است!
اين شهر يكي از ثروتمندترين مراكز اروپا و مركز فرهنگ وادبيات اروپاي مركزي محسوب مي‌شود و جزو بزرگ‌ترين مناطق حمل و نقل اروپا نيز هست. اين شهر داراي وسايل نقليه عمومي مدرن همچون متروهاي زميني، هوايي و اتوبوس‌هاي برقي و قطارهاي فوق مدرن مي‌باشد...
نام (فرانكفورت) به زبان آلماني (فرانكفورت برماين) است و جمعيتي بالغ بر پنج ميليون نفر دارا مي‌‌باشد و پس از برلين و هامبورگ و مونيخ شهر بزرگ آلمان است. آسمان‌خراش‌هاي فرانكفورت نيز شهرت جهاني دارند و به Frankfurter skyline معروف است.
دانشگاه فرانكفورت به نام (گوته) نامگذاري شده است و دانشسراي عالي صنعتي اين شهر نيز شهرت بسياري در جهان دارد.

معماري فرانكفورت
يكي از عواملي كه سبب زيبايي اين شهر شده تلفيق معماري قديمي و مدرن چشم‌نواز اروپايي مي‌باشد.

آسمانخراش‌هاي مدرن فرانكفورت، شهرت جهاني دارد، همچنين خانه‌هايي با معماري قديمي، گران‌تر از خانه‌هاي مدرن به فروش مي‌‌رسد و صاحبخانه‌ها در صورت تعميرات و بازسازي خانه خود حق تغيير شكل نماي ظاهري ساختمان‌هاي قديمي و با بافت سنتي خود را ندارند. البته اكثر خانه‌ها داراي متراژ كمي هستند و به ندرت به دويست متر مربع مي‌‌رسند. به‌طور كلي آلماني‌ها داراي خانه‌هاي كوچك هستند و مهمانان خود را در بيرون از خانه و رستوران‌ها پذيرايي مي‌‌كنند.
زمين، سنگفرش خيابان‌ها و كوچه‌ها، نماي زيبايي به شهر داده است و قدم به قدم تابلوهاي علائم راهنمايي و رانندگي براي راهنمايي رانندگان و عابران پياده به چشم مي‌‌خورد. به‌طور كلي در آلمان، رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي از سوي مردم بايد به دقت صورت گيرد.
در غير اين صورت گواهي‌نامه‌شان باطل خواهد شد...

نمايشگاه‌هاي فصلي
در هر فصل، نمايشگاهي بزرگ در فرانكفورت برپا مي‌‌شود كه مردم از ديگر كشورها براي بازديد و شركت در اين نمايشگاه‌ها راهي فرانكفورت مي‌‌شوند. براي مثال چندي پيش بزرگ‌ترين نمايشگاه كتاب جهان در فرانكفورت برگزار شد.
از سويي ديگر نمايشگاه اتومكانيك، هر دو سال يك‌بار برپا مي‌‌شود و صنايع خودروسازي جهان در اين نمايشگاه، جديدترين محصولات خود را در معرض نمايش مي‌‌گذارند. گفتني است وقتي در خيابان‌هاي فرانكفورت قدم مي‌‌زني و به هر گوشه‌اي نگاهي مي‌‌اندازي با جديدترين و مدرن‌ترين اتومبيل‌ها رو‌به‌رو مي‌‌شويد. در واقع شهر فرانكفورت نمايشگاهي ازاتومبيل‌هاي مدرن و زيبا است. مردم آلمان در داشتن اتومبيل‌هاي مدرن با سرعت بالا با يكديگر رقابت دارند و حاضر به پرداخت هزينه بالا براي داشتن اتومبيل‌هاي شيك و گران‌قيمت و به‌روز هستند.

مردمان فرانكفورت
مردم فرانكفورت به كار خودشان مشغول هستند و صبح از خانه بيرون مي‌‌روند و عصر به خانه باز مي‌‌گردند. بسياري از آنها در خانه آشپزي نمي‌‌كنند و اكثر اوقات در بيرون از خانه غذاي خود را ميل مي‌‌كنند و يا اين‌كه از غذاهاي آماده و كنسروي استفاده مي‌‌كنند، همچنين يك‌شنبه‌ها دور هم جمع مي‌‌شوند و به گردش، در كنار رودخانه (راين) مي‌‌روند و بر روي باربيكيوها گوشت و سوسيس سرخ مي‌‌كنند، البته اگر هوا باراني نباشد. مردم فرانكفورت آرزوي ديدن هواي آفتابي را دارند زيرا بيشتر روزها اين شهر ابري و باراني و برفي است.
در خيابان‌ها به ويژه در نزديكي مجتمع‌هاي تجاري‌ بزرگ، دكه‌هاي سيب‌زميني سرخ كرده، ماهي، كوكو، پاپ كورن و شكلات به وفور ديده مي‌شود. در اين شهر دوره‌گرد‌هاي زيادي ديده مي‌‌شوند، براي مثال يكي در خيابان‌ها فلوت مي‌‌زند، و يكي تمام بدن خود را به رنگ نقره‌اي در ‌‌آورده و حركات نمايشي اجرا مي‌‌كند و يكي گل مي‌‌فروشد... گفتني است فرانكفورت زيباترين فرودگاه آلمان و پس از لندن زيباترين فرودگاه اروپا را دارد.

3844

يك ازدواج رويايي

(كريستوفر اشتون كاچر) متولد هفتم فوريه 1978 يك بازيگر آمريكايي و تهيه‌كننده تلويزيون است. او قبلا مانكن نيز بوده است. آغاز شهرت (اشتون كاچر) به اواخر دهه نود ميلادي باز مي‌گردد. در آن زمان او با بازي در نقش (مايكل كلسو) در سريال تلويزيوني (آن برنامه دهه هفتاد) به چهره‌اي سرشناس بدل و از آن پس بازيگر نقش‌هاي اول فيلم‌هاي هاليوود شد.كاچر در محله (سرارپيدز) واقع در (يووا) به دنيا آمد. پدرش لاري كاچر و مادرش دايانا فينگان بودند كه هر دو در كارخانه كار مي‌كردند. او يك خواهر بزرگ‌تر به نام (توشا) و يك برادر دوقلو به نام مايكل دارد كه دچار عارضه قلبي
مي‌باشد.

مايكل در سيزده سالگي تحت عمل جراحي پيوند قلب قرار گرفت. همان سال خانواده كاچر به محلي در نزديكي شهر روستايي‌نشين (هرمستد) نقل مكان كردند. دوران كودكي كاچر در شرايطي سخت گذشت و از شغل‌هاي عجيبي همچون نجاري، علف‌چيني، عقيم كردن چهارپايان و شغل‌هاي عجيب ديگري درآمد كسب مي‌‌كرد.كاچر كه دانش‌آموزي درس‌خوان بود به دبيرستان راه يافت و عضو تيم فوتبال مدرسه نيز شد.كاچر رشته دانشگاهي مهندسي بيوشيمي را انتخاب كرد.او براي امرار معاش در كارخانه (جنرال ميلز) به جاروكشي مي‌‌پرداخت و گاهي به خاطر پول، خون خود را مي‌‌فروخت ولي هميشه در دل آرزو داشت هنرپيشه شود و بالاخره يك روز وسايل ناچيزش را جمع كرد و پياده به فرودگاه رفت ولي خيلي زود خسته شد و از آنجا كه برنامه‌اي براي خود نداشت به مادرش تلفن زد و او هم آمد و وي را برد.
در زمان تحصيل در دانشگاه در مسابقه مدلينگ (چهره‌هاي تازه يووا) شركت كرده بود. او در اين مسابقه برنده سفر به نيويورك سيتي شد و در همان سفر بود كه تصميم گرفت به‌طور حرفه‌اي به شغل مانكني بپردازد و دانشگاه را رها كند. در سال 1998 بعد از موفقيت در اين رشته بود كه به عنوان بازيگر نقش (مايكل كلسو) انتخاب شد و اولين قدم را به سوي شهرت و ثروت برداشت. كاچر در سال 2004 در مقاله‌اي در نشريه گاردين اظهار داشته بود كه مي‌‌داند چرا مردم از او خوششان نمي‌‌آيد. دليل اين احساس اين است كه او مي‌‌خواهد با (دمي مور) بازيگر قدرتمند هاليوود ازدواج كند.بايد بگويم كه اين حرف صحت داشت. كاچر در طول چندين سال با زنان مشهور بسياري نامزد بود ولي از اوايل سال 2003 رابطه تعجب برانگيز خود را با (دمي‌مور) آغاز كرد. تعجب برانگيز از آن جهت كه مور شانزده سال از كاچر بزرگ‌تر است و همين موضوع سبب شد رابطه آنها در نظر مردم غيرمعمول و غيرعقلاني جلوه كند. اين تفاوت سني زماني بيشتر مشخص شد كه در يك برنامه‌ تلويزيوني مور به شكل پيرزني گريم شده بود كه در واقع جاي مادر كاچر بود. آن دو بالاخره پس از دو سال نامزدي غيررسمي در ماه سپتامبر سال 2005 با يكديگر ازدواج كردند. كاچر خود درباره اين ازدواج مي‌‌گويد: (اين كار، تصميمي غيرعقلاني بود ولي نمي‌‌توانستم جلوي آن را بگيرم.) شايد اين تصميم به اين خاطر بود كه مطبوعات به او لقب (اسبا‌ب‌بازي دمي‌مور) را داده بودند و او با اين كار خيال خودش را راحت كرد. او پس از ازدواج به خبرنگاران گفت: (افتخار مي‌‌كنم كه شوهر دمي‌مور و پدرخوانده فرزندان او هستم.اميدوارم آوازه عشق ما در تمام دنيا بپيچد و يك روز بتوانم پژواك آن را بشنوم . بهعلاوه لقب اسباب بازي چندان برازنده من نيست) و بدين ترتيب اشتون كاچر بيست و هشت ساله پدر ناتني سه دختر دمي مور شد. شايد اختلاف سني اشتون و دمي مور زياد باشد ولي اين اختلاف بيشتر در شناسنامه‌هاي آنهاست نه در ظاهرشان زيرا دمي مور آن‌قدر در طي چند سال اخير تحت عمل‌هاي جراحي پلاستيك مختلف قرار گرفته كه توانسته ظاهر خود را بسيار جوان‌تر از سن واقعي‌اش نشان دهد.همسر سابق دمي‌مور، (بروس ويليس) مي‌‌باشد. آن دو در سال 1987 در ميان پوشش وسيع مطبوعات با يكديگر ازدواج كردند و صاحب سه دختر شدند. اين دو ستاره دوازده سال با يكديگر زندگي مشترك خوبي داشتند ولي سرانجام در سال 1998 اعلام كردند از هم جدا شده‌اند و در سال 2000 رسما از يكديگر طلاق گرفتند.

كوتاه از عروس و داماد
روابط رمانتيك دو ساله دمي‌مور و اشتون كاچر بالاخره در 24 سپتامبر سال 2005 و با يك مراسم ازدواج مخفيانه رسميت يافت. آنها نخستين بار در يك مهماني شام در نيويورك سيتي با يكديگر ملاقات كردند و رابطه‌شان از ماه مي‌ سال 2003 آغاز شد. دمي مي‌‌گويد: (در همان اولين ملاقات ساعت‌ها با هم حرف زديم.) دمي‌مور در زمان ازدواج 42 ساله و اشتون كاچر 27 ساله بود. ازدواج آنها در خانه‌شان در بورلي هيلز صورت گرفت. اين مراسم در آخرين لحظات برنامه‌ريزي و طبق آيين سنتي (كابالا) انجام شد. در شب عروسي دمي پيراهن كرم رنگ بر تن داشت و اشتون كت و شلوار و كلاه كرم پوشيده شده بود. حدود صد مهمان از اقوام و دوستان عروس و داماد در عروسي شركت داشتند و از جمله اين مهمانان سه دختر دمي‌مور و بروس ويليس همسر سابقش بودند.

ازدواج
روز 21 نوامبر سال 1987 دمي با (بروس ويليس) پيوند زناشويي بست ولي روز هجدهم اكتبر سال 2000 از او نيز جدا شد.اشتون فرزندي ندارد ولي دمي‌مور صاحب سه دختر است. (رومر گلن ويليس) متولد 1988، (اسكوت لارو ويليس) متولد 1991 و (تالولا بله ويليس) متولد 1994 كه هر سه فرزندان او و بروس ويليس هستند.

تحصيلات و شغل
تحصيلات اشتون در رشته مهندسي بيوشيمي از دانشگاه (يووا) است ولي او درس را نيمه‌كاره رها كرد و به حرفه مدلي روي آورد. دمي در شانزده سالگي مدرسه را رها كرد. حرفه دمي‌مور بازيگري، مانكني و ترانه‌سرايي مي‌‌باشد. اشتون كاچر نيز بازيگر است و در كنار آن صاحب يك رستوران ايتاليايي و يك رستوران ژاپني در لوس‌آنجلس مي‌‌باشد. دمي يك خانه در (هايلي) و يك خانه در لوس‌آنجلس دارد ولي آنها هم‌اكنون در خانه مشتركشان در بورلي‌هيلز زندگي مي‌‌كنند.

منبع: مجله خانواده سبز

3843

گفتگو با الهام حميدي

در سال‌هاي اخير نسل جديدي از بازيگران سينما به دنياي هنر معرفي شدند كه هر كدامشان در اثرهايي كه بازي مي‌كنند، توانستند بييننده را جذب خود كنند. ويژگي اين نسل جديد، جواني آنان است؛ جواناني كه توانستند
استعدادهاي خود را تا حد معقولي به معرض نمايش بگذارند و نشان دادند كه نسل حال حاضر، قابل اطمينان در بازيگري و هنر سينما هستند و مي‌توانند پشتوانه خوبي براي هنر ايران باشند. نكته گفتني ديگر در مورد بازيگران جوان اين است كه اكثر آنان جوانان تحصيل‌كرده‌اي هستند و از طرفي در ديگر حيطه‌هاي هنر از جمله نقاشي، موسيقي و... دستي بر آتش دارند.

يكي از اين بازيگران جوان، (الهام حميدي) است. جواني كه از هفت سالگي در تئاترهاي مدرسه شركت مي‌كرد، چرا كه در خانواده‌اي هنردوست به دنيا آمده است. پدرش در تئاتر فعاليت مي‌كرد و همين امر باعث شد كه وي از كودكي با هنر بازيگري آشنا شود. الهام حميدي چند سال پيش به جرگه متاهلين پيوست... او يك شبه ره صد ساله نرفت، بلكه پله‌هاي ترقي را يكي‌يكي طي كرد تا الهام حميدي شد. بيشتر مردم او را با (پروانه) سريال (مسافري از هند) مي‌شناسند. وي پيش از اين‌كه وارد دنياي بازيگري شود، به كلاس‌هاي بازيگري رفت، از طرفي نقاشي را بسيار دوست دارد و آثار زيبايي را خلق مي‌كند... از وي اين روزها، شاهد مجموعه (زير تيغ) هستيم... بازي در نقش دختر (پرويز پرستويي) و فاطمه معتمدآريا دو بازيگر گرانقدر سينماي ايران كه تاكنون در نقش‌هاي متفاوتي ظاهر شده‌اند. وي مي‌گويد (بازي در كنار اين بزرگان درس بزرگي براي من در بازيگري بود، از آنها آموخته‌هاي زيادي را كسب كردم و از تجربياتشان توانستم استفاده كنم.) حميدي چندي پيش در جشن خانه سينما، بهترين نقش مكمل را از آن خود كرد، تا توانايي‌هاي خود را به اثبات برساند. زماني كه با او به گفتگو نشستيم، سخت درگير بازي در مجموعه (حضرت يوسف(ع)) بود و به تازگي بازي در فيلم (بچه‌هاي ابدي) به كارگرداني (پوران درخشنده) را به پايان رسانده، فيلمي كه در آن با شهاب حسيني، هادي مرزبان، پانته‌آ بهرام، فلور نظري و آهو خردمند همبازي بود. تاكنون از وي نقش‌هاي بسياري ديده‌ايم كه البته بيشتر در نقش دختران معصوم بازي كرده است. با الهام حميدي به گفتگو نشستيم، اگر مي‌خواهيد از او و همچنين مجموعه (زير تيغ) بيشتر بدانيد، تا پايان اين گفتگو با ما همراه باشيد.
_ در كجا به دنيا آمديد و چند خواهر و برادريد؟
حميدي: در هشتم آذرماه سال 1365 در تهران به دنيا آمدم و دو برادر از خود كوچك‌تر دارم.
_ سال 1385 تا به امروز براي شما چگونه
گذشت؟

حميدي: در سال 85 مشغول بازي در مجموعه (زير تيغ) بودم و پس از آن مشغول فيلم سينمايي پوران درخشنده، در حال حاضر هم در سريال حضرت يوسف(ع) مشغول به كار هستم. در مجموع سال خوبي براي من بود، سالي پربار كه باعث شد به تجربياتم اضافه شود.
_كارهاي هنريتان را به اختصار توضيح دهيد؟
حميدي: در معجزه ازدواج، كوي دامون، نقش سنگ، جوان امروز، شهر آشوب، مسافري از هند، باران عشق، سرگيجه، خيلي دور و خيلي نزديك و... ايفاي نقش كرده‌ام.
_و كارهاي پخش نشده؟
حميدي: سريال شهريار، فيلم سينمايي بچه‌هاي ابدي و همچنين مجموعه حضرت يوسف(ع) كه هنوز در مرحله فيلمبرداري است.
_ كمي از زير تيغ برايمان صحبت كنيد، تصويربرداري اين مجموعه چه مدت طول كشيد و چند قسمتي است؟
حميدي: اين مجموعه از اول دي‌ماه سال 1384 توسط (محمدرضا هنرمند) كليد خورد و تا تيرماه سال 58 طول كشيد؛ زير تيغ يك مجموعه 24 قسمتي است.
_ به‌طور حتم بازي در كنار پرويز پرستويي، فاطمه
معتمدآريا، سياوش طهمورث و... براي شما ره‌آوردي
هم داشت.
حميدي: صددرصد، بازي در كنار اين افراد تجربه بسيار خوبي براي من به همراه داشت؛ طي هفت ماه تصويربرداري، چيزهاي زيادي ياد گرفتم و لحظه‌هاي لذت‌بخشي را سپري كردم.
_ راستي پيام (زير تيغ) چه بود؟ اين‌كه
يك تصادف و يك ندانم كاري، آن هم در يك
لحظه، زندگي انسان‌ها را دچار تحول مي‌كند؟
حميدي: هر يك از آثار نمايشي، مي‌تواند جزوي از زندگي مردم عادي باشد و در آن به نكاتي اشاره مي‌شود كه مي‌تواند در زندگي انسان‌ها بسيار تاثيرگذار باشد. در زير تيغ به اتفاقاتي اشاره شده كه امكان دارد، براي هر يك از ما در زندگي واقعي رخ دهد، اتفاقاتي كه مي‌توان از آن درس گرفت، مي‌توان از وقوع آن پيشگيري كرد، مي‌توان تجربه كسب كرد و... در (زير تيغ) توكل به خداوند و صبر در زندگي گره‌گشاست، قصه تمامي آن افراد خاكي، در كوچه پس كوچه‌هاي شهرمان نيز همين‌طور است.
_ (زير تيغ) يعني چه؟ چه پيامي براي بيننده
دارد؟
حميدي: (زير تيغ) داستان فردي است كه فشارهاي زندگي از هر طرف بر او وارد مي‌شود يا بايد زير اين فشارها، كمر خم كند يا نه، اميدش را از دست ندهد و قدعلم كند، به هر حال فشارهاي زندگي برروي هر فرد را، مي‌توان به زير تيغ تشبيه كرد.
_ لوكيشن‌هاي زير تيغ در كجاها مقابل
دوربين رفت؟
حميدي: تمامي لوكيشن‌هاي (زير تيغ)، در تهران و در خيابان‌هاي

معلم و سرباز گرفته شد.
_ در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
حميدي: هم اكنون مشغول بازي در سريال حضرت يوسف(ع) هستم و نقش (آشات)، زن حضرت يوسف را بازي مي‌كنم.
_ دوست داريد در هنر ايران تا كجا پيش
برويد؟
حميدي: به هر حال، هر شخصي در حرفه و كار خود دوست دارد، پله‌هاي ترقي را طي و به ايده‌آل‌هاي خود دست پيدا كند. من هم تاكنون خدا را شاكرم كه توانستم در زمينه كاري‌ام، به موفقيت‌هايي كه دوست داشتم، برسم و اميدوارم با كارهاي خوب و متفاوت ظاهر شوم و در نهايت مردم و بينندگان را جلب بازي‌هاي خود كنم.
_ به عنوان بازيگري كه سال‌هاي سال در
امر بازيگري هستيد، به طور معمول در سينماي
ايران چه اتفاقي بايد بيفتد كه به يك بازيگر ،
سوپراستار بگويند؟
حميدي: ببينيد، منطق درستي در اين زمينه در ايران وجود ندارد. براي مثال رضا كيانيان و خيلي از بازيگران و اساتيد در اين رده، از طرف جامعه به عنوان يك بازيگر حرفه‌اي و خوب شناخته شده‌اند و مردم به همه‌شان احترام مي‌گذارند، در صورتي كه از نظر من، آنها سوپراستار هستند، اما در جامعه هنري ما سوپراستار به كسي اطلاق مي‌شود كه فيلم‌هايش پرفروش است كه به نظر من اين منطق اشتباه است.
_ فكر مي‌كنيد چرا سينماي ايران نسبت به
سينماي حرفه‌اي در جهان با استانداردها فاصله
دارد؟
حميدي: بايد قبول كنيم، به دليل نداشتن امكانات كافي و لازم در اين وادي، سينماي ما از استانداردهاي جهاني فاصله دارد. از طرفي در كنار اين كمبود و امكانات، خود ما هم دنبال كارهاي كم‌ارزش هستيم و دنبال كارهايي كه زحمت كم‌تري داشته باشند، مي‌رويم.
همچنين زمان كافي را براي كارهايمان در تمام جوانب، لحاظ نمي‌كنيم و با حداقل امكانات و زمان مي‌خواهيم، كارهايمان را ارايه دهيم كه اين خود به يك اثر هنري ضربه مي‌زند.
_يك خاطره شيرين در مورد مجموعه زير
تيغ مي‌گوييد؟
حميدي: تمام لحظه‌هاي آن!
_ چه اتفاقي افتاد كه بازيگر شديد؟
حميدي: علاقه به اين حرفه مرا ترغيب كرد كه ادامه دهم و پيگيري كنم، از طرفي تلاش هم باعث شد تا بتوانم به هدف خود برسم.
_ نقش پدر و مادر؟ آيا به شما انتقاد
مي‌كنند؟
حميدي: كم و بيش، اما بيشتر تشويق مي‌كنند.
_ تنها منبع درآمد شما بازيگري است؟
حميدي: بله.
_ بهترين ساعات زندگي در نگاه شما چه
زمان‌هايي است؟
حميدي: (سينمايي پاسخ مي‌دهد)، زماني كه در حال خلق يك نقش بسيار خوب هستم، زماني كه مي‌بينم بينندگان از اين نقش رضايت كامل دارند و اين براي من بسيار لذت‌بخش است.
_ چرا به تازگي براي گفتگو با يك بازيگر،
ر نوبت اكران قرار دارد، اما به چه دليل اين فيلم پخش نمي‌‌شود، ما هم خبر نداريم.

منبع: مجله خانواده سبز

3842

بیوگرافی سيولستر استالونه (راكي به رينگ باز مي گردد)

دلتان مي‌خواهد مردي شصت ساله را ببينيد كه در بخش سنگين وزن بوكس حريف خود را كه چهل سال از خودش جوان‌تر است از پاي در آورد؟ اگر اين يكي از آرزوهاي شماست به آن دست خواهيد يافت. سينمادوستان و در كنار آنها منتقدان سينمايي، بسيار مشتاقند كه ببينند چطور (راكي بالبوآ)ي شصت ساله مي‌تواند از عهده اين كار برآيد. 16 سال از اكران آخرين فيلم (راكي( )راكي )5 و سي سال از زماني كه اولين فيلم او توجه همگان را به خود جلب كرد و برنده جايزه اسكار شد، مي‌گذرد و حال پس از گذشت اين همه سال و با وجود بالا رفتن سن، راكي برنده هميشگي بوكس رده سنگين وزن، بازنشستگي را كنار گذاشته و بر روي رينگ برابر (مسيون ديكسون) بوكسور قدرتمند ايتاليايي قرار
مي‌گيرد.

.وقتي سازندگان اين فيلم براي ساخت قسمت ششم (راكي) پيشنهاد امضاي قرارداد دادند، او بلافاصله پذيرفت و با كمك بعضي از دوستان قديمي و همچنين پسرش كه ديگر كاملا بزرگ شده است، محدوديت‌هاي بدني و ذهني خود را ارتقا بخشيد و فاصله‌هاي زماني گذشته تا امروز را از بين برد تا بار ديگر روي رينگ بوكس قرار گيرد.قسمت اعظم نيمه نخست اين فيلم پيرامون افسردگي‌هاي روحي و اندوه‌هاي اوست. اندوه‌هايي كه ناشي از مرگ همسر و تغييراتي مي‌باشد كه در محيط زندگي قديمي و زادگاه او صورت گرفته است ولي يك روز بهترين دوست او كه (پولي( )برت يانگ) نام دارد به او مي‌گويد كه زندگي در دوران گذشته را فراموش كند و به حال بپردازد.در فيلم (راكي بالبوآ) سيلوستر استالونه طبق معمول گذشته در نقش راكي است و (برت يانگ) و (جرالدين هيوز) با وي همبازي مي‌باشند. مدت اين فيلم 102 دقيقه است و كارگردان و نويسنده آن خود سيولستر استالونه مي‌باشد. استالونه هم مانند راكي هميشه خاطرات گذشته را در ذهن مرور مي‌كند. او مدت‌ها بر روي اين فيلم كار كرد و در طول اين مدت به محل فيلمبرداري اولين راكي رفت، در آن جا بارها از رينگي كه بر روي آن با (آدريان) حريف قدرتمند خود مبارزه نموده بود، ديدار كرد؛ حريفي كه چهار سال پيش بر اثر بيماري سرطان از دنيا رفت.آيا اين فيلم به خاطر صحنه‌هاي بوكس محبوبيت دارد؟ مسلما اين طور نيست. منتقداني كه آن را ديده‌اند مي‌گويند صحنه‌هاي نبرد راكي ضعيف‌ترين بخش‌هاي فيلم هستند. تا قبل از شروع اين صحنه‌ها فيلم، فيلمي برنده است و راكي‌اي را به ما معرفي مي‌كند كه زماني او را به خوبي مي‌شناختيم. مردي ورزيده و خشن كه با حيوانات كوچك و خانم‌هاي خجالتي مهربان است. ولي وقتي صحنه‌هاي نبرد آغاز مي‌گردد، فيلم افتي چشمگير مي‌نمايد. با وجود اين بيننده، استالونه را مي‌بخشد كه در بخش‌هايي از فيلم، قسمت‌هايي از فيلم‌هاي گذشته را مونتاژ كرده است. از جمله وقتي كه به پهلوهاي بوفالو مشت مي‌زند يا وقتي زرده تخم‌مرغ را سر مي‌كشد و يا از پله‌هاي موزه هنر فيلادلفيا به بالا مي‌دود. بيننده او را به خاطر صحنه‌هاي ساده و يكنواخت بوكس، به خاطر شات‌هاي سياه و سفيدي كه به زور رنگي شده‌اند و به خاطر بيلبوردهاي تبليغاتي كه وسط فيلم ظاهر مي‌شوند مي‌بخشد. همه اين ضعف‌ها بخشيده مي‌شود زيرا استالونه به يادمان مي‌آورد چرا زماني عاشق راكي بالبوآ بوديم و از ديدار مجدد او لذت مي‌بريم.

زندگي استالونه
(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است. وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد. اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند.
نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد. در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد.
يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.

يك هنرپيشه جدي
بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد و فيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.

زندگي خانوادگي
خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد. جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.
از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه.

February 20, 2007 3839

گفتگو با كوروش تهامي بازيگر تحصيل كرده سينماي ايران

(كوروش تهامي) از جمله بازيگران تحصيل كرده سينماي ايران است، هوش و درايت ،كاملا‌ در هنگام بازي او به وضوح مشخص است، تهامي دانش آموخته دانشگاه هنر در رشته ليسانس بازيگري تئاتر است، شايد به همين خاطر نقش‌هايش را بسيار زيبا ايفا مي‌كند.درگفتگو با او متوجه خواهيد شد كه از سواد سينمايي بالايي برخوردار است.

(كوروش تهامي) از نسل‌ جوان بازيگران سينماي ايران است. از طرفي او از آن دست بازيگران با سواد سينماست كه تحصيلات دانشگاهي در مقطع بازيگري دارد. او مي‌گويد(به خاطر علاقه به هنر، كلاس اول دبيرستان را دو سال خواندم، يك‌سال تجربي خواندم و سال بعد به هنرستان هنر رفتم تا بتوانم به راحتي در يكي از رشته‌هاي هنر ادامه تحصيل بدهم.(

كوروش تهامي، دانش‌آموخته دانشكده تئاتر است و سال‌هاست كه تئاترهاي مختلفي از او به نمايش درآمده است، اما اولين‌بار كه وارد حيطه سينما شد، در 52 سالگي بود كه اولين فيلم سينمايي‌اش را بازي كرد؛ فيلمي به نام (سينما سينماست.) از ديگر كارهاي سينمايي او كه در چند سال اخير در آن به ايفاي نقش پرداخت، مي‌توان به اين زن حرف نمي‌زند، شبانه، به رنگ ارغوان، از دور دست، سرگيجه و نسل جادويي كه به تازگي بازي در آن را به پايان رسانده، اشاره داشت... او از مرحوم (ساموئل خاچيكيان) به نيكي ياد مي‌كند و مي‌گويد زنده ياد يك كار تلويزيوني به نام(گل‌هاي سياه) ساخت، كه من در آن بازي ‌كردم، اما هيچ‌وقت پخش نشد... او دليل موفقيت مجموعه زير تيغ، را صميميت دست‌‌اندركاران اين مجموعه مي‌داند. براي گفتگو با كوروش تهامي، كمي سختي كشيديم، چرا كه او به مطبوعات بي‌اعتماد است. مي‌گويد: (دو سال پيش با يك نشريه گفتگو كردم، در همان زمان آنان گفته‌هاي مرا تحريف كردند كه من همان زمان اعتراض كردم، اما دو سال بعد، باز هم تعدادي ديگر از نشريات، نكات خصوصي از آن برداشت و مطالبي ديگر به آن اضافه كردند كه روح من اصلا خبر ندارد. )از اين‌رو تا اعتماد او را كسب كرديم، مدت زمان زيادي طول كشيد، به هر حال گفتگو با (رضا)ي مجموعه زير تيغ خالي از لطف نيست. اين گفتگو را بخوانيد، اگر چه نتوانستيم، در مورد زندگي شخصي او پرسش‌هاي زيادي بپرسيم، زيرا وي اعتقاد دارد كه نبايد وارد حريم خصوصي افراد شد...گفتني است در دو روز مختلف با او و الهام حميدي به گفتگو نشستيم، چرا كه پيدا كردن آنها به سختي امكان پذير بود.

_ در كجا به دنيا آمديد و تحصيلاتتان
تا چه مقطعي است؟
تهامي: در ارديبهشت ماه سال 0531 در تهران به دنيا آمدم. ديپلم گرافيك دارم و ليسانس بازيگري تئاتر را هم به آن اضافه كنيد. تا كلاس اول راهنمايي را در محله (پامنار) تهران بودم و پس از آن در محله‌هاي سعادت‌آباد و شهرك غرب، در حال حاضر هم در غرب تهران ساكن هستم.
_ از سال 58 برايمان بگوييد؟ سال
خوبي بود؟
تهامي: خوشبختانه سال پر كاري داشتم. از دي ماه 48 تا اواخر تيرماه 58 در مجموعه (زيرتيغ) بازي كردم. در حال حاضر هم در مجموعه (ساعت شني) به كارگرداني (بهرام بهراميان) بازي مي‌كنم كه در روزهاي پاياني تصويربرداري است و همچنين در يك فيلم سينمايي به نام (نسل جادويي) به كارگرداني (ايرج كريمي) بازي كردم كه تصويربرداريآن تابستان پايان يافت.

در مورد اين دو كار بيشتر توضيح
بدهيد.
تهامي: در مجموعه (ساعت شني) كه قرار است از شبكه اول سيما پخش شود، بازيگران بزرگي چون داريوش ارجمند، ژاله علو، رويا نونهالي، رويا تيموريان، نسرين مقانلو، پوريا پورسرخ، برزو ارجمند و كمند اميرسليماني ايفاي نقش مي‌كنند و در فيلم سينمايي (نسل جادويي) همبازي هديه تهراني، رامبد جوان، باران كوثري، شاهرخ فروتنيان و نگار جواهريان هستم، در ضمن مهر ماه امسال براي اجراي تئاتر به آلمان رفتم كه سفري بسيار پربار بود.
_ كارهاي هنريتان را به اختصار معرفي كنيد؟
تهامي: در بيشتر از بيست تئاتر اجرا داشتم كه اگر بخواهم تعدادي از آنها را نام ببرم بايد به (فردا و قهوه تلخ) اثر شبنم طلوعي اشاره داشته باشم؛ همچنين شمس به كارگرداني امير دژاكام، سلطان مار به كارگرداني گلاب آدينه، تلخ ‌بازي به كارگرداني شهره لرستاني، رومئو و ژوليت وشازده احتجاب به كارگرداني دكتر رفيعي و بيژن و منيژه و بازگشت به خانه پدري از كارهاي خوب من در زمينه تئاتر بود.در زمينه سينمايي هم، شبانهبه كارگرداني اميد بنكدارو كيوان علي محمدي؛ اين زن حرف نمي زند به كارگرداني احمد اميني، به رنگ ارغوان به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا، از دور دستبه كارگرداني رامين محسني؛ سرگيجه به كارگرداني محمد زرين دست ومريم مقدس به كارگرداني شهريار بحراني از جمله كارهاي چند سال ا‌خير من است. در تلويزيون هم مي‌‌توانم به بچه‌هاي خيابان، قلب يخي، مشق عشق و فيلم‌هاي تلويزيوني زندگي برگ‌برگ و گنج و همچنين مجموعه پخش نشده آشيانه سيمرغ ساخته (شهرام اسدي) اشاره كنم.
_ تصويربرداري زير تيغ از چه زماني
آغاز شد و چند قسمت است؟
تهامي: از دي ماه سال 48 آغاز شد و مي‌‌دانم كه بيشتر از بيست قسمت است. تعداد دقيق قسمت‌هاي آن را نمي‌‌دانم چرا كه در مونتاژممكن است تغييراتي حاصل شود.
_ جمع‌آوري اين همه بازيگر سرشناس كار راحتي نيست، ايفاي نقش در (زير تيغ) چه تجربه‌هايي را براي شما به همراه داشت؟
تهامي: بسيار لذت‌بخش بود. زماني كه سكانسي مقابل دوربين مي‌‌رفت، هنر بازيگران را به خوبي درك مي‌‌كرديد، چشم‌ها به طور كامل مي‌‌ديدند كه آنها چگونه نقش‌ها را با چه توانايي كه حاصل‌ سال‌ها تجربه اندوزي است، ايفاء مي‌‌كنند.
_ پيام (زير تيغ) چيست؟ آيا شما
اعتقاد داريد كه يك اتفاق كوچك مي‌‌تواند
به راحتي زندگي افراد را از هم بپاشاند؟
تهامي: به نظر من (زيرتيغ) مي‌‌خواهد، تصميم‌گيري و انتخاب افراد در لحظات سخت را به تصوير بكشد، اين‌كه بدانيم در چنين لحظاتي چگونه انتخاب كنيم، چگونه عمل كنيم، چگونه تصميم بگيريم و همچنين گاهي اوقات، چشم‌پوشي و گذشت را سرلوحه كار خود قرار دادن مي‌‌تواند بلاها را دور كند و انسان‌ها را نجات دهد. زير تيغ را اگر خوب ببينيم، نكات مثبت زيادي دستگيرمان مي‌‌شود كه جا دارد از (محمدرضا هنرمند) كارگردان اين مجموعه قدرداني كنم اوبه واقع (هنر) خود را به نمايش كشيد.
_ زير تيغ يعني چه؟
تهامي: اگر چندقسمت ديگر صبر كنيد و به انتظار بمانيد، معنايش را متوجه خواهيد شد.
_ دوست داريد، در هنر ايران تا كجا
پيش برويد؟
تهامي: تا جايي كه بدانم حرفي براي گفتن دارم و قدر و منزلت يك هنرمند رعايت شود.
_ چه اتفاقي بايد بيفتد تا به يك بازيگر
سوپراستار بگويند؟
تهامي: در ايران را واقعا نمي‌‌دانم!!!؟؟؟ (حتما سه علامت تعجب و سه علامت سوال را بنويسيد). در ايران در اين زمينه منطق و فلسفه درستي وجود ندارد.
_ برخورد مردم با شما در اين وادي چگونه
است؟
تهامي: مردم پس از ديدن بازي‌هايم، در كوچه و خيابان، هميشه مرا مورد لطف خود قرار مي‌‌دهند. خداوند را سپاس مي‌‌گويم كه نقش‌آفريني‌هايم مورد توجه قرار مي‌‌گيرد، به خصوص مورد توجه مشكل‌پسندها...
_ مي‌‌خواهيم كمي برايمان از خاطرات اين
مجموعه بگوييد، چيزي يادتان است؟
تهامي: خاطره خاصي ندارم، چرا كه هفت‌‌ماه مدام در كنار يكديگر زندگي كرديم. كار با محمدرضا هنرمند و در كنار بازيگران بزرگي چون پرستويي، طهمورث، معتمد‌آريا و... برايم دنيايي از تجربه بود، در زمان تصويربرداري به‌جز محمدرضا هنرمند ازکمک هاي پرويز پرستويي هم برخوردار بودم در جاهايي که پرستويي مقابل دوربين نبودند در بعضي از صحنه ها به راهنمايي مي پرداختند که کمک بزرگي در طول تصوير برداري اين مجموعه با توجه به اين که هفت هشت قسمت از پخش آن نگذشته بازتاب خوبي در ميان مردم داشته و حس کنجکاويشان را چند برابر کرده است زماني که مارا در خيابان مي بينند هميشه مي پرسند پايان اين مجموعه چه مي شود.

يا مي گويند پرستويي را ببخشيد او از روي عمد پدرتان را نکشت براي من خيلي جالب است بيشترشان فکر مي کنند که اين مجموعه هفته به هفته تصوير برداري مش ود در حالي که تصويري برداري مي شود در حالي که تصوير برداري آن به پايان رسيده است من هم کشيديم و يک مجموعه بيست و چند قسمتي را ساختيم اگر پايان داستان لو برود ديگر ديدن آن لو برود ديگر ديدن آن جذابيت ندارد درست مانند خواندن کتابي است که ابتدا آخرش را بخوانيد به نظر شما جذابيتش حفظ مي شود? طي اين روزها که مجموعه در حال پخش است مردم بيشتر از من اين گونه سوالات را مي پرسند...
بحث را عوض کنيم چرا به سينماي ايران با سينماي جهان فاصله هاي زيادي دارد?
سينما يعني علم تکنيک امکانات و سرمايه اما جالب است که بگويم شصت درصد توليدات سينمايي و تلويزيوني اين فاکتورها را در اختيار ندارند به عبارتي آموزش و تکنيک هايمان کهنه است امکانات ضعيف مي باشد و سرمايه هاي هم محدود است يعني همه چيز بي قاعده انجام مي شود و سرجاي خود نيست احتياج به تجديد قوا داريم احتياج به علم اندوزي و دانش داريم احتياج به آموزش تکنيک هاي جديد در علم روز سينما داريم اين ها همه تفاوت هاي ما با سينماي استاندارد است.
چه اتفاقي افتاد که به سراغ بازيگري رفتيد?
بازيگري براي من يک نياز بود و يکي از آروزهاي دوران کودکي ام زماني که فيلم مي ديدم خيلي سريع با آن ارتباط برقرار مي کردم و خودم را جاي شخصيت هاي آن فيلم مي گذاشتم يا حتي زماني که يک رمان مي خواندم باز هم چنين اتفاقي براي من افتاد سعي مي کردم ديالوگ را حفظ کنم بزرگ تر که شدم سعي کردم ديالوگ ها را حفظ کنم بزرگ تر که شدم سعي کردم شخصيت هاي ديگري را هم تجربه کنم در سال اول دبيرستان رشته تجربي را براي تحصيل انتخاب کرده بودم سال اول دبيرستان رشته تجربي را براي تحصيل انتخاب کرده بودم سال اول هم خواندم اما حسي در درون مرا ناراضي مي کرد با دفتر دار مدرسه آقاي بنايي که نمي دانم حالا کجاست و چه مي کند که هر جا هست سلامت باشد مشورت کردم و او به من پيشنهاد داد که در دبيرستان هنر در رشته گرافيک تحصيل کنم تا زمان کنکور هنر با توجه به دروس اختصاصي بتوانيم به راحتي از سد کنکور بگذريم خدا عمرش دهد که مشورت با او باعث شد من هدفم را انتخاب کنم اما مجبور شدم کلاس اول دبيرستان را دوبار بخوانم با اين که هدفم بازيگر شدن بود... پس از اين که در کنکور هنر و در رشته ليسانس بازيگري قبول شدم از آن که دو سال اول دبيرستان بودم احساس پشيماني مي کردم.
در دانشگاه با کدام يک از بازيگران حال حاضر سينما و تلويزيون همکلاس بوديد.
با خيلي ها . يادم نيست اما بيژن بنفشه خواه شهرام پور اسد -کمند امير سليماني - پرستو گلستاني - پانته آ بهرام از هم دوره هاي دانشگاهي من بودند.
تنها منبع درآمد شما بازيگري است?
در حال حاضر که در زمستان سال 1385 به سر مي بريم فقط همين .
بهترين ساعات زندگي هر فردي چه زمان هايي مي تواند باشد.
ساعاتي که براي آدمي ثمري داشته باشد انسان زمان خود را به بطالت نگذراند زمان از دست رفته ديگر هيچ وقت بر نمي گردد ناگهان چشم باز مي کنيد مي بينيد که عمر چه زود رفت و ما هنوز دراين وادي کاري نکرده ايم . ناگهان چه زود دير مي شود.

آيا فيلم هايي در سينماي ايران و جهان وجود دارد که شما را تحت تاثير قرار داده باشد?
خيلي در فيلم هاي ايراني بايد به گوزن ها کند و هامون قيصر رضا موتوري رگبار خانه خلوت و اجاره نشين ها اشاره کنم البته بيشتر از اين تعداد است که حضور که حضور ذهن ندارم در سينماي خارجي هم فيلم پدر خوانده داستان پدر خوانده يک شاهکار هنري بود.
بازي در مجموعه هاي تلويزيوني يا فيلم هاي سينماي کدام يک را مي پسنديد?
براي من ماندگاري و خوب بودن کار مهم است تفاوتي نمي کند سينماي باشد يا تلويزيوني هر کدام از اين مقوله جايگاه خاص خود را دارد هر کدامشان مخاطبان خودشان را داند من به عنوان يک بازيگر دوست دارم در تمام زمينه ها فعاليت کنم اگر در مجموعه يا اثري سينمايي ايفاي نقش مي کنم به طور حتم تمامي جواب را در نظر مي گيريم ... براي من کار خوب و اثر گذاري آن مهم است
در فوتبال به تيم هاي آرژانتين و برزيل علاقه فراواني دارم امسال آرژانتين شاهکار بازي کرد اما بدشانس بود...
ميانه تان با ورزش چگونه است?
بيگانه نيستم هراز گاهي در منزل نرمش مي کنم گاهي اوقات هم به شنا مي پردازم و نيز سال هاس پيش دو سال در رشته کونگ فو فعاليت مي کردم .
چرا براي مصاحبه اين قدر سخت گيري کرديد?
راستش را بخواهيد به مطبوعات غير تخصصي اعتماد ندارم .
آخر چرا مگر چه کار کردند اصلا مشکل در کجاست?
مشکل دقيقا به فرهنگ ما برمي گردد متاسفانه در فرهنگ ما سرک کشيدن به زندگي خصوصي ديگران نوعي تفريح به حساب مي آيد اين که زندگي شخصي ديگران را نقل مجلس و محافل کنيم سرگرمي ايجاد م شود اين که بستگان درجه يک ما چه کاري مي کنند بايد تيتر نشريات شود يا اين که بياييم عيب هاي قشر هنرمند را بنويسيم مگر خود شما مطبوعاتي ها انسان هاي بي عيبي هستيد دوست داريد کسي عيبتان را بزرگ کند که البته اگر تيتر اين نشريات صحيح باشد که آن هم نيست.
متاسفانه تعدادي از نشريان کشور براي فروش بيشتر سعي مي کنند به هر روشي مخاطب را به دست آورند تلاش مي کنند مطالبي تخيلي از من و امثال من به چاپ برسانند خودشان هم مي دانند که نوشته هايشان دور از واقعيت است اما با که نوشته هايشان دور از واقعيت است اما با اين حال مي نويسند.از طرفي مرم هم ديگر به اين نوشته ها اعتماد ندارند و گرنه نشريه شان روي کيوسک هاي مطبوعاتي باد نمي کرد البته اصلاح مي کنم يا مردم نوشته هايشان را باور نمي کنند که مجله را نمي خرند يا در صورت صيحيح بودن آن تيتر مشخص است که به اين نوشته ها و تيترها ديگر اهميت نمي دهند.
در اين اواخر يکي از مجلات چند نکته خصوصي و به قول خود جالب از زندگي من چاپ کرده بود در مورد خواهر بزرگ ندارم من دو سال پيش با نشريه اي به گفتگو نشستم که همان زمان پس از چاپ به آن اعتراض کردم که گفته هاي من تحريف شده است حال پس از دو سال همان نشريه دو باره همان گفتگو را با چاشني خيال پردازي دوباره به چاپ رساند مي دانيد چرا چون من آن آدم دوسال پيش نيستم انسان روز به روز تجربه کسب مي کند به طور حتم نگاهش به زندگي تغيير مي کند به خاطر همين نوع رفتارها ...به همين خاطر تصميم گرفته بودم که ديگر با نشريه اي تخصصي گفتگو نکنم اما زماني که آرشيو نشريات گذشته شما را ديدم و همچنين به خاطر پيگيري هاي شما و شخص آقاي شجاعي مهر تصميم گرفتم به شما اعتماد کنم ...
به هر حال اميدوارم روزي بيايد که اين چالش ها در مطبوعات به چشم نخورد و فضاي سالم داشته باشيم.

February 13, 2007 3810

مجيد صالحي خود را رساند

سريال نوروزي (رضا عطاران) به تهيه‌كنندگي مهران مهام و ايرج محمدي، همان تهيه‌كنندگان (مجموعه نرگس) در حال تصويربرداري است. در اين مجموعه بجز رضا عطاران، حميد لولايي، رضا شفيعي‌جم، مريم امير جلالي، آناهيتا همتي، شهره سلطاني و...

هم ‌بازي مي‌‌كنند، طبق آخرين خبرها، متوجه شديم كه (مجيد صالحي) هم خود را به اين مجموعه رساند.

منبع: مجله خانواده سبز

3809

او كلاهبردار بود

پيش از ديدارهاي جام‌جهاني، براي مهدي مهدوي‌كيا، پاپوش درست كرده بودند تا روحيه او و تيم ملي را پايين بياورند، در آن روزها مهدوي‌كيا سكوت كرد، اما او گفت: طرف مقابلم يك كلاهبردار بزرگ بود كه شگردش اخاذي از مردان بود و به همين خاطر چند پرونده بزرگ هم دارد، من زير بار نرفتم و مقاومت كردم، زماني كه ديد باج نمي‌‌دهم، به سراغ روزنامه بيلد رفت،

، روزنامه‌اي كه وابسته به صهيونيست‌هاست و بيلد براي آن كه خوراك خوبي تهيه نكرده باشد، با پرداخت دهها هزار يورو به اصطلاح خودش اطلاعات كذب او را خريد، و ديديد كه چه جنجال تبليغاتي به پا كردند، مهدوي‌كيا مي‌‌گويد: من و خانواده‌ام به ويژه دخترم به اين شهر (هامبورگ) عادت كرده‌ايم و دوست داريم، همچنان در اين شهر زندگي كنيم.

منبع: مجله خانواده سبز

3808

مديري و باغ مظفري‌ها در عيد نوروز

شنيده‌ها حاكي از آن است كه شايد مجموعه طنز تلويزيوني (باغ مظفر) براي نوروز امسال، مقابل دوربين برود و شاهد ساخت 15 قسمت از آن باشيم. تا كنون مشخص نيست كه (مهران مديري) مي‌خواهد اين مجموعه را كليد بزند يا نه؟ به هر حال او بايد با مديران شبكه و تهيه‌كنندگان اين مجموعه به توافق برسد تا دوباره بچه‌هاي باغ مظفر را دور هم جمع كند.


منبع: مجله خانواده سبز

3807

سروش گودرزي كجاست؟

(خط قرمز) مجموعه‌اي بود كه خيلي زود بازيگران آن مجموعه را به اوج شهرت رساند، البته در ميان آنان، شهرام حقيقت‌دوست، راهش را تنها در سينما انتخاب كرد. پويا اميني هم ديگر بازيگر آن مجموعه بود كه بيشتر در مجموعه‌هاي تلويزيوني ايفاي نقش و كمتر در عرصه سينما فعاليت مي‌كند. علي منصوري هم گهگاهي در مجموعه‌هاي تلويزيوني ظاهر مي‌شود، اما (سروش گودرزي) در همان زمان، خيلي زودتر از سايرين معروف شد.

به‌ويژه اين‌كه با ايفاي نقش در مجموعه (مسافري از هند) شهرت و محبوبيت او دوچندان شد، سروش گودرزي چند سال پيش به آمريكا رفته و هنوز در اين كشور است؛ گويا او ديگر قصد ندارد به ايران بازگردد، اين‌كه او در آنجا چه كار مي‌كند، به علت عدم دسترسي به او بايد نوشت كه نمي‌دانيم؟

منبع: مجله خانواده سبز

3806

پليس‌هاي جوان مي‌آيند

چند سال پيش بود كه مجموعه تلويزيوني پليس جوان، حسابي گل كرد و بيننده‌هاي زيادي را پاي جعبه جادويي نشاند. دو نقش اصلي آن مجموعه را مريلا زارعي و شهاب حسيني بازي مي‌كردند؛ خبر مي‌رسد كه (اكبر خواجويي) كارگردان باسابقه كشورمان مي‌خواهد فيلمي بسازد كه نامش (محيا) است و دو نقش اصلي اين فيلم را زارعي و حسيني بازي خواهند كرد. البته در آن مجموعه مريلا زارعي نقش يك خبرنگار را ايفا مي‌كرد.


منبع: مجله خانواده سبز

3805

پرستو صالحي در چا‌بهار

(پرستو صالحي) هم از آن دست هنرمنداني است كه پس از يك دوره پركار، مدتي بود كه كمتر در مجموعه‌هاي تلويزيوني حضور داشت. صالحي اخيرا در تله فيلم (چاه فرشته) به تهيه‌كنندگي و كارگرداني (غلامرضا صيامي‌زاده) در چا‌بهار مشغول ايفاي نقش است. وي در اين تله فيلم كه به سفارش سيماي مركز زاهدان ساخته مي‌شود، با بازيگراني چون بابك انصاري كه اين روزها سريال (پرواز در حباب) از او برروي آنتن است، مريم آهنگر و علي انصاف‌جو بازي مي‌كند.

گفتني است صالحي در فيلم‌هاي تلويزيوني و تله فيلم هميشه حضوري پررنگ داشته است.

منبع: مجله خانواده سبز

3804

اكبر عبدي در كيش مات

(اكبر عبدي) سال بسيار پركاري را پشت سر گذاشت، به‌ويژه در زمينه فعاليت‌هاي تئاتري‌اش، همچنين حضور در پروژه‌هاي تاريخي همچون در چشم باد و اخراجي‌ها از كارهاي بارز او در سال جاري بود. اكبر عبدي كه مدت‌ها در مجموعه‌هاي تلويزيوني بازي نكرد و البته يك بار حضورش در مجموعه طنز (زير آسمان شهر) چنان براي او خوش‌يمن و تجربه تلخي براي او به همراه داشت، چرا كه خيلي‌ها بر اين اعتقاد بودند كه او آن اكبر عبدي، هميشگي نبود.

پس از گذشت سه سال از آن مجموعه، حالا يك بار ديگر اكبر عبدي در تلويزيون ظاهر خواهد شد، اما نه با يك كار طنز، بلكه بازي مقابل دوربين جواد افشار در مجموعه 17 قسمتي (كيش و مات) كه قرار است از شبكه تهران در ايام عيد پخش شود. وي در اين مجموعه همبازي بهاره رهنما، برزو ارجمند، مريم بوباني و محمد عليمرداني است.

منبع: مجله خانواده سبز

3803

آلبوم جديد (همايون شجريان) پسر شجريان

(همايون شجريان)، به مانند پدرش بسيار پركار و فعال است، او به زودي آلبومي به آهنگسازي (علي قمصري) را روانه بازار موسيقي خواهد كرد.
اين اثر هنوز نامي ندارد، اما به احتمال زياد در اوايل سال 1386 روانه بازار خواهد شد. اين در حالي است كه آخرين آلبوم همايون شجريان، پس از (نسيم وصل)، (شوق دوست)، (با ستاره‌ها) نام داشت كه آهنگسازي آن برعهده (محمدجواد ضربيان) بود.

منبع: مجله خانواده سبز

3802

مهتاب كرامتي مقابل فروتن

(مهتاب كرامتي) مدتي است كه مشغول فعاليت‌هاي يونسكو بود. به همين دليل، او كمتر در عرصه هنر فعاليت مي‌كرد، اما شنيده‌ها حاكي از آن است كه او به زودي بازي در فيلمي به كارگرداني (مصطفي رزاق كريمي) را آغاز خواهد كرد. نام اين فيلم (حس پنهان) است و به احتمال بسيار قوي، نقش مقابل او را (محمدرضا فروتن) برعهده خواهد داشت.

منبع: مجله خانواده سبز

3801

صبر محمدرضا گلزار به سر آمد

آن‌قدر از (محمدرضا گلزار) نوشتند و نوشتند تا اين‌كه صبر او سر آمد و از نشريه‌اي كه در رابطه با ازدواج او مطالب خيالي به رشته تحرير درآورد، شكايت كرد. گلزار كه خيلي كم سعي مي‌كند، در عموم ظاهر شود، به دادگاه رفت و (سوژه يك) عكاسان حاضر در دادگاه شد. او در دادگاه گفت (نبايد با ابروي مردم به‌ويژه هنرمندان بازي كرد.) گفته‌هاي گلزار از روي درد مي‌‌باشد، چند سالي است كه ماهي يك‌بار از ازدواج او مطالبي مي‌نويسند، در صورتي كه وي اصلا روحش از ازدواج خبر ندارد.

د. پيش از اين، از گلزار به عنوان فردي صبور نام مي‌برديم، اما هرچه كه باشد، او هم انسان است و تحمل شنيدن تهمت را ندارد. اين براي اولين‌بار نيست كه در رابطه با گلزار طي سال‌هاي اخير چنين مطالبي نوشته مي‌شود، اما براي اولين‌بار است كه گلزار شكايت كرده و قصد دارد تا آخرش هم ادامه بدهد.

منبع: مجله خانواده سبز

3800

هاشم ‌پور بهترين بازيگر پليس

(جمشيد هاشم‌پور) سوپراستار سينماي ايران در دهه شصت، اين روزها كمتر در سينما فعاليت مي‌كند، اما هر بار كه در فيلمي حضور مي‌‌يابد، به طور حتم نقشي بسيار ارزنده از خود به نمايش مي‌گذارد. آخرين فعاليت هاشم‌پور در زمينه سينما، حضور وي در جشنواره فيلم پليس بود كه براي او بهترين بازيگري را به ارمغان آورد. هاشم‌پور با بازي در فيلم (فرود در غربت)، بار ديگر افتخاري براي خود كسب كرد. اين آخرين خبري است كه از هاشم‌پور در دست داريم.

منبع: مجله خانواده سبز

3799

افسانه بايگان و چاپ كتاب

(افسانه بايگان) در سال‌هاي اخير، به طور تقريبي يكي، دو مجموعه يا فيلم را براي خود انتخاب مي‌كند، اما اگر به ياد داشته باشيد، بايگان از بازيگران پركار دهه شصت تلويزيون و سينماي كشور بود. آخرين اثري كه از بايگان در سينماهاي كشور اكران شد، فيلم سينمايي (كافه ستاره) و بازي در كنار رويا تيموريان، پژمان بازغي، هانيه توسلي و نگار فروزنده اثر (سامان مقدم) بود.

فيلمي كه او را كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر كرد. از اين بازيگر هم اكنون فيلم‌هاي (در شهر خبري نيست. هست) و (محاكمه) آماده نمايش است. ضمن اين‌كه كتاب دفتر شعرش با عنوان (مهر مكتوب) به تازگي منتشر شده، در مورد بايگان گفتني است كه وي اولين نقش خود را در يازده سالگي و با بازي در فيلم كوتاه (بوق) آغاز كرد.

February 06, 2007 3784

درباره جمشيد مشايخي بیشتر بدانید

تا چشم برهم بزنيد، عمر مي‌‌گذرد و شما مي‌‌مانيد و يك دنيا خاطره... خاطرات تلخ و شيرين كه چه بخواهيد و چه نخواهيد در ذهنتان باقي مي‌‌ماند اما هستند در اين بين افرادي كه نه تنها از خودشان خاطرات زيبايي دارند بلكه مردم هم از آنها خاطرات به ياد ماندني در ذهن دارند، مانند بازيگران سينما يا ورزشكاران...

يك نمونه كامل از اين دست، استاد جمشيد مشايخي است، مردي كه در سال 1313 در تهران به دنيا آمد و كوله‌باري از تجربه را با خود به همراه دارد، ثمره زندگي مشترك 49 ساله او، دو پسر به نام‌هاي نادر و سام است كه اولي رهبر اركستر سمفونيك است و دخترش سال‌هاست كه در آمريكا زندگي مي‌‌كند، مشايخي چهار نوه دارد، سه دختر و يك پسر... همسرش بازنشسته آموزش و پرورش است و به همراه استاد در حوالي ولنجك تهران زندگي آرامي را سپري مي‌‌كند، يكي از مهم‌ترين خصوصيات استاد، اين است كه ميانه بسيار خوبي با خبرنگاران دارد... اميدواريم، خداوند سايه او را از هنر ايران زمين كم نكند. گفتني است، تعداد فيلم‌ها و مجموعه‌‌هايي كه در آن ايفاي نقش داشته آن‌قدر زياد است كه نگارش آن صفحات زيادي را مي‌‌طلبد، در اين صفحه تصاويري از هنرمند گرانقدر ايران زمين، استاد جمشيد مشايخي را خواهيم ديد. با ديدن اين تصاوير گذر زمان را بيشتر احساس مي‌‌كنيد.

 سال -1352 استاد مشايخي بر بالين يك پسر بچه

 سال -1317 نفر دوم از سمت چپ - جمشيد مشايخي .استاد4ساله بود

 اواسط دهه -50 عكس يادگاري به همراه دختران اقوام

 اواخر سال -59 تصويربرداري مجموعه هزاردستان- از راست جهانگير فروهر- مرحوم علي حاتمي و استاد مشايخي...

سال -1347 تصويري يادگاري از آلبوم استاد

در دهه 60 شمسي - به ترتيب از راست: نادر مشايخي، استاد و پدر

 اول بهمن ماه سال -1385 استاد در كنار پسرش سام

منبع: مجله خانواده سبز