به تهرون 20 رای دهید

.

« از ستاره ها چه خبر؟ | جدیدترین ها | داستان: مردي به روايت ديگران »

گفتگو با سعيد و فريد رشيدي دو برادر روشندل و هنرمند در نواختن گيتار كلاسيك و پيانو

بارها ديده شده است كه انسان‌ها در اين جهان پهناور، كارهاي خارق‌العاده‌اي انجام مي‌دهند كه باعث تعجب همگان مي‌شود، اما زماني اين كارهاي خارق‌العاده بسيار به چشم مي‌آيد كه مي‌بينيم، افرادي كه از لحاظ جسماني دچار نقص‌هايي هستند، اين كارهاي فوق‌العاده را انجام مي‌دهند، افرادي كه به هيچ عنوان از آنان انتظار نمي‌رود، اقدام به كارهاي بزرگ و گاهي عجيب مي‌كنند، كارهايي كه شايد انسان‌هاي عادي هم موفق به انجام آن نباشند. بارها در خبرها شنيده‌ايم كه انسان ناشنوايي، تحصيلات آكادميك دانشگاهي دارد، فردي كه دست ندارد با انگشتان پا نقاشي مي‌كند، فردي كه پا ندارد، در ورزش معلولان به مقام‌هاي قابل توجهي دست مي‌يابد و يا فردي كه نابينا مي‌باشد توانسته است، پزشك شود و...

اين انسان‌ها بدون شك از ذهن خلاقي برخوردار هستند و جز اين، از اعتماد به نفس بسيار عجيبي بهره مي‌برند. محققان مي‌گويند، ارگانيسم بدن انسان طوري است كه اگر يك عضو دچار نقص باشد، عضو ديگر، بسيار فعال مي‌شود، كسي كه نابينا است به جاي آن از شنوايي بالايي برخوردار مي‌شود و بالعكس... در گزارش ويژه اين شماره به سراغ دو برادر نابينا، رفتيم، برادران رشيدي كه هر دو تنها سايه‌اي از اجسام را حس مي‌‌كنيد و از ده درصد بينايي بهره‌مند هستند، ده درصد، يعني اين‌كه تنها سايه اجسام را مي‌بينيد، و همه اشيا را به شكل تاريكي مي‌بينيد.
سعيد و فريد رشيدي دو برادري هستند كه زيرنظر اساتيد هنر سازهاي گيتار كلاسيك و پيانو را به خوبي مي‌نوازند و تا استاد شدن پيش رفته‌اند... به طور حتم شنيدن سرگذشت زندگيشان بايد جالب باشد، اين‌كه آنها چگونه اعتماد به نفس دوباره خود را كسب كردند و توانستند پله‌هاي ترقي را طي كنند. آنان چگونه ريشه‌هاي اميد به زندگي را در وجودشان دوباره پرورش دادند و درخت اميد را به شكوفايي رساندند، سعيد و فريد رشيدي چه مي‌گويند؟ زندگي اين دو برادر مي‌تواند درس خوبي براي ما باشد كه هيچ‌گاه به زندگي نااميدانه نگاه نكنيم، هيچ‌گاه اعتماد به نفس خود را ناديده نگيريم و براي رسيدن به خوشبختي و موفقيت و ساختن فردايي بهتر، در سايه توكل به خدا به راهمان ادامه بدهيم.

تحصيل در كالج لندن
سعيد رشيدي برادر بزرگ‌تر در سال 1352 در محله نارمك تهران به دنيا آمد و در محله بني‌هاشم بزرگ شد، سعيد مي‌گويد: در سال 1368 زماني كه 14 ساله بودم، زيرنظر اساتيدي چون مهاجر، عيوضيان، دكتر افشار و استاد جعفري فراگيري موسيقي را آغاز كردم و سپس به كالج TND لندن رفتم و تحصيلاتم را در زمينه موسيقي به پايان رساندم.سعيد مجرد است و مي‌گويد: با توجه به نابينايي، در حال حاضر به ازدواج فكر نمي‌كنم، بايد با فردي مثل خودم ازدواج كنم تا بتوانيم همديگر را درك كنيم، به نظر من زندگي زناشويي، مانند موسيقي لطيف است، موسيقي هر چه لطيف‌تر نواخته شود، درك انسان‌ها از آن بيشتر مي‌شود و به درستي آن را تشخيص مي‌دهند، درست مانند يك زندگي شيرين براي زوج‌هاي جوان، هر چه احساساتشان نسبت به يكديگر لطيف‌تر باشد، دركشان هم به مراتب بيشتر خواهد شد، اگر روزي با شخصي آشنا شوم كه از چنين حسي برخوردار باشد، به طور حتم سريعا ازدواج خواهم كرد.
وي در رابطه با عشق مي‌گويد: زماني كه عشق مي‌آيد، به دنبال خود زندگي زيبا را هم مي‌آورد، آنجاست كه كمال خداوند را به طور كامل درك مي‌كنيم، خدا خيلي بزرگ است.
وي به هيچ عنوان از نابينايي‌اش ناراضي نيست (تقدير خداوند اين چنين بود، خداي بزرگ و بخشنده، تقديرش را براي من و فريد به اين شكل رقم زد، من هم راضي‌ام به رضاي او.)
سعيد مي‌گويد: (در سال 1362، يازده ساله بودم كه به تدريج نابينايي خود را از دست دادم تا جايي كه قدرت ديدم به ده درصد رسيد، در حال حاضر كه با شما در حال گفتگو هستم، نمي‌توانم تشخيص بدهم قيافه‌تان به چه شكل است، تنها سايه‌اي از شما را احساس مي‌كنم.)

سعيد رشيدي مي‌گويد: ساز تخصصي من گيتار كلاسيك است، گاهي اوقات پيانو هم مي‌نوازم و طي اين سال‌ها، تنها سرم را با موسيقي گرم كردم، من عاشق موسيقي هستم.
از او مي‌پرسيم، از اين‌كه نمي‌تواني زيبايي‌هاي زندگي را ببيني، دلت مي‌گيرد، مي‌گويد: (درگذشته، خيلي، اما حالا نه، من و برادرم، ديگر عادت كرده‌ايم، وقتي به اين باور برسي كه خواست خداوند اين‌گونه بود، همه چيز برايتان حلاجي مي‌شود، براي من و فريد هم وضعيت بدين گونه است، دو برادر سعي مي‌كنيم، بيشتر لحظه‌هاي زندگي را شاد باشيم، با يكديگر موسيقي بنوازيم و سرمان را با خلق آثار جديد گرم كنيم، تا به نابينايي‌مان فكر نكنيم. از طرفي زيبايي‌هاي زندگي را تنها نبايد ببيني، بلكه بايد حس كني و ما از اين حس كاملا برخورداريم.

دانشجوي رشته موسيقي
فريد رشيدي برادر سعيد، ده سال از او كوچك‌تر است، او در دي‌ماه سال 1362 در محله بني‌هاشم تهران به دنيا آمد، از دوران كودكي و از سال 1378 به صورت جدي گيتار را نزد برادرش سعيد، استاد حامد پورسايي و پيانو را نزد استاد بهنام‌پور و همچنين آواز را زيرنظر استاد محمدرضا صادقي فرا گرفت. ساز تخصصي او گيتار كلاسيك است، اما اين بدان معني نيست كه با پيانو آشنا نباشد، چرا كه در حال حاضر دانشجوي رشته موسيقي است.
عجيب است، فريد هم مثل برادر زماني كه يازده ساله بود، بينايي خود را از دست داد، (كلاس اول راهنمايي بودم، كه بينايي‌ام را از دست داده‌ام) به احتمال زياد آنان، از يك مشكل ژنتيك رنج مي‌برند، چرا كه زماني به اين سن رسيده‌اند، چنين اتفاقي برايشان افتاد.اين در حاليست كه سه پسر، فرزندان اين خانواده را تشكيل مي دهند و پسر دوم اين خانواده با چنين مشكلي مواجه نيست.
اين دو برادر با كدام سبك‌هاي موسيقي ارتباط بيشتري برقرار مي‌كنند، مي‌گويند: (مي‌شود گفت، خيلي از سبك‌ها، موسيقي لايت، ريتم‌هاي پاپ، موسيقي كلاسيك، باسانوا و يا حتي موسيقي‌هاي فولكوريك خارجي و ايراني... زماني كه شما عاشق نواختن باشيد، موسيقي در تمامي زمينه‌ها براي شما لذت‌بخش خواهد بود.)

همكاري با شيلا خداداد
آلبوم جديد اين دو برادر در حال مراحل مجوز است، فريد برايمان مي‌گويد: (اميدواريم آلبوم جديدمان هر چه زودتر روانه بازار شود، تنظيم تمامي ترانه‌ها با من است، همچنين آهنگسازي تعدادي از ترانه‌ها، ضمن اين‌كه سعيد و دوست عزيزمان افشين جيحون، هم در آهنگسازي، بسيار به اين آلبوم كمك كردند، همچنين دكلمه يكي از ترانه‌ها را (شيلا خداداد) خوانده است، كه جا دارد از او در همين جا تشكر كنيم.)
اما تنها اين آلبوم در دست تهيه نيست، سعيد برادر بزرگ‌تر مي‌گويد: (يك آلبوم هم با كمك فريد براي يك موسسه خصوصي ضبط كرده‌ايم، همچنين يك آلبوم ديگر در دست تهيه داريم كه به زبان انگليسي است و توسط محمدرضا عرب خوانده مي‌شود، من كار نوازندگي را برعهده دارم و همچنين آهنگسازي بعضي از ترانه‌ها و فريد تنظيم كل كار را برعهده دارد.)
فريد در رابطه با اين آلبوم بيشتر توضيح مي‌دهد (اين كار به زبان انگليسي و درباره اهل بيت مطهر(ع) خوانده شده است، سعي كرده‌ايم كه يك نوآوري داشته باشيم، چرا كه ما هر چه داريم از خداوند متعال و اين افراد پاك و مطهر مي‌باشد.)
سعيد در مورد والدين خود مي‌گويد: (آنان مانند ما به موسيقي علاقه‌اي ندارند، اما مادرم در زمينه سرودن شعر و رمان‌نويسي فعاليت‌هايي داشته است.)
اين دو برادر چگونه روز خود را مي‌گذرانند، مي‌گويند: (تدريس مي‌كنيم، تنظيم و آهنگسازي براي آلبوم‌مان)
از آنان مي‌پرسيم كه در تدريس چگونه حس را به شاگردان منتقل مي‌كنيد، سعيد مي‌گويد: (همان طور كه اين حس به ما منتقل شد و توانستيم آن را فرا بگيريم، همان طور هم آن را منتقل مي‌كنيم، موسيقي حس شيريني است، اگر شما شاگردي داشته باشيد كه معناي اين حس را درك نكند، پاواراتي هم كه باشد نمي‌تواند موسيقي را ياد بگيرد.)
سعيد براي آنهايي كه دوست دارند موسيقي را فرا بگيرند، چنين توصيه‌اي مي‌كند، (سعي كنند، اين كار را با علم آغاز كنند، چرا كه به صورت آكادميك و پايه با اين علم آشنا مي‌شوند) فريد مي‌گويد: (بايد قبول كنيم كه موسيقي در حال حاضر يك علم است، خيلي‌ها با استفاده از اين علم، پيام‌هاي خود را منتقل مي‌كنند... شما زماني كه به اين حرفه روي بياوريد، به آن اعتياد پيدا مي‌كنيد و دائما دلتان مي‌خواهد، ترانه‌هايي را بنوازيد كه تاكنون موفق به نواختن آن نشديد، درست مانند يك محقق و پژوهشگر كه هر چه پژوهش مي‌كند، برايش كافي نيست و در آزمايشگاه هر لحظه به دنبال يافته‌هاي جديد است.)
زماني كه از سعيد رشيدي مي‌پرسيم، آرزو داشتي چه كاره شوي فكر مي‌كنيد پاسخش چه بود؟ پاسخ جالبي به ما داد. (خيلي دوست داشتم پليس شوم، اما نشد) اين دو برادر، به رنگ‌هاي خاصي علاقه دارند، سعيد عاشق رنگ سبز است، اما برادر كوچك‌تر، فريد، رنگ (آبي) را دوست دارد.

نفر سوم گروه
افشين جيحون دوست صميمي اين دو برادر است، او در سال 1356 در محله تهرانپارس به دنيا آمده، اصليتي آذري دارد و موسيقي را از سال 68 زيرنظر استاد مهاجر آغاز كرد، اما احساس كرد كه بايد تحصيلات علمي هم داشته باشد. از اين رو هم‌اكنون دانشجوي رشته موسيقي است (همان طور كه فريد گفت، موسيقي يك علم است وگرنه هيچ‌گاه در دانشگاه‌هاي جهان، رشته موسيقي نداشتيم.)
افشين مي‌گويد: من در حال حاضر به مرحله‌اي رسيدم كه موسيقي تدريس مي‌كنم، با جواناني مواجه هستم كه دوست دارند، خيلي زود ساز نواختن را فرا بگيرند، اما آنان توجه ندارند كه سبك هنر با صبر عجين است، پس پيشنهاد مي‌كنم، صبوري كنند و دانش موسيقي را فرا بگيرند و درباره آن مطالعه كنند.
عضو ديگر اين گروه مي‌گويد: تصميمات تشكيل گروه از چند سال پيش گرفته شده بود، اما اكنون يك سال و نيم است كه ما اين گروه را تشكيل داده‌ايم.
گفتني است، آخرين كاري كه از اين گروه از راديو و تلويزيون پخش شد، موسيقي تيتراژ برنامه (هفت ترانه) راديو بود.
منبع: مجله خانواده سبز



TrackBack

:TrackBack URL for this entry
http://www.tehroon20.com/cgi-bin/mt3-2/mt-tb.cgi/622

 >>   جستجو


 >> موضوعات

                Copyright © 2005 - 2007 Tehroon20.com All Rights Reserved