به تهرون 20 رای دهید

.

« March 2006 | جدیدترین ها | May 2006 »

April 30, 2006 2763

طرز تهيه‌ كيك‌ خانه‌اي‌

مواد لازم‌:

كره‌: (نرم‌ شده‌ در دماي‌ اتاق‌) 125 گرم‌
وانيل‌: نصف‌ قاشق‌ چاي‌خوري‌
شكر: نصف‌ ليوان‌
تخم‌مرغ‌: 2 عدد
آرد: 1/5 ليوان‌
بيكينگ‌پودر: 2 قاشق‌ مرباخوري‌

شير: يك‌ سوم‌ ليوان‌
براي‌ طراحي‌ كيك‌ به‌ شكل‌ خانه‌، ابتدا بايد كيك‌اسفنجي‌ يا كيك‌ كره‌اي‌ كه‌ طرز تهيه‌ آن‌ را در ذيل‌مي‌خوانيد، تهيه‌ كنيد.

طرز تهيه‌:

-1 كره‌ و وانيل‌ را با همزن‌ مي‌زنيم‌ تا حالت‌ كرم‌پيدا كند.
-2 شكر را به‌ كره‌ افزوده‌ و هم‌ مي‌زنيم‌ (به‌ مدت‌5 دقيقه‌).
-3 تخم‌مرغ‌ها را يكي‌ يكي‌ اضافه‌ كرده‌ و هم‌زدن‌ را ادامه‌ مي‌دهيم‌.
-4 آرد و بيكينگ‌پودر را با هم‌ مخلوط مي‌كنيم‌.
-5 شير و آرد را كم‌كم‌ و در دو مرحله‌ به‌ مخلوطكره‌ و شكر مي‌افزاييم‌.
-6 قالب‌ مربع‌ شكلي‌ را در اندازه‌ 20 سانتي‌مترانتخاب‌ مي‌كنيم‌، مواد كيك‌ را پس‌ از چرب‌ كردن‌قالب‌، درون‌ آن‌ مي‌ريزيم‌ و در فر كه‌ از 15 دقيقه‌قبل‌ در دماي‌ 175 درجه‌ سانتي‌گراد گرم‌ شده‌،مي‌گذاريم‌ تا بپزد.
كيك‌ خانه‌اي‌:
-1 براي‌ تهيه‌ اين‌ كيك‌ به‌ 3 تكه‌ كيك‌ به‌ شكل‌مربع‌ به‌ ضلع‌ 20 سانتي‌متر (براي‌ درست‌ كردن‌ديوارهاي‌ خانه‌)، دو تكه‌ كيك‌ مستطيلي‌ به‌ ابعاد10‚20 سانتي‌متر جهت‌ پوشاندن‌ سقف‌ 80 گرم‌خامه‌ شيرين‌ شده‌ و تكه‌هايي‌ از آناناس‌ نياز داريم‌.
-2 سه‌ قطعه‌ كيك‌ مربع‌ شكل‌ را روي‌ هم‌ قرارداده‌ و كناره‌هاي‌ آن‌ را با رنده‌ صاف‌ مي‌كنيم‌.
-3 لابه‌ لاي‌ كيك‌ها را با خامه‌ فرم‌ گرفته‌ وتكه‌هايي‌ از آناناس‌ مي‌پوشانيم‌.
-4 رو و كناره‌هاي‌ كيك‌ را يك‌ لايه‌ نازك‌ از خامه‌فرم‌ گرفته‌ مي‌كشيم‌.
-5 از خامه‌ فرم‌ گرفته‌ برداشته‌ و كناره‌هاي‌ كيك‌و سپس‌ روي‌ كيك‌ را با صاف‌كن‌ صاف‌ مي‌كنيم‌.
-6 دو تكه‌ مستطيل‌ را به‌ صورت‌ زاويه‌دار كنار هم‌قرار مي‌دهيم‌ تا سقف‌ را بسازيم‌. بين‌ اين‌ دو تكه‌ رابا خرده‌هاي‌ كيك‌ و خامه‌ پر كرده‌ و روي‌ تكه‌ها رانيز با خامه‌ فرم‌ گرفته‌ صاف‌ مي‌كنيم‌.
-7 روي‌ كيك‌ را با ني‌ شور و شكلات‌هاي‌ رنگي‌ به‌دلخواه‌ تزيين‌ مي‌كنيم‌.
توجه‌ 1: معمولا كيك‌ كره‌اي‌ را يك‌ روز قبل‌ تهيه‌مي‌كنند تا طراحي‌ و برش‌ كيك‌ به‌ اشكال‌ مختلف‌به‌ راحتي‌ انجام‌ شود.

منبع: مجله خانواده سبز

2766

طرز تهيه‌ کوفته‌ قارچ‌

مواد لازم‌:
برنج‌: يك‌ و نيم‌ ليوان‌
گوشت‌ چرخ‌ كرده‌ (مخلوط گوسفند و گوساله‌):300 گرم‌ (خرد شود)
قارچ‌: 300 گرم‌
سبزي‌ خرد شده‌ (تره‌، جعفري‌ و كمي‌ شويد): 2ليوان‌
زردچوبه‌: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌

پودر تخم‌گشنيز: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌
پياز متوسط: يك‌ عدد
رب‌ گوجه‌فرنگي‌: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌
تخم‌مرغ‌: يك‌ عدد
روغن‌: به‌ مقدار لازم‌
نمك‌ و فلفل‌: به‌ ميزان‌ دلخواه‌

مواد داخل‌ كوفته‌:
پياز داغ‌: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌
سير داغ‌: يك‌ قاشق‌ چاي‌خوري‌
قارچ‌ تفت‌ داده‌ شده‌: 2 قاشق‌ غذاخوري‌

طرز تهيه‌:

برنج‌ را پس‌ از شستن‌ با يك‌ سوم‌ ليوان‌ آب‌،كمي‌ نمك‌ و يك‌ قاشق‌ چاي‌خوري‌ زردچوبه‌ درروي‌ اجاق‌ مي‌گذاريم‌. پس‌ از اين‌كه‌ آب‌ آن‌ تمام‌شد، از روي‌ اجاق‌ برمي‌داريم‌ تا خنك‌ شود.
-در قابلمه‌ بزرگي‌ (كه‌ گنجايش‌ سه‌ عدد كوفته‌بزرگ‌ را داشته‌ باشد) كمي‌ روغن‌ مي‌ريزيم‌ و پيازرا سرخ‌ مي‌كنيم‌، بقيه‌ زردچوبه‌ را به‌ آن‌ اضافه‌مي‌نماييم‌. رب‌ گوجه‌فرنگي‌ را با 6 ليوان‌ آب‌رقيق‌ كرده‌ و با كمي‌ نمك‌ و فلفل‌ به‌ آن‌ اضافه‌مي‌كنيم‌.
-در كاسه‌اي‌، برنج‌، گوشت‌، سبزي‌، قارچ‌ (باكمي‌ آبليمو تفت‌ داده‌ شود) نمك‌، فلفل‌ و پودرتخم‌ گشنيز و تخم‌مرغ‌ را مي‌ريزيم‌ و خوب‌ با دست‌ورز مي‌دهيم‌ تا چسبندگي‌ پيدا كند.
سپس‌ مايع‌ را به‌ سه‌ قسمت‌ مساوي‌ تقسيم‌ كرده‌ و بادست‌ به‌ شكل‌ گلوله‌هاي‌ بزرگي‌ در مي‌آوريم‌ وميان‌ هر كدام‌ از آنها يك‌ تا دو قاشق‌ غذاخوري‌ ازمواد داخل‌ كوفته‌ مي‌اندازيم‌ و مجددا به‌ صورت‌گرد در مي‌آوريم‌.
- پس‌ از اين‌كه‌ مخلوط آب‌ و رب‌ و پيازداغ‌جوش‌ آمد، كوفته‌ها را يكي‌يكي‌ به‌ آرامي‌ داخل‌آن‌ مي‌گذاريم‌ و شعله‌ را كم‌ مي‌كنيم‌. پس‌ از چنددقيقه‌ مي‌توانيم‌ كوفته‌ها را كمي‌ بغلتانيم‌ تا به‌ سس‌آغشته‌ شود. بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ در قابلمه‌كاملا بسته‌ نباشد زيرا اين‌ كار از وا رفتن‌ كوفته‌جلوگيري‌ مي‌كند، پس‌ از يك‌ ساعت‌ و نيم‌ كوفته‌،براي‌ سرو آماده‌ است‌.
توجه‌: براي‌ تزئين‌ آن‌ در ديس‌ مي‌توانيم‌ از قارچ‌و فلفل‌ دلمه‌اي‌ رنگي‌ و پيازداغ‌ استفاده‌ كنيم‌.

منبع: مجله خانواده سبز

2765

طرز تهيه‌ سنبوسه‌

مواد لازم‌ براي‌ خمير:
آرد: يك‌ و نيم‌ ليوان‌
روغن‌ جامد: 3 قاشق‌ غذاخوري‌ (ذوب‌ و خنك‌شده‌)
آب‌ ولرم‌: به‌ ميزان‌ لازم‌

نمك‌: يك‌ قاشق‌ چايخوري‌

مواد لازم‌ براي‌ داخل‌ خمير:
سيب‌زميني‌ پخته‌: 2 عدد(مكعب‌ ريز شود)
گشنيز خورد شده‌: 2 قاشق‌ غذاخوري‌
پودر زيره‌: يك‌ قاشق‌ مرباخوري‌
پودر تخم‌ گشنيز: يك‌ قاشق‌ مرباخوري‌
شنبليله‌ خشك‌: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌
نخودفرنگي‌ پخته‌: نصف‌ ليوان‌
رب‌ گوجه‌ فرنگي‌: يك‌ قاشق‌ مرباخوري‌
پودر كاري‌ (به‌ دلخواه‌): يك‌ قاشق‌ مرباخوري‌
پودر فلفل‌قرمز: به‌ اندازه‌ دلخواه‌
نمك‌: به‌ اندازه‌ لازم‌
روغن‌: يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌

طرز تهيه‌:

آرد را در كاسه‌اي‌ ريخته‌ و با نمك‌ و روغن‌مخلوط مي‌كنيم‌. سپس‌ به‌ ميزان‌ لازم‌ آب‌ در آن‌مي‌ريزيم‌ تا خمير شود و به‌ دست‌ نچسبد. اين‌خمير را ورز داده‌ و در نايلون‌ مي‌گذاريم‌ تا 10دقيقه‌ بماند.
پس‌ از اين‌ زمان‌، از خمير چانه‌هايي‌ به‌ اندازه‌گردو برداشته‌ و با وردنه‌ به‌ صورت‌ گرد باز مي‌كنيم‌.سپس‌ دايره‌ را با چاقو نصف‌ كرده‌ تا دو هلال‌داشته‌ باشيم‌. لبه‌ صاف‌ خمير را كمي‌ خم‌ كرده‌ وبه‌وسيله‌ آب‌ به‌ هم‌ مي‌چسبانيم‌ تا به‌ صورت‌ يك‌قيف‌ درآيد. از مواد، داخل‌ آن‌ گذاشته‌ و بالاي‌خمير را به‌ صورت‌ قطاب‌ مي‌پيچيم‌. پايين‌ سنبوسه‌را هم‌ يك‌ پيچ‌ مي‌دهيم‌ (براي‌ زيبايي‌ كار). سپس‌در روغن‌ زياد سرخ‌ مي‌كنيم‌ و روي‌ دستمال‌كاغذي‌ گذاشته‌ تا روغن‌ زيادي‌ آن‌ گرفته‌ شود.

براي‌ درست‌ كردن‌ مواد داخل‌ سنبوسه‌:
ادويه‌ها و رب‌ را با روغن‌ در تابه‌اي‌ ريخته‌ و تفت‌مي‌دهيم‌. بقيه‌ مواد را به‌ آن‌ اضافه‌ كرده‌ و بعد ازمخلوط شدن‌ از روي‌ حرارت‌ برمي‌داريم‌.
در ايران‌ سنبوسه‌ را با نان‌ لواش‌ درست‌ مي‌كنندكه‌ طرز تهيه‌ آن‌ به‌ وسيله‌ تصوير نشان‌ داده‌ شده‌است‌.
در ضمن‌ براي‌ مواد وسط پيراشكي‌، سيب‌زميني‌ ونخودسبز كاملا له‌ مي‌شود و سپس‌ به‌ آن‌ ادويه‌اضافه‌ مي‌كنيم‌.

منبع: مجله خانواده سبز

2764

طرز تهيه‌ پاي‌ سيب‌

مواد لازم‌ براي‌ خمير:

شكر: يك‌ دوم‌ پيمانه‌
شير: يك‌ دوم‌ پيمانه‌ (يا كمي‌ بيشتر)
آرد: سه‌ پيمانه‌
بيكينگ‌پودر: 2 قاشق‌ مرباخوري‌ سرخالي‌
كره‌: يك‌ دوم‌ پيمانه‌

مواد لازم‌ براي‌ داخل‌ پاي‌:

سيب‌: 3 عدد پوست‌ كنده‌ و خرد شده‌

شكر و دارچين‌: به‌ مقدار لازم‌

طرز تهيه‌:

شكر را با كره‌ مخلوط مي‌كنيم‌. سپس‌ آرد را همراه‌با بيكينگ‌پودر به‌ آن‌ اضافه‌ كرده‌ و با دست‌ كم‌كم‌مخلوط مي‌كنيم‌; در عين‌ حال‌ شير را نيز اضافه‌مي‌كنيم‌. اگر خمير هنوز درست‌ نشده‌ بود،مي‌توان‌ كمي‌ شير به‌ آن‌ افزود.
نيمي‌ از خمير را برداشته‌ و روي‌ سطح‌ آردپاشي‌شده‌ آن‌ با وردنه‌ باز مي‌كنيم‌. سپس‌ خمير را قالب‌زده‌ و سطح‌ آن‌ را با سيب‌ مي‌پوشانيم‌، روي‌سيب‌ها را نيز شكر و دارچين‌ مي‌پاشيم‌. نيم‌ديگري‌ از خمير را بر روي‌ پاي‌ باز مي‌كنيم‌ و روي‌سطح‌ آن‌ مي‌كشيم‌. كناره‌هاي‌ خمير را با دست‌مي‌چسبانيم‌ تا هنگام‌ پخت‌ باز نشود. خمير را كمي‌چنگال‌ زده‌ و روي‌ آن‌ را زرده‌ تخم‌مرغ‌ همراه‌ بايك‌ قاشق‌ چاي‌خوري‌ شير مي‌ماليم‌. فر را از15-20 دقيقه‌ قبل‌ گرم‌ مي‌كنيم‌ و خمير را درحرارت‌ 175 درجه‌ سانتي‌گراد تنظيم‌ مي‌كنيم‌.پاي‌ را در فر مي‌گذاريم‌ تا روي‌ آن‌ كاملا طلايي‌شود.
توجه‌: قالب‌ پاي‌ دايره‌ به‌ قطر 24 سانتي‌متر درنظر گرفته‌ شده‌ است‌.


منبع: مجله خانواده سبز

April 27, 2006 2757

کلیپ بچه پر روی خشایار مستوفی رو دیدی؟! آخر خنده است

بچه پر روی خشایار مستوفی



تا فلش لود بشه ممکنه یه کم طول بکشه ولی فکر میکنم ارزش صبر کردن داشته باشه چون خیلی باحال و خنده داره

April 18, 2006 2729

مهدوی کیا با ادعای اینکه "با همسرم تفاهم ندارم" از سمیرا خوستگاری کرد

فاش شدن ازدواج پنهانى مهدى مهدوى كيا با يك دختر ايرانى ساكن هامبورگ باعث به وجود آمدن جنجال بزرگى در زندگى اين فوتباليست مشهور شده است.

با چاپ اخبار مربوط به اين حادثه در رسانه هاى آلمانى و ايرانى اظهارنظرهاى متفاوتى در اين باره مطرح شد. به همين دليل براى روشن شدن واقعيت ماجرا با پدر دختر ايرانى در تهران به گفت وگو نشستيم.

وى در شرح ماجرا گفت: روز سه شنبه ۶ دى ماه سال ۸۴ بود كه «مهدى» به خانه ما آمد. من در خانه نبودم او سميرا را از مادرش خواستگارى كرد. على رغم مخالفت با اين وصلت وقتى اصرار و علاقه مندى دخترم را ديدم، به صورتى كه كسى از ماجرا اطلاعى نداشته باشد به محضرى در تهران رفتيم و مراسم عقد با حضور من و مادرش برگزار شد.

دختر من ۱۰ سال بود در آلمان ساكن بود و به عنوان بازارياب يك شركت بزرگ هواپيمايى در شهر هامبورگ كار مى كرد و در يك جشن با «مهدى» آشنا شده بود.

«مهدى» به هنگام خواستگارى عنوان كرده بود با همسر سابقش تفاهم ندارد و در حال جدايى از هم هستند. «مهريه» در نظر گرفته براى دخترم يك آپارتمان در شهر هامبورگ و ۱۴ سكه طلاى بهار آزادى بود.

آنها در همان شهر هامبورگ با هم زندگى مى كردند تا اينكه اواخر اسفند ماه او به بهانه اينكه قصد دارد دخترم را به عنوان عروس به فاميل خود معرفى كرده و برايش جشن بگيرد به ايران فرستاد ولى بعداً مشخص شد كه اين تصميم نقشه اى بود تا تمامى مدارك مربوط به اين وصلت را از آپارتمان او بردارند.سرانجام مدتى قبل يك روز دخترم طى تماسى تلفنى به من اطلاع داد كه شوهرش با عنوان كردن اين موضوع كه همسرش به ماجراى زندگى پنهانى آنها پى برده خواستار خروج او از زندگى مشترك و پايان دادن به اين ماجرا شده است.

وقتى دخترم متوجه شد او به هيچ وجه حاضر به پرداخت حق و حقوق او نشده است يك وكيل آلمانى گرفت تا پيگير ماجرا شود كه اين جنجال به راه افتاد.اين مرد ادامه داد: عقد دخترم و مهدى، به صورت كاملاً قانونى و شرعى در ايران انجام شد ولى در كشور آلمان به ثبت نرسيده است ولى وكيل ما معتقد است ثبت عقد در ايران در كشور آلمان هم قابل استناد و پيگيرى است.

وى در پايان گفت: «مهدى» خودش آدم بسيار محبوب و بامتانتى است و من تصور مى كنم مسبب به وجود آمدن اين شرايط مدير برنامه هاى اوست.

منبع: خبرگزاري انتخاب

April 17, 2006 2721

پوپک گلدره بازيگر جوان بعد از هشت ماه كما درگذشت

پوپک گلدره، بازیگر سینما و تلویزیون، عصر روز یکشنبه 27 فروردين پس از 8 ماه کما درگذشت.

به گزارش خبرنگار سینمایی "مهر" به نقل از مسئولان بخش چهار جراحی بیمارستان مهر، وی که در یک سانحه رانندگی به حالت کما رفته بود، پس از هشت ماه در بخش جراحی این بیمارستان فوت کرد.

"پوپک گلدره" که نقش آفرینی در فیلم‌های "موج مرده"، "سیندرلا"، "آخر بازی" و" رویای زمین" و مجموعه های تلویزیونی "نرگس"، "روح مهربان" و "دنیای شیرین دریا" را در کارنامه خود ثبت کرده بود، شهریور ماه سال گذشته، در جاده شمال، دچار حادثه رانندگی شد که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان مهر تهران بستری شده بود.

تهرون 20 دات کام درگذشت این هنرمند محبوب و مردمی را به جامعه هنری و بازماندگان آن فقید سعید تسلیت می گوید.



April 13, 2006 2672

با هانيه توسلي و پوريا پورسرخ: عشق ژوبين به وفا ، زميني و پاک بود

مقدمه‌:
در ايام‌ نوروز امسال‌ سريالي‌ از شبكه‌ سوم‌ سيماپخش‌ شد كه‌ مخاطبين‌ را ميخكوب‌ پاي‌ جعبه‌جادويي‌ نشاند... سريالي‌ به‌ نام‌ وفا كه‌ در آن‌بازيگراني‌ چون‌ هانيه‌ توسلي‌، فرهاد اصلاني‌،فرهاد قائميان‌ و پوريا پورسرخ‌ نقش‌هاي‌ اصلي‌فيلم‌ را ايفا مي‌كردند و در اين‌ بين‌ چند بازيگرلبناني‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌كردند... آنهايي‌ كه‌ اين‌مجموعه‌ را دنبال‌ مي‌كردند، از بازي‌ دو
نقش‌اصلي‌ آن‌، يعني‌ هانيه‌ توسلي‌ و پوريا پورسرخ‌ كه‌نقش‌هاي‌ وفا و ژوبين‌ را ايفا مي‌كردند، لذت‌بسياري‌ بردند.
در اين‌ مجموعه‌ ديديم‌ كه‌ در كوران‌ بازي‌هاي‌سياسي‌ يك‌ عشق‌ پاك‌ رقم‌ خورد، عشقي‌ زميني‌كه‌ مهر تاييدي‌ زد كه‌ ارزش‌ اين‌ عشق‌ از عشق‌هاي‌اساطيري‌ بالاتر است‌... قرار بر اين‌ بود كه‌ جلدخانواده‌ سبز به‌ سوژه‌اي‌ ديگر اختصاص‌ داشته‌باشد، اما در روز شروع‌ كاري‌ كه‌ چهاردهم‌فروردين‌ بود، تماس‌هاي‌ تلفني‌ و همچنين‌ايميل‌هاي‌ خوانندگان‌ ما را بر آن‌ داشت‌ كه‌ با دوشخصيت‌ اصلي‌ اين‌ مجموعه‌ به‌ گفتگو بنشينيم‌ و ازچند و چون‌ اين‌ مجموعه‌ آگاه‌ شويم‌ تا آن‌ را به‌آگاهي‌ خوانندگان‌ برسانيم‌... فرصت‌ بسيار كم‌بود، ابتدا با (ژوبين‌) مجموعه‌ تماس‌ گرفتيم‌،مشكل‌ چنداني‌ براي‌ حضور در دفتر مجله‌ نداشت‌اما پيدا كردن‌ هانيه‌ توسلي‌ كه‌ بر سر يك‌ پروژه‌سينمايي‌ بود كمي‌ مشكل‌ بود، خيلي‌ دلمان‌مي‌خواست‌ كه‌ هر دوي‌ آنان‌ در دفتر نشريه‌ با هم‌حضور پيدا مي‌كردند، اما اين‌ كار نشدني‌ بود، به‌هر حال‌ ابتدا (پوريا) به‌ دفتر نشريه‌ آمد و پس‌ ازچند ساعت‌ (هانيه‌ توسلي‌) حضور به‌ هم‌ رساند، بااين‌ دو بازيگر خوب‌ كشورمان‌ از هر دري‌ به‌صحبت‌ نشستيم‌، گفتگويي‌ كه‌ بسيار خواندني‌ از آب‌در آمد و خودمان‌ از آن‌ لذت‌ برديم‌... خيلي‌دلمان‌ مي‌خواست‌ بدانيم‌ كه‌ گروه‌ دست‌اندركارچند ماه‌ در لبنان‌ به‌ سر برد و تصويربرداري‌ چه‌حاشيه‌ هايي‌ به‌ دنبال‌ داشت‌، حاشيه‌هاي‌ شيرين‌ وجالبي‌ كه‌ هميشه‌ از جذابيت‌هاي‌ پشت‌ صحنه‌چنين‌ مجموعه‌هايي‌ برخوردار است‌. با ما همراه‌باشيد و گفتگو با ژوبين‌ و وفا را بخوانيد تا به‌ معناي‌عشق‌ زميني‌ و پاك‌ برسيد... ابتدا گفتگو با هانيه توسلي ...

خانواده‌ سبز: هانيه‌ توسلي‌ را براي‌ ما تعريف‌كنيد، يك‌ پرسش‌ تكراري‌ كه‌ هنرپيشه‌ها معمولاچاره‌اي‌ جز پاسخ‌ دادن‌ به‌ آن‌ ندارند؟
توسلي‌: در 14 خرداد سال‌ 1358 درهمدان‌ به‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر دارم‌، يكي‌چهارسال‌ از من‌ بزرگتر و ديگري‌ 9 سال‌ از من‌كوچكتر است‌.
خانواده‌ سبز: به‌ نظر شما اين‌ تعريف‌ درستي‌ از(هانيه‌ توسلي‌) است‌؟
توسلي‌: (مي‌خندد) اين‌ كه‌ تعريف‌ كردن‌نيست‌، راستش‌ هانيه‌ توسلي‌ را خودم‌ هم‌نمي‌شناسم‌، دختري‌ 27 ساله‌ هستم‌ كه‌ از 16سالگي‌ تشنه‌ بازيگري‌ بودم‌، دلم‌ مي‌خواست‌،آدم‌هاي‌ اين‌ حرفه‌ را بشناسم‌، به‌ تئاتر عشق‌مي‌ورزيدم‌ و همين‌ علاقه‌ باعث‌ شد كه‌ در سال‌78، در دانشگاه‌ قبول‌ شوم‌ و به‌ تهران‌ بيايم‌ و اين‌حرفه‌ را به‌ شكل‌ حرفه‌اي‌ ادامه‌ بدهم‌، به‌ هر حال‌(هانيه‌ توسلي‌)، انساني‌ بود كه‌ علاقه‌ وافري‌ به‌ هنربازيگري‌ داشت‌ و سرانجام‌ با تلاش‌ به‌ آن‌ رسيد،اما الان‌ نگاهم‌ طوري‌ است‌ كه‌ 6،7 سال‌ پيش‌اين‌طور نبود.
خانواده‌ سبز: و چه‌ تفاوتي‌ ايجاد شد؟
توسلي‌: به‌ هر حال‌ گذشت‌ زمان‌ خيلي‌ چيزهارا ثابت‌ مي‌كند، آن‌ زمان‌ از بيرون‌ به‌ بازيگري‌نگاه‌ مي‌كردم‌، اما الان‌ ديگر نگاهم‌ از داخل‌ است‌،متوجه‌ شدم‌ كه‌ بازيگري‌ تنها يك‌ هنر نيست‌، بلكه‌يك‌ مهارت‌ است‌ و استعداد مربوط به‌ خود رامي‌طلبد، آن‌ زمان‌ فكر مي‌كردم‌، بازيگري‌ هنراست‌ اما در حال‌ حاضر نه‌.
خانواده‌ سبز: و خانواده‌ از شما حمايت‌ كردند؟
توسلي‌: من‌ در رشته‌ علوم‌تجربي‌ تحصيل‌مي‌كردم‌ و دوست‌ داشتم‌ ژنتيك‌ بخوانم‌، اما باديدن‌ فيلم‌ هامون‌، ساخته‌ داريوش‌ مهرجويي‌ كه‌در مدرسه‌ نمايش‌ داده‌ شد به‌ اين‌ رشته‌ پرتاب‌شدم‌ و با ديدن‌ فيلم‌ (ديگه‌ چه‌ خبر) به‌ بازيگري‌علاقه‌ پيدا كردم‌...پدرم‌ ابتدا مخالف‌ اين‌ امر بود،اما بعد كه‌ ديد من‌ در اين‌ زمينه‌ در حال‌ تحقيق‌ ومطالعه‌ هستم‌، تسليم‌ علاقه‌ام‌ شد، مادرم‌ هم‌ ازابتدا مخالفتي‌ با بازيگرشدن‌ من‌ نداشت‌.
آبان‌ ماه‌ 78، پس‌ از قبولي‌ در دانشگاه‌ به‌تهران‌ آمدم‌، پدرم‌ در اسفندماه‌ سال‌ 78 فوت‌كرد و مادرم‌ تنها حامي‌ من‌ بود، از طرفي‌ خواهربزرگترم‌ كه‌ نگاهي‌ تخصصي‌ به‌ سينما دارد، ازجنس‌ ديگري‌ است‌ او به‌ سينماي‌ جهان‌ و اروپاعلاقه‌ زيادي‌ دارد و او هم‌ مشوق‌ من‌ بود، ما دركنار يكديگر فيلم‌ مي‌ديديم‌ و نقد مي‌كرديم‌،خواهرم‌ در حال‌ حاضر در مجله‌ فيلم‌ و زنان‌ نقدمي‌نويسد و به‌ هر حال‌ مطبوعاتي‌ است‌... البته‌ درزمينه‌ ترجمه‌ هم‌ فعاليت‌ مي‌كند.
خانواده‌ سبز: چند كار تلويزيوني‌ و سينمايي‌ دركارنامه‌ شما به‌ چشم‌ مي‌خورد؟
توسلي‌: 2 كار تلويزيوني‌، 9 كار سينمايي‌ و دوفيلم‌ كوتاه‌...
خانواده‌ سبز: از حس‌تان‌ و نگاهتان‌ بيشتربگوييد؟
توسلي‌: آن‌ زمان‌ من‌ آدم‌ها را به‌ دو دسته‌تقسيم‌ مي‌كردم‌، آدم‌هاي‌ بازيگر و آدم‌هاي‌عادي‌؟! يعني‌ يك‌ عشق‌ آتشين‌ نسبت‌ به‌ اين‌ حرفه‌داشتم‌...حالا كه‌ به‌ آن‌ روزها دوباره‌ نگاه‌ مي‌كنم‌،تعجب‌ مي‌كنم‌...من‌ مي‌آمدم‌ تهران‌ و به‌ تمامي‌تئاترهاي‌ شهر مي‌رفتم‌، از همدان‌ به‌ تهران‌مي‌آمدم‌، تا فيلم‌ جديدي‌ روي‌ پرده‌ ببينم‌ ودوباره‌ به‌ همدان‌ باز مي‌گشتم‌، يك‌ عشق‌ عجيب‌ وغريب‌. الان‌ هم‌ تصوير را دوست‌ دارم‌، ذات‌ سينمارا دوست‌ دارم‌، اما آن‌ احساسي‌ كه‌ در گذشته‌نسبت‌ به‌ بازيگري‌ داشتم‌، در حال‌ حاضر ندارم‌.
خانواده‌ سبز: نام‌ اثرهايتان‌ را برايمان‌ بگوييد؟
توسلي‌: مجموعه‌ غريبه‌ در سال‌ 79، درفيلم‌هاي‌ سينمايي‌ شام‌ آخر (فريدون‌ جيراني‌)،اثيري‌ (محمدعلي‌ سجادي‌)، شب‌هاي‌ روشن‌(فرزاد موتسن‌)، گاهي‌ به‌ آسمان‌ نگاه‌ كن‌ (كمال‌تبريزي‌)، جايي‌ براي‌ زندگي‌ (محمدبزرگ‌نيا)،يك‌ شب‌ (نيكي‌ كريمي‌)، زمان‌ مي‌ايستد (عليرضااميني‌) و كافه‌ ستاره‌ (سامان‌ مقدم‌)... تقريبا سالي‌دو فيلم‌.
خانواده‌ سبز: تلويزيون‌ بهتر است‌ يا سينما؟
توسلي‌: در هر دو زمينه‌، اگر كار مطلوب‌ باشد،آن‌ هم‌ در تمام‌ زمينه‌ها، از فيلم‌نامه‌ تا كارگرداني‌ وانتخاب‌ بازيگر...
خانواده‌ سبز: و شما كدام‌ يك‌ را انتخاب‌مي‌كنيد؟

توسلي‌: اگر هر دو درجه‌ يك‌ باشد، من‌ طبعاسينما را انتخاب‌ مي‌كنم‌، اما اگر سريال‌ درجه‌ يك‌و فيلم‌ درجه‌ دو باشد، به‌ طور يقين‌ سريال‌ راانتخاب‌ مي‌كنم‌.
خانواده‌ سبز: (وفا)، يكي‌ از كارهايي‌ بود كه‌طي‌ سه‌، چهارسال‌ اخير بسيار پربيننده‌ بود و به‌دل‌ها نشست‌، كمي‌ در رابطه‌ با اين‌ مجموعه‌برايمان‌ بگوييد؟
توسلي‌: پيشنهاد اين‌ كار، در شهريور 84 به‌ من‌شد، آن‌ زمان‌ هم‌ نامش‌ (وفا) نبود، من‌ آن‌ زمان‌بر سر كار فيلم‌ (عصر جمعه‌) بودم‌، با خواندن‌فيلم‌نامه‌ ابتدا تصميم‌ نداشتم‌ بازي‌ كنم‌، اما پس‌ ازاتمام‌ فيلم‌برداري‌ بخش‌هاي‌ (ايران‌) دوباره‌ بامن‌ تماس‌ گرفته‌ شد و تغييرات‌ فيلم‌نامه‌ را به‌ من‌گفتند، پيچيدگي‌هاي‌ آن‌ برايم‌ جذاب‌ بود، ازطرفي‌ دوست‌ داشتم‌ با آقاي‌ لطيفي‌ همكاري‌كنم‌، به‌ من‌ گفته‌ شد كه‌ تنها براي‌ بخش‌هاي‌ لبنان‌در نظر گرفته‌ شدم‌، در نهايت‌ پاسخ‌ مثبت‌ دادم‌ وبه‌ لبنان‌ رفتم‌.
خانواده‌ سبز: از سختي‌هاي‌ كار بگوييد؟
توسلي‌: اصولا كار خارج‌ از ايران‌ مشكل‌ است‌،براي‌ مثال‌ روزي‌ هم‌ كه‌ تصويربرداري‌ نداشتيم‌،بايد هتل‌ مي‌مانديم‌ و سرمان‌ را گرم‌ مي‌كرديم‌،چون‌ به‌خاطر آن‌ كار، در خارج‌ از كشور هستيم‌.اما در داخل‌ كشور، شما وقت‌ داريد كه‌ به‌ كارهاي‌ديگرتان‌ هم‌ برسيد...
خانواده‌ سبز: وقت‌هاي‌ آزادتان‌ را در لبنان‌چگونه‌ مي‌گذرانديد؟
توسلي‌: بيروت‌ شهر قشنگي‌ است‌، جاهاي‌ديدني‌ مي‌رفتيم‌ و اغلب‌ مطالعه‌ مي‌كردم‌ وعكاسي‌ هم‌ مي‌كردم‌.
خانواده‌ سبز: شما آدم‌ گوشه‌گيري‌ هستيد؟
توسلي‌: به‌ شدت‌، يعني‌ بيشترين‌ لذت‌ و بهترين‌لحظات‌ زندگي‌ام‌ را از تنهايي‌ كسب‌ كردم‌.
خانواده‌ سبز: پس‌ فكر كنيم‌، بهترين‌ پيشنهاد ازشما، دعوت‌ به‌ (شهربازي‌) باشد؟
توسلي‌: نه‌... فاجعه‌ است‌، حوصله‌ جاهاي‌شلوغ‌ و پرسروصدا را ندارم‌، تحمل‌ سروصدا راندارم‌.
خانواده‌ سبز: در تنهايي‌ چه‌ مي‌كنيد؟
توسلي‌: فكر مي‌كنم‌، موسيقي‌ گوش‌ مي‌دهم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌ و به‌ نقاشي‌ مي‌پردازم‌.
خانواده‌ سبز: معمولا چه‌ موسيقي‌ گوش‌مي‌دهيد؟
توسلي‌: موسيقي‌ كلاسيك‌.
خانواده‌ سبز: و پاپ‌ ؟
توسلي‌: تنها فرهاد و فريدون‌ فروغي‌.
خانواده‌ سبز: از چه‌ رنگي‌ خوشتان‌ مي‌آيد؟
توسلي‌: تمام‌ رنگ‌ها، بستگي‌ دارد كجا استفاده‌شود.
خانواده‌ سبز: تلويزيون‌ نگاه‌ مي‌كنيد؟ چه‌برنامه‌هايي‌؟
توسلي‌: بله‌، به‌ كارهاي‌ مديري‌ علاقه‌ دارم‌...
خانواده‌ سبز: اهل‌ ورزش‌ هستيد؟
توسلي‌: زياد نه‌...اما گاهي‌ اوقات‌ (يوگا) انجام‌مي‌دهم‌.
خانواده‌ سبز: به‌ فوتبال‌ علاقه‌ داريد؟
توسلي‌: نه‌.
خانواده‌ سبز: اما در بازي‌ ايران‌ و بحرين‌ به‌همراه‌ چند بازيگر زن‌ ديگر در ورزشگاه‌ آزادي‌حضور داشتيد؟
توسلي‌: خب‌، به‌ هر حال‌ آن‌ بازي‌ مهمي‌ بود،اما اطلاعاتم‌ نسبت‌ به‌ هشت‌ سال‌ پيش‌ افت‌ كرده‌است‌، درحال‌ حاضر تنها دايي‌، زندي‌، كريمي‌ ومهدوي‌كيا را مي‌شناسم‌. حتي‌ نام‌ دروازه‌بان‌ رانمي‌دانم‌، اما هشت‌ سال‌ پيش‌ تمامي‌ بازيكنان‌ايران‌ را مي‌شناختم‌.
خانواده‌ سبز: بهترين‌ دوست‌ شما كيست‌؟
توسلي‌: خواهر بزرگترم‌...خواهر كوچكترم‌،(طناز) هنوز كوچك‌ است‌، اما به‌ شدت‌ دوستش‌دارم‌.
خانواده‌ سبز: عشق‌ را معنا مي‌كنيد؟
توسلي‌: عشق‌ چيزي‌ است‌ كه‌ انسان‌ تمام‌موجوديت‌ خود را تسليم‌ آن‌ مي‌كند.
خانواده‌ سبز: ما در كشورمان‌ صاحب‌ فرهنگ‌ وتمدني‌ هستيم‌ كه‌ در آن‌ خسرووشيرين‌، ليلي‌ ومجنون‌، مردن‌ براي‌ يك‌ نفر كه‌ آن‌ يك‌ نفر زميني‌و قابل‌ ديدن‌ است‌ و احساس‌ دارد، وجود دارد،اما در حال‌ حاضر به‌خاطر ماشيني‌ شدن‌ زندگي‌ ازاين‌ عشق‌هاي‌ پاك‌ كمتر مشاهده‌ مي‌كنيم‌، دليل‌آن‌ چيست‌؟
توسلي‌: من‌ نمي‌توانم‌ با قاطعيت‌ بگويم‌، درحال‌ حاضر چنين‌ عشق‌هايي‌ وجود ندارد، هرانساني‌ نياز دارد، عاشق‌ شدن‌ را به‌ شكل‌ جدي‌تجربه‌ كند، در حال‌ حاضر زندگي‌ كردن‌ سخت‌شده‌ است‌، ماشيني‌ شدن‌، رخوت‌، نااميدي‌ وتنهايي‌ بين‌ جوانان‌ در تمامي‌ نسل‌هاي‌ جامعه‌، به‌معناي‌ واقعي‌، متاسفانه‌ زياد شده‌ است‌ واين‌ روي‌عاشق‌ شدن‌ تاثير مي‌گذارد... در جامعه‌ ما هيچ‌چيزي‌ در حال‌ خلق‌ و توليد شدن‌ نيست‌ و تنها به‌مصرف‌ كننده‌ تبديل‌ شديم‌، اين‌ مصرف‌ تنها دركفش‌ و لباس‌ نيست‌، خيلي‌ از آدم‌ها يك‌ كتاب‌ رامي‌خوانند و سپس‌ اطلاعات‌ آن‌ را براي‌ يكديگرردوبدل‌ مي‌كنند، پس‌ اين‌ هم‌ نوعي‌ مصرف‌است‌، من‌ به‌ مسائلي‌ كه‌ در نسل‌ خودم‌ و كوچكتر وبزرگتر از خودم‌ ديدم‌ به‌ اين‌ نتايج‌ مي‌رسم‌.
خانواده‌ سبز: و عشق‌ آتشين‌ ژوبين‌ به‌ وفا از چه‌جنسي‌ بود؟
توسلي‌: البته‌ از اين‌ جنس‌ عشق‌ها هم‌ به‌ چشم‌مي‌خورد، اما كم‌، ولي‌ عشق‌ آنها زميني‌ بود...
خانواده‌ سبز: مثل‌ خسرو و شيرين‌ يا آنها افسانه‌است‌؟

توسلي‌: نمي‌توانيم‌ بگوييم‌، مطلقا در حال‌حاضر چنين‌ عشق‌هايي‌ وجود ندارد، نه‌، وجوددارد، اما بسيار به‌ ندرت‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.
خانواده‌ سبز: به‌ نظر شما پايان‌ قصه‌ (وفا)خوب‌ به‌ اتمام‌ رسيد؟
توسلي‌: كاملا دراماتيك‌...شايد اگر من‌ ازبيرون‌ به‌ فيلم‌ نگاه‌ مي‌كردم‌، فكر كنم‌ پايان‌ خوش‌داشت‌ بهتر بود، اما در قالب‌ فيلم‌، به‌ نظر من‌ ازديد دراماتيك‌ و نوشتار به‌ بهترين‌ شكل‌ به‌ پايان‌رسيد.
خانواده‌ سبز: اگر قرار باشد، يك‌ نسخه‌اي‌بنويسيد كه‌ انسان‌ها به‌ ويژه‌ جوانان‌، تنبلي‌، تنهايي‌و رخوت‌ را كنار بگذراند و به‌ آنها شادابي‌ و نشاطتزريق‌ شود، چه‌ نسخه‌اي‌ تجويز مي‌كنيد؟
توسلي‌: البته‌ كار بسيار سختي‌ است‌، به‌ نظر من‌ما ايراني‌ها اصولا انسان‌هاي‌ تنبلي‌ هستيم‌ و اين‌ به‌سال‌ 84 و 85 بر نمي‌گردد و يك‌ ريشه‌ تاريخي‌دارد. ما بيشتر وارد كننده‌ شديم‌. سال‌هاست‌ كه‌ ازطريق‌ نفت‌، امرار معاش‌ مي‌كنيم‌، اما بالعكس‌ژاپني‌ها كه‌ فاقد هر گونه‌ معادني‌ هستند، تنها با كاركردن‌ به‌ خواسته‌هاي‌ خود رسيدند. هيچ‌گاه‌ايراني‌ها رويه‌ كار كردن‌ و خلق‌ كردن‌ را نداشتندو اين‌ مسئله‌ نسل‌ به‌ نسل‌ در حال‌ گذر است‌، اما درپاسخ‌ به‌ پرسش‌ شما بايد بگويم‌ كه‌ در واقع‌ بايديك‌ چرخه‌ به‌ وجود بيايد تا به‌ خلق‌ كردن‌برسيم‌... يعني‌ يك‌ انگيزه‌ به‌ وجود بيايد، اگر قرارباشد (من‌) تنبل‌ نباشم‌ و احساس‌ كنم‌ كه‌ خلق‌كردن‌ من‌ بيهوده‌ هدر نمي‌رود، خب‌ اين‌انگيزه‌انسان‌ها را مضاعف‌ مي‌كند، براي‌ مثال‌، دانشگاه‌آزاد هر ساله‌ 120 دانشجوي‌ تئاتر قبول‌ مي‌كند،اما فارغ‌ التحصيلان‌ به‌ كجا بايد بروند، مگر هر ساله‌سالن‌ تئاتر ساخته‌ مي‌شوديا همه‌ بايد به‌ (تئاترشهر) خلاصه‌ شود و همين‌ مسائل‌ به‌ بيكاري‌ و درنهايت‌ نااميدي‌، رخوت‌ و... مي‌انجامد. يعني‌دانشجو تلاشش‌ را كرد اما جامعه‌ به‌ او كمكي‌ نكرد.
خانواده‌ سبز: براي‌ اين‌ كه‌ دنياي‌مان‌ عوض‌شود، ابتدا بايد خودمان‌ عوض‌ شويم‌ يا ابتدادنياي‌ اطرافمان‌؟ و دنيا بايد ما را بسازد؟
توسلي‌: من‌ با افراد نااميد، كاملا مخالفم‌. به‌شدت‌ اعتقاد دارم‌، كه‌ هرگونه‌ تغييري‌ ابتدا از خودما بايد آغاز شود.
خانواده‌ سبز: ما يك‌ جوان‌ 27 ساله‌ به‌ نام‌(هانيه‌) داريم‌، كه‌ مي‌خواهيم‌ تنهايي‌ از او فاصله‌بگيرد، چه‌كار مي‌كنيد؟
توسلي‌: انسان‌ ابتدا بايد تكليفش‌ را با خودش‌مشخص‌ كند، ايجاد انگيزه‌ و اراده‌ هم‌ بسيار مهم‌است‌، فكر كنم‌ بايد كتاب‌ (قورباغه‌ را قورت‌ بده‌)را بخوانند...اما چرخه‌ مشكل‌ دارد، كار نيست‌،نااميدي‌ از بيكاري‌ مي‌آيد...شايد يك‌ انسان‌انگيزه‌، اراده‌ و تلاش‌ داشته‌ باشد، اما جامعه‌نيروي‌ بسيار قدرتمندي‌ دارد كه‌ بايد اشكالات‌ آن‌گرفته‌ شود تا چرخه‌، كار خود را به‌ نحو احسن‌انجام‌ دهد و اين‌ از عهده‌ فرد خارج‌ است‌ چرا كه‌به‌ كمك‌ جامعه‌ احتياج‌ دارد.
خانواده‌ سبز: از اين‌ بحث‌ بگذريم‌، بهترين‌ وتلخ‌ترين‌ اتفاق‌ سال‌ 84 براي‌ شما چه‌ بود؟
توسلي‌: در حال‌ حاضر چيز خاصي‌ در ذهنم‌نيست‌.
خانواده‌ سبز: در سال‌ 85 به‌ چه‌ چيزي‌مي‌خواهيد برسيد؟
توسلي‌: ذهنم‌ كمي‌ شلوغ‌ است‌، بايد كمي‌ به‌آن‌ آرامش‌ تزريق‌ و آن‌ را منظم‌ كنم‌. دوست‌دارم‌ فيلم‌ زياد ببينم‌ و مطالعه‌ زيادي‌ داشته‌ باشم‌...دوست‌ دارم‌ روحم‌ بزرگ‌تر شود.
خانواده‌ سبز: آشپز خوبي‌ هستيد و بهترين‌غذايي‌ كه‌ درست‌ مي‌كنيد چيست‌؟
توسلي‌: بله‌، كشك‌ بادنجان‌
خانواده‌ سبز: آخرين‌بار كه‌ به‌ همدان‌ رفتيد؟
توسلي‌: پارسال‌ تابستان‌ .
خانواده‌ سبز: مصاحبه‌ خوبي‌ بود يا نه‌؟
توسلي‌: متفاوت‌ بود.

گفتگو با پوريا پور سرخ

خانواده‌ سبز: به‌ عنوان‌ اولين‌ پرسش‌، يك‌بيوگرافي‌ كامل‌ از خود براي‌ خوانندگانمان‌بگوييد:
پوريا: پوريا پورسرخ‌ هستم‌، پسوند و پيشوندندارم‌، در چهارم‌ تير ماه‌ يكي‌ از سال‌هاي‌ خداوندبه‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر به‌ نام‌هاي‌ پگاه‌، پانته‌آ ويك‌ برادر به‌ نام‌ رضا دارم‌ كه‌ هر سه‌ آنها دانشجوهستند، فرزند اول‌ خانواده‌ هستم‌، مادرم‌ مدرس‌زبان‌ انگليسي‌ و پدرم‌ بازنشسته‌ شركت‌ نفت‌مي‌باشد، داراي‌ خانواده‌ گرمي‌ و به‌ قول‌ شماخانواده‌ سبزي‌ هستيم‌، در حال‌ حاضر دانشجوي‌دكتري‌ فيزيولوژي‌ گياهي‌ هستم‌...

مجرد مي‌باشم‌ و امسال‌ هم‌ قصد ازدواج‌ندارم‌، فكر كنم‌ ازدواج‌ با تصميم‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌اتفاق‌ شيرين‌ است‌، گرچه‌ يك‌ سفيدي‌هايي‌ درزندگي‌ام‌ بود كه‌ البته‌ بعدها به‌ سياهي‌ تبديل‌ شد...
خانواده‌ سبز: و در مورد نحوه‌ آغاز كارتان‌؟
پوريا: اجازه‌ بدهيد مانند خيلي‌ از دوستان‌پاسخ‌ ندهم‌، از كودكي‌ به‌ اين‌ كار علاقه‌ داشتم‌،نه‌... در كودكي‌ علاقه‌اي‌ نداشتم‌، اداي‌ كسي‌ راهم‌ در نمي‌آوردم‌، بچه‌ بودم‌ به‌ ورزش‌ خيلي‌علاقه‌ داشتم‌... به‌ كيوكوشين‌، يكي‌ از سبك‌هاي‌كاراته‌ مي‌پرداختم‌، فوتبال‌ بازي‌ مي‌كردم‌ وطرفدار دو آتيشه‌ يكي‌ از تيم‌ها بودم‌ كه‌ در حال‌حاضر چنين‌ نيست‌ و هر دو تيم‌ محبوب‌ پايتخت‌ رادوست‌ دارم‌. دوران‌ نوجواني‌ را كه‌ پشت‌ سرگذاشتم‌، چند دوست‌ داشتم‌ كه‌ در اين‌ حيطه‌فعاليت‌ مي‌كردند و خواه‌ ناخواه‌ به‌ تئاتر كشيده‌شدم‌. سپس‌ در يك‌ سمينار سينمايي‌ با غلامحسين‌لطيفي‌ (كارگردان‌ سريال‌ وفا) آشنا شدم‌ و پس‌ ازمدتي‌ يك‌ رفاقت‌ خوب‌ بين‌ ما پيش‌ آمد...
آشنايي‌ من‌ تا آنجا پيش‌ رفت‌ كه‌ در رابطه‌ بامسائل‌ خصوصي‌ زندگي‌ پيش‌ از مشورت‌ باخانواده‌ام‌ آن‌ را با ايشان‌ در ميان‌ مي‌گذارم‌... دوسال‌ و نيم‌ تا سه‌ سال‌ از آشنايي‌ مان‌ مي‌گذشت‌ كه‌در اين‌ مدت‌، وي‌ سفر سبز، دختر ايروني‌ وخوابگاه‌ دختران‌ را ساخت‌ و در اين‌ بين‌آشنايي‌مان‌ تاثيري‌ در بازيگر شدن‌ من‌ نداشت‌. تااينكه‌ در (فرار بزرگ‌) نقش‌ فرهاد را ايفا كردم‌...
كه‌ در آن‌ با مرحوم‌ سعيدي‌ و سروش‌ خليلي‌هم‌ بازي‌ بودم‌...
سپس‌ به‌ پيشنهاد لطيفي‌ در مجموعه‌ (وفا) بازي‌كردم‌ و خوشحالم‌ كه‌ اين‌ كار مخاطبين‌ خود راجذب‌ كرد... اين‌ مجموعه‌ يك‌ اداي‌ ديني‌ به‌ آقاامام‌ حسين‌(ع‌) بود و چون‌ از دل‌ آمد به‌ دل‌نشست‌...
خانواده‌ سبز: براي‌ مردم‌ خيلي‌ جالب‌ است‌ كه‌بدانند اصلا (وفا) چطور كليد خورد، شما كه‌ دربطن‌ داستان‌ بوديد، چه‌ دانسته‌هايي‌ داريد؟
پوريا: چند ماه‌ پيش‌ از تصويربرداري‌ وفا، پيش‌توليد آن‌ آغاز شد، در اواخر تابستان‌، به‌ پيشنهادلطيفي‌، به‌ دفتر (سهراب‌ پور) تهيه‌ كننده‌ اين‌مجموعه‌ رفتم‌، فيلم‌ نامه‌ را خواندم‌ و برايم‌ بسيارجالب‌ بود... نقش‌ ژوبين‌ به‌ من‌ سپرده‌ شد كه‌ يكي‌از شانس‌هاي‌ كاري‌ام‌ بود...
ابتدا، بيشتر از سه‌ ماه‌، در تهران‌ مقابل‌ دوربين‌رفتيم‌ و پس‌ از آن‌ در مدت‌ بيش‌ از دو ماه‌ در لبنان‌به‌ سر برديم‌. گروهي‌ كه‌ به‌ لبنان‌ رفتيم‌، نزديك‌چهل‌ نفر بودند و بازيگران‌ لبناني‌ هم‌ قبلا با سفركارگردان‌ و تهيه‌ كننده‌ به‌ آنجا انتخاب‌ شده‌بودند.
خانواده‌ سبز: تمام‌ مدت‌ در بيروت‌ به‌ سربرديد؟
پوريا: در بيروت‌ و منطقه‌ بلبك‌ كه‌ (امام‌ زاده‌خوله‌) در آنجا بود.
خانواده‌ سبز: راستي‌ (امام‌ زاده‌ خوله‌) كجابود؟
پوريا: دختر خردسال‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) بود...
خانواده‌ سبز: دليل‌ موفقيت‌ مجموعه‌ (وفا)؟
پوريا: بيش‌ از چند ماه‌ مثل‌ يك‌ خانواده‌ دركنار يكديگر زندگي‌ كرديم‌، گروه‌ بسيار يكرنگ‌ وهمدل‌ بود و همين‌ امر باعث‌ شد تا كار مورد توجه‌قرار گيرد.
خانواده‌ سبز: خاطره‌ جالبي‌ از تصويربرداري‌به‌ ياد نداريد؟
پوريا: البته‌، آن‌ لوكيشن‌ كه‌ در قايق‌ تفريحي‌ درسواحل‌ مديترانه‌ بوديم‌، محل‌ تصوير برداري‌ دركنار اسكله‌اي‌ بود كه‌ به‌ سفارت‌ آمريكا مشرف‌بود... شايد من‌ و خيلي‌ از جوانان‌ (مثل‌ من‌، باخود مي‌گفتيم‌، آمريكايي‌ها افراد مودبي‌هستند... اما با برخورد زننده‌ آنها كه‌ سعي‌ دربيرون‌ كردن‌ ما از آب‌هاي‌ آنجا داشتند، متوجه‌شدم‌ كه‌، سنگ‌ انداختن‌ مردم‌ كره‌ جنوبي‌ به‌سوي‌ آنان‌ چندان‌ هم‌ بي‌ربط نيست‌.
برايم‌ عجيب‌ بود كه‌ آنها در كشور ديگري‌ به‌ملت‌ كشور ديگري‌ زور مي‌گفتند... به‌ هر حال‌ آنهااجازه‌ ندادند كه‌ گروه‌ از آن‌ منطقه‌ خارج‌ شوند تاوضعيت‌ روشن‌ شود، اما تهيه‌ كننده‌ مجموعه‌ آقاي‌(سهراب‌پور) در همان‌ مكان‌ و زمان‌، بارايزني‌هاي‌ خود مقابل‌ زورگويي‌ بي‌ربط آنان‌ايستادگي‌ كرد و مجوزهاي‌ تصوير برداري‌ درهمان‌ منطقه‌ گرفته‌ شد. به‌ طور كلي‌ لبنان‌ براي‌كاركردن‌، آن‌ هم‌ سينمايي‌ بسيار مشكل‌ است‌، اماوجود يك‌ پشت‌ صحنه‌ حرفه‌اي‌ و همدل‌ باعث‌ تاكل‌ گروه‌ سر بلند بيرون‌ بيايند. شما اگر توجه‌ داشته‌باشيد، در تيم‌هاي‌ فوتبالي‌ كه‌ داراي‌ يك‌ پشت‌صحنه‌ پر از حاشيه‌ هستند، خوب‌ نتيجه‌ نمي‌گيرند،در سينما هم‌ وضع‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌.
خانواده‌ سبز: چند ساعت‌ در روز كار كرديد؟
پوريا: معمولا روزي‌ 12،13 ساعت‌، امالوكيشن‌ هايي‌ هم‌ بود كه‌ ما 24 ساعت‌ در آن‌مقابل‌ دوربين‌ قرار گرفتيم‌.
خانواده‌ سبز: و از مشكلات‌ ديگر كار كمي‌برايمان‌ بگوييد؟
پوريا: يكي‌ از مشكلات‌ اساسي‌ آب‌ و هواي‌مديترانه‌اي‌ لبنان‌ بود، لبنان‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌عجيبي‌ است‌، براي‌ مثال‌ يك‌ سكانس‌ بايد درآفتاب‌ به‌ تصوير كشيده‌ مي‌شد، اما ناگهان‌ هواابري‌ مي‌شد و يا بالعكس‌ كه‌ اين‌ امر باعث‌ وقفه‌ دركار مي‌شد.

خانواده‌ سبز: و كدام‌ لوكيشن‌ بيشتر به‌ دلت‌چسبيد؟

پوريا: لوكيشن‌هاي‌ منطقه‌ بلبك‌... اما منزل‌(عمو ديويد) در منطقه‌ فرانسوي‌ نشين‌ (مونا) و(داماتان‌) فكر كنم‌ بهترين‌ لوكيشن‌ها بود.
خانواده‌سبز: شما به‌ عنوان‌ يك‌ بيننده‌ عادي‌چه‌ پيامي‌ از اين‌ فيلم‌ دريافت‌ مي‌كرديد؟
پوريا: تصورم‌ بر اين‌ است‌ كه‌ عشق‌ مرزنمي‌شناسد، البته‌ از پيام‌هاي‌ سياسي‌ آن‌ فاكتورمي‌گيرم‌.
خانواده‌ سبز: اگر اجازه‌ بدهيد، من‌ گفته‌ شما راكامل‌ كنم‌، مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ عشق‌ ژوبين‌ به‌ وفاو بالعكس‌... يك‌ عشق‌ زميني‌ و پاك‌ بود، موافقيد؟
پوريا: صددرصد... دقيقا همين‌طور است‌، درهنگام‌ پخش‌ مجموعه‌ در خيابان‌ با يك‌ خانواده‌برخورد كردم‌، دختر آن‌ خانواده‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌اگر پسري‌ چنين‌ علاقه‌اي‌ به‌ من‌ داشت‌ برايم‌ مهم‌نبود كه‌ اتومبيل‌ او (ژيان‌) بود، متاسفانه‌ در جامعه‌امروزي‌ چنين‌ عشق‌هايي‌ كم‌ پيدا مي‌شود.
خانواده‌ سبز: متاسفانه‌ مي‌بينيم‌ كه‌ ارتباطهاي‌امروزي‌، بين‌ دختران‌ و پسران‌ برروي‌ ماديات‌است‌. متاسفانه‌ روابط بيشتر سوء استفاده‌ شده‌ وكلاه‌ بر سر هم‌ گذاشتن‌، موافقيد...
پوريا: دقيقا، در دوره‌اي‌ كه‌ مد شده‌، اتومبيل‌شما چيست‌؟ منزلتان‌ كجاست‌؟ مسافرت‌ كجامي‌رويد، كه‌ البته‌ اين‌ مسئله‌ در بين‌ آقايان‌ هم‌ مدشده‌، اما (وفا) نشان‌ داد كه‌ عشق‌ واقعي‌ مي‌تواندتمامي‌ اين‌ مرزبندي‌ها را بشكند، اجازه‌ بدهيدمثالي‌ برايتان‌ بگويم‌، من‌ در محله‌ جردن‌ (آفريقا)تهران‌ مي‌نشينم‌، به‌ مرزبندي‌هاي‌ شمال‌ و جنوب‌هم‌ توجه‌ زيادي‌ نمي‌كنم‌، در بالاي‌ شهر بالغ‌ برصد نفر به‌ من‌ گفتند كه‌ در ساعات‌ پخش‌ اين‌مجموعه‌ ما (ماهواره‌) نگاه‌ نمي‌كرديم‌.
خانواده‌ سبز: دقيقا نقش‌ شما انقدر به‌ دل‌چسبيد كه‌ من‌ زماني‌ با شما تماس‌ گرفتم‌، شما را(ژوبين‌) جان‌ صدا زدم‌... حالا عشق‌ زميني‌ بود ياعشق‌ الهي‌!
پوريا: اشاره‌تان‌ زيبا بود، در فيلم‌ ديديم‌ كه‌ژوبين‌، زندان‌، تيمارستان‌ و فشارهاي‌ عصبي‌ راتحمل‌ كرد تا خود را به‌ وفا برساند... از طرفي‌(وفا) هم‌ دو سال‌ به‌ انتظار مانده‌ بود و يك‌ عشق‌زميني‌ پاك‌ را به‌ تصوير كشيد، در پشت‌ صحنه‌، درقسمت‌ پاياني‌ فيلم‌، تمامي‌ عوامل‌ گريه‌ كردند...
خانواده‌ سبز: و برخورد بازيگران‌ لبناني‌ بامجموعه‌ چه‌ بود؟
پوريا: معمولا در لبنان‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌زندگي‌ مي‌كنند، اما مسلمانان‌ آنان‌، بسيار عقايدسفت‌ و سختي‌ داشتند... برخوردها بسيار خوب‌ ومحترمانه‌ بود.
خانواده‌ سبز: و حرف‌ نگفته‌اي‌ در موردمجموعه‌ (وفا) به‌ ياد نداريد؟
پوريا: از تشكرهاي‌ روزمره‌ خوشم‌ نمي‌آيد، امابايد بگويم‌ اگر گروهي‌ با اين‌ صداقت‌ كار نمي‌كرد،اين‌ مجموعه‌ به‌ ثمر نمي‌نشست‌، تهيه‌ كننده‌ تمامي‌امكانات‌ رفاهي‌ از خورد و خوراك‌ گرفته‌ تاگردش‌ و... را براي‌ ما فراهم‌ كرده‌ بود، به‌ جرات‌مي‌گويم‌ كه‌ با كرايه‌ آن‌ قايق‌ تفريحي‌ مي‌توان‌يك‌ سريال‌ ساخت‌، آن‌ لوكيشن‌ را مي‌توانستيم‌ دربيرون‌ از دريا هم‌ مقابل‌ دوربين‌ ببريم‌، اما سعي‌ شدكه‌ در دريا ساخته‌ شود... تا به‌ دل‌ بيننده‌ بنشيند...
خانواده‌ سبز: درباره‌ گروه‌ نويسندگان‌ هم‌برايمان‌ بگوييد؟
پوريا: طرح‌ كلي‌ آن‌ توسط استاد فريدون‌جيراني‌ نوشته‌ شده‌ بود كه‌ سپس‌ توسط عليرضاافخمي‌ و سعيد رحماني‌ بازنويسي‌ شد...
خانواده‌ سبز: سپاسگزاريم‌ كه‌ به‌ پرسش‌هايمان‌به‌طور كامل‌ پاسخ‌ داديد، اما از آنجا كه‌خوانندگانمان‌ به‌ مسائل‌ حاشيه‌اي‌ هم‌ علاقمندهستند، چند پرسش‌ خصوصي‌ هم‌ داريم‌، ابتدا به‌ما بگو از پول‌ خوشت‌ مي‌آيد و خوب‌ پول‌ خرج‌مي‌كني‌ يا نه‌؟
پوريا: مهم‌ است‌، اما اصل‌ نيست‌، من‌فوق‌العاده‌ ولخرجم‌...
خانواده‌ سبز: به‌ جز بازيگري‌ كار ديگري‌داريد؟
پوريا: طراحي‌ فضاي‌ سبز و ترجمه‌ مقالات‌براي‌ مجلات‌ علمي‌...
خانواده‌ سبز: آدم‌ حسابگري‌ هستيد؟
پوريا: اصلا حسابگري‌ نمي‌كنم‌، معتقدم‌ اگرخوب‌ پول‌ خرج‌ كني‌، خداوند خوب‌ پول‌مي‌رساند.
خانواده‌ سبز: يادت‌ است‌ چه‌ ساعتي‌ به‌ دنياآمدي‌؟
پوريا: ساعت‌ 4 صبح‌ به‌ دنيا آمدم‌.
خانواده‌ سبز: كجا تحصيل‌ مي‌كرديد؟ به‌ يادداريد!

پوريا: از آنجا كه‌ پدرم‌ شركت‌ نفتي‌ بود، تادوران‌ دبستان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ خصوص‌شهرهاي‌ جنوبي‌ بوديم‌، در دوران‌ راهنمايي‌ درمدرسه‌ شهيد باهنر تهران‌ و دوران‌ دبيرستان‌ را درمدرسه‌ (رازي‌) گذراندم‌.
دوران‌ ليسانسم‌ را در رشته‌ اصلاح‌ نباتات‌دانشگاه‌ آزاد شيراز كه‌ در آخرين‌ سال‌ تحصيلي‌رتبه‌ سوم‌ را بدست‌ آوردم‌...
و دوران‌ فوق‌ ليسانسم‌ را در تهران‌ و رشته‌فيزيولوژي‌ گياهي‌ گذراندم‌ كه‌ باز هم‌ با رتبه‌ سوم‌،فارغ‌التحصيل‌ شدم‌.
خانواده‌ سبز: به‌ كسي‌ بدهي‌ داري‌؟
پوريا: بدهي‌ مالي‌ نه‌، شايد بدهي‌ اخلاقي‌داشته‌ باشم‌.
خانواده‌ سبز: كسي‌ است‌ كه‌ از او بخواهي‌عذرخواهي‌ كني‌؟
پوريا: بله‌، مادرم‌، من‌ در يك‌ سني‌، آدم‌ خوش‌اخلاقي‌ نبودم‌، خيلي‌ داد و بيدادي‌ بودم‌، آن‌زمان‌ به‌ ورزش‌ (بوكس‌) مي‌پرداختم‌ و روي‌اعصاب‌ من‌ تاثير گذاشته‌ بود، اما مادرم‌ مرا تحمل‌كرد. از او عذرخواهي‌ مي‌كنم‌.
خانواده‌ سبز: و كمتر از دو ماه‌ ديگر تا جام‌جهاني‌ مانده‌، نظرت‌ را در رابطه‌ با تيم‌ ملي‌ بگو؟
پوريا: البته‌ فكر نكنم‌ تا آن‌ حد صلاحيت‌ اين‌كار را داشته‌ باشم‌، به‌ عنوان‌ يك‌ علاقمند به‌فوتبال‌ و كشورم‌، با تدابير (برانكو) موافق‌ نيستم‌،چرا كه‌ خيلي‌ از بازيكنان‌ شايسته‌ را پشت‌درب‌هاي‌ تيم‌ ملي‌ گذاشته‌ است‌.
خانواده‌ سبز: فكر كنم‌ گفتگوي‌ خوبي‌ از آب‌ درآمد؟
پوريا: دقيقا، خيلي‌ خوب‌ بود، زميني‌ زميني‌ والبته‌ پاك‌...


عکس های سایر بازیگران


منبع: مجله خانواده سبز

April 11, 2006 2685

خيانت فوتباليست هاي مشهور و ثروتمند به خانواده شان

از ميان‌ شاخ‌ و برگ‌هاي‌ درختان‌ و بوته‌هاي‌بلند گل‌ رز سروكله‌ (فرانك‌ لمپارد) پيدا مي‌شودكه‌ دزدانه‌ و آرام‌ نگاهي‌ به‌ اطراف‌ مي‌اندازد وچند بار دكمه‌ كنترل‌ اتومبيل‌ خود را فشار مي‌دهدتا صداي‌ يك‌ (ب‌.ام‌.و) قهوه‌اي‌ در سمت‌ راست‌پاركينگ‌ بلند شود. يك‌ ساك‌ بزرگ‌ قرمز رنگ‌ ازچند متري‌ او روي‌ صندوق‌ عقب‌ (جاگوار)نقره‌اي‌اش‌ مشخص‌ مي‌شود و مردي‌ درشت‌اندام‌ با شلوار جين‌ و ژاكت‌ ورزشي‌ كه‌ زيپ‌ آن‌ راتا زير چانه‌ بالا كشيده‌ و كلاه‌ كشباف‌ كه‌ تاابروهايش‌ پايين‌ آمده‌ است‌، لحظه‌اي‌ بعد سراغ‌ساك‌ مي‌آيد و آن‌ را در صندوق‌ مي‌گذارد.

اين‌ (وين‌ روني‌) است‌ كه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ بااين‌ سر و لباس‌ پوشيده‌، خود را استتار كرده‌، اماهيكل‌ و حركات‌ او با آن‌ بيني‌ و چانه‌ بزرگ‌ ومعروف‌، فورا ستاره‌ جوان‌ منچستر و تيم‌ ملي‌انگليس‌ را لو مي‌دهد.
كمپ‌ تمريني‌ و اقامت‌ اردوي‌ جام‌جهاني‌بازيكنان‌ تيم‌ ملي‌ انگليس‌، نمونه‌ كاملي‌ از شرايطستارگان‌ در اردوها، دوره‌ مسابقات‌ و حتي‌روزهاي‌ عادي‌ تمرين‌ است‌ كه‌ مانند يك‌ پايگاه‌سري‌ نظامي‌يا مركز جاسوسي‌، دراستتار و حلقه‌قوي‌ امنيتي‌ قرار دارد.
آنها از هجوم‌ هواداران‌ و به‌ خصوص‌شكارچيان‌ عكس‌ و خبر و دروبين‌هاي‌ رسانه‌مي‌ترسندو دستور مسئولين‌ تيم‌ و حتي‌ تاكيدفدراسيون‌ فوتبال‌ نيز شامل‌ مراقبت‌، دوري‌ ازاجتماع‌، كنترل‌ ارتباطات‌ و به‌ خصوص‌ يافتن‌ هتل‌و اقامتگاهي‌ دور افتاده‌ و محافظت‌ شده‌ است‌، امابازيكنان‌ دغدغه‌ مضاعفي‌ دارند، چون‌ اين‌محدوديت‌ مانع‌ گردش‌ شبانه‌، غيبت‌ها، قرارملاقات‌هاي‌ پنهاني‌ وخلاصه‌ جيم‌ زدن‌ از اردو نيزمي‌شود. دو عامل‌ نفوذي‌ كه‌ يكي‌ از آنها موفق‌ به‌فرار شده‌ اسرار جالبي‌ از اردوي‌ انگليس‌ به‌ دست‌آورده‌اند كه‌ در كنار اخبار سري‌ ديگر تيم‌ها،نكات‌ جالب‌ ورزشي‌، خانوادگي‌، اجتماعي‌،اخلاقي‌ و عشق‌، خيانت‌، پول‌ و وجدان‌ حرفه‌اي‌و ميهن‌ پرستي‌ را در بردارد!

آمار غافلگيري‌هاي‌ نامشروع‌ ستارگان‌ ملي‌

فقط يك‌ راه‌ براي‌ ورود و خروج‌ از هتلي‌ كه‌فوتباليست‌هاي‌ تيم‌ انگليس‌ هنگام‌ جام‌ جهاني‌ درآن‌ اقامت‌ مي‌كنند،وجود دارد وتازه‌ يافتن‌ همان‌يك‌ معبر هم‌ بسيار دشوار و شبيه‌ راه‌هاي‌ مخفي‌است‌.
بايداز يك‌ طرف‌ كوه‌ پيش‌ برويد و در سمت‌چپ‌ به‌ بالا بپيچيد و نزديك‌ به‌ دو كيلومتري‌محدوده‌ پيست‌ اسكي‌ را به‌ دشواري‌ طي‌ كنيد تابه‌ كلينيك‌ (مكس‌ گرونديگ‌) برسيد. به‌ نظرچندان‌ پيچيده‌ نيست‌؟ نه‌، بايد در محل‌ باشيد تابفهميد احتمال‌ اين‌ كه‌ گم‌ شويد و هر جاي‌ پرتي‌در اين‌ مسير مشكوك‌ سر در بياوريد خيلي‌ بيشتر ازرسيدن‌ به‌ محل‌ مورد نظر است‌! خودم‌ كه‌ دچارچنين‌ بلايي‌ شدم‌.
مردم‌ و حتي‌ خبرنگاران‌ حرفه‌اي‌ و شبه‌جاسوس‌ فكر مي‌كنند كه‌ تيم‌ انگليس‌ در(بادن‌-بادن‌) اقامت‌ دارد وراحت‌ مي‌شود به‌محل‌ ستارگان‌ نفوذ كرد، اما آنها در واقع‌ بيش‌ از10كيلومتر خارج‌ شهر هستند و تازه‌ بيشتر اين‌ مسيراز ميان‌ جنگل‌ انبوه‌ مي‌گذرد كه‌ حتي‌ نزديك‌شدن‌ به‌ آن‌ دشوار است‌.
فعلا اين‌ اقامتگاه‌ اعياني‌ با 90 اتاق‌ لوكس‌ را كه‌توسط اتحاديه‌ فوتبال‌ (FA) انتخاب‌ و تسخيرشده‌ به‌ حال‌ خود مي‌گذاريم‌ وبه‌ علل‌ پنهان‌ كاري‌مسئولين‌ و دغدغه‌هاي‌ خصوصي‌ ستارگان‌مي‌پردازيم‌. جايي‌ كه‌ بازار غيبت‌ غير موجه‌، قرارملاقات‌هاي‌ پنهاني‌، تفريحات‌ ممنوعه‌ شبانه‌ ومتاسفانه‌ خيانت‌ و ارتباط نامشروع‌ ناشي‌ از دورديدن‌ چشم‌ همسر، نامزد و خانواده‌ داغ‌ است‌والبته‌ بعضي‌ها نيز چنان‌ عاشق‌ و وفادار هستند كه‌براي‌ ملاقات‌ با همسر و نامزد خود و حتي‌ تلفن‌زدن‌ به‌ آنها دچار چنين‌ مشكلات‌ و مخفي‌ كاري‌ وجاسوس‌ بازي‌هايي‌ مي‌شوند.
عجيب‌ اين‌ كه‌ داغ‌ترين‌ دوران‌ خيانت‌وضيافت‌ شبانه‌ و روابط جنجالي‌ و قرارهاي‌ پنهاني‌ستارگان‌ در دوران‌ اردوها، مسابقات‌ يا تورهاي‌ورزشي‌، تفريحي‌ اختصاصي‌ تيم‌هاست‌، اما درواقع‌ علت‌ اين‌ موضوع‌، محدوديت‌ و كمبود وقت‌و امكانات‌ ستارگان‌ در اين‌ مواقع‌ است‌.
كلوپ‌ (ساوانا) در مونيخ‌ به‌ پاتوق‌ آمريكايي‌هاشهرت‌ دارد وچنان‌ دنج‌ و خصوصي‌ و البته‌پرمشتري‌ است‌ كه‌ اغلب‌ در بروشورهاي‌ تبليغاتي‌و راهنماي‌ توريستي‌ نامي‌ از آن‌ ذكر نمي‌شود.اين‌ همان‌ مكاني‌ است‌ كه‌ (ميشاييل‌ بالاك‌) درحال‌ خوش‌ وبش‌ با سه‌ خانم‌ جوان‌ غافلگير شد ودر حالي‌ كه‌ دست‌هايش‌ را مقابل‌ صورت‌ گرفته‌بود، فرار كرد. اين‌ سه‌ دختر به‌ اشتياق‌ ملاقات‌ باستاره‌ فوتبال‌ آلمان‌ ساعتي‌ قبل‌ از او وارد كلوپ‌شدند و چنان‌ سروصدايي‌ مقابل‌ بار ايجاد كردندكه‌ توجه‌ همه‌ جلب‌ شد وپس‌ از ورود بالاك‌ با آن‌كه‌ خبرنگاران‌ شانس‌ نفوذ به‌ اين‌ پاتوق‌ خصوصي‌و اعياني‌ را ندارند، دو تن‌ از مشتريان‌ با موبايل‌ ودوربين‌ ديجيتال‌ سعي‌ در تصوير برداري‌ مخفيانه‌داشتند كه‌ يكي‌ از دخترها متوجه‌ شد و آن‌ قدرخود را به‌ (بالاك‌) نزديك‌ كرد و ژست‌ گرفت‌ كه‌فوتباليست‌ وحشت‌ زده‌، قيد قرار را زد و در رفت‌.
خيانت‌ فوتباليست‌هاي‌ مشهور و ثروتمند به‌خانواده‌ و بي‌ قيدي‌ اخلاقي‌ آنها يك‌ معضل‌پيچيده‌ و مسئله‌اي‌ گسترده‌ و پرشاخ‌ و برگ‌ است‌.عوامل‌ رواني‌ و شغلي‌ و البته‌ عوارض‌ دستمزدهاي‌نجومي‌ و محبوبيت‌ فوق‌العاده‌، در رتبه‌ اول‌ وقدرتمندترين‌ دلايل‌ وسوسه‌ و بي‌قيدي‌ ستارگان‌هستند. صدها و هزارها نامه‌، ايميل‌ و پيام‌ موبايل‌كه‌ سرشار از ابراز عشق‌ و شيفتگي‌ هستند وپيشنهادهاي‌ متنوع‌ دارند، در چند روز يا ساعت‌ به‌دست‌ ستاره‌ فوتبال‌ مي‌رسند و تازه‌ حضور آنها درمحافل‌ عمومي‌ و خصوصي‌، رستوران‌ها،كلوپ‌ها، ضيافت‌هاي‌ خاص‌ و هر جمعي‌، باشهرت‌، پول‌ كافي‌ و جذابيت‌ ستاره‌ بودن‌ واقعاتحريك‌كننده‌ است‌ و اگر كسي‌ توجه‌ او را جلب‌ يابرايش‌ دلربايي‌ كند، به‌ خود مي‌گويد: (چرا نه‌؟!)(لمپارد)، (جوكول‌)، (وين‌ روني‌)، (روي‌ماكاي‌)، (كريستيانو رونالدو)، (اليور كان‌)، (ريوفرديناند)، (رودون‌ نيستلروي‌)، (كاكا)،(آدريانو)، (شوچنكو)، (روي‌ كين‌)، (رائول‌)،(رود گوليت‌)، (اريك‌ كانتونا)، (كريستين‌ ويري‌)،(جبرئيل‌ سيسه‌) و...، ستارگان‌ نام‌ آشنايي‌ هستندكه‌ در فهرست‌ نيم‌ يا يك‌ ساله‌ و حتي‌ آمار فصلي‌روابط نامشروع‌ و جنجالي‌ و درگيري‌ وماجراسازي‌ با يك‌ يا چند زن‌ و دختر به‌ چشم‌مي‌خورند و امثال‌ (رونالدو) و (ديويد بكام‌) وديگر تك‌خال‌هاي‌ شهرت‌ و ثروت‌ در عالم‌ فوتبال‌كه‌ سوژه‌ هفتگي‌ چنين‌ اخباري‌ هستند. از عشق‌ ودلدادگي‌ و زندگي‌ شيرين‌ (مايكل‌ اوون‌) وهمسرش‌ بارها شنيده‌ايد، اما ورود ناگهاني‌ همسراو با يك‌ ليموزين‌ سفيد به‌ كولريچ‌ كلاب‌ لندن‌ درحالي‌ كه‌ (اوون‌) با عجله‌ از درب‌ پشتي‌ و ديوارباغچه‌ مجاور خارج‌ شد و با يك‌ لندكروز سرمه‌اي‌شيشه‌ دودي‌ آن‌ جا را ترك‌ كرد، مي‌توانست‌ يك‌طلاق‌ جنجالي‌ را در پي‌داشته‌ باشد. رسوايي‌(جوكول‌) با دختر بزرگ‌ خانواده‌ معروف‌ (كيلي‌)علاوه‌ بر كتك‌ خوردن‌ او و عوارض‌ ورزشي‌ واخلاقي‌ و رسوايي‌ اجتماعي‌ خودش‌، اين‌ به‌ گفته‌(ركسانا كيلي‌) خواهر كوچك‌تر دختري‌ كه‌موجب‌ دعواي‌ (كول‌) با مرد قلدري‌ در يك‌ميهماني‌ شد، عصبانيت‌ والدين‌ آنها را در پي‌داشته‌ و پدر و مادر و فاميل‌ آنها به‌ فكر شكايت‌ يالااقل‌ تلافي‌ خصوصي‌ و انتقام‌ از ستاره‌ (چلسي‌)هستند.

اشباح‌ شبانه‌ جنگل‌ و روياي‌ عبور (بكام‌ )

(جان‌تري‌) كاپيتان‌ خشن‌ چلسي‌ و يكه‌تازضيافت‌ و غيبت‌ شبانه‌ از اردو و كمپ‌، با ليموزين‌كاديلاك‌ طلايي‌ رنگي‌ كه‌ انباشته‌ از دختران‌ وپسران‌ جوان‌ و پرهياهويي‌ بود از لندن‌ راهي‌ضيافتي‌ در آكسفورد بود كه‌ توقف‌ اين‌ اتومبيل‌تابلو (به‌ قول‌ (راس‌ هاموند) خبرنگار (ديلي‌ميرور) اسب‌ شاخدار رسوايي‌!) در پاركينگ‌حاشيه‌ جاده‌ براي‌ رفع‌ حاجت‌ يك‌ سرنشين‌ واقدام‌ ديگران‌ به‌ مصرف‌ ماري‌ جوانا و پاشيدن‌شامپاين‌ به‌ يكديگر، او را رسوا و تصوير و خبرماجرا را ثبت‌ كرد. كار به‌ جايي‌ كشيد كه‌ يك‌ بليزرقرمز و فيات‌ سياه‌ رنگي‌ راه‌ آنها را بستند و به‌ زورتقاضاي‌ هم‌ پيالگي‌ و اندكي‌ تفريح‌ مشترك‌داشتند! (استيون‌ جرالد) در تعطيلات‌ آخر هفته‌سفري‌ چند ساعته‌ و ناشناس‌ به‌ (برايتون‌) داشت‌كه‌ به‌ رغم‌ استفاده‌ از عينك‌ تيره‌ و يك‌ كلاه‌ بزرگ‌حصيري‌، در محوطه‌ ورودي‌ هتل‌ مجستيك‌ با سه‌دختر غافلگير شد و يكي‌ از آنها كه‌ سرخود را باروسري‌ پوشانده‌ بود، شبيه‌ به‌ (ريز والريني‌)طراح‌ 21 ساله‌ مو و آرايش‌ چهره‌ به‌ نظر رسيده‌است‌.
چرا ستارگان‌ محبوب‌ و معتبر ملي‌ و بين‌المللي‌با چنين‌ همراهاني‌ در چنين‌ موقعيت‌هايي‌شناسايي‌ مي‌شوند؟ در حالي‌ كه‌ بسياري‌ از آنهاتعهد زناشويي‌ يا نامزدي‌ دارند درگيرماجراهايي‌هستند كه‌ براي‌ پسري‌ جوان‌ و بي‌ قيد هم‌ نامناسب‌به‌ شمار مي‌رود.
آيا پول‌ و شهرت‌ و كار سخت‌ چنين‌ عوارضي‌دارد يا اين‌ ستارگان‌ فوتبال‌ كمبودها ودغدغه‌هاي‌ ويژه‌اي‌ دارند؟ بحث‌ روانشناسي‌ وجامعه‌شناسي‌ اين‌ معضل‌ خيلي‌ گسترده‌ است‌، امامسئله‌ خيانت‌، به‌ سادگي‌ و براي‌ هيچ‌ كس‌ قابل‌دفاع‌ نيست‌. عجيب‌ اين‌ كه‌ بسياري‌ از مربيان‌ ومالكان‌ تيم‌ها نيز سوژه‌ اين‌ ماجراها هستند واختلاف‌ و جدايي‌ پيش‌ و پس‌ از ازدواج‌ ونامزدي‌هاي‌ متعدد و دوستي‌هاي‌ جنجالي‌ ونافرجام‌، اغلب‌ چهره‌هاي‌ فوتبال‌ را شامل‌مي‌شود. طلاق‌هاي‌ (رونالدو) و چراغ‌هاي‌روشن‌ و صداي‌ پايكوبي‌ در قصر (بكام‌) در اسپانيادر حالي‌ كه‌ همسرش‌ حتي‌ در قاره‌ اروپا نيست‌ وبه‌ سفر آمريكا رفته‌ و 19 اتومبيل‌ و 8 موتورسيكلت‌ ميهمانان‌ (اوون‌) و (جاناتان‌ وود گيت‌)در ضيافت‌ شبانه‌ حومه‌ مادريد وقتي‌ كه‌ همسران‌هر دو در مسافرت‌ هستند و متلك‌هاي‌ زشتي‌ كه‌ باهر شكست‌ يا اختلاف‌ در تيم‌ ملي‌ انگليس‌ درباره‌زندگي‌ خصوصي‌ و ضعف‌هاي‌ اخلاقي‌(سون‌اريكسون‌) در ارتباط با زن‌هامنتشرمي‌شود، نمونه‌ اين‌ مخمصه‌ عمومي‌ هستند.
راه‌ يك‌ طرفه‌ ورود به‌ هتل‌ تيم‌ ملي‌ انگليس‌ درتمام‌ ساعات‌ روز و شب‌ محافظت‌ مي‌شود و اگربدون‌ دعوت‌ و مجوز به‌ آنجا مي‌رويد خود رابراي‌ دردسري‌ بزرگ‌ و مشت‌ و مال‌ حسابي‌ آماده‌كنيد (FA) تلاش‌ فراواني‌ براي‌ يافتن‌محصورترين‌ و امن‌ترين‌ مكان‌ جهت‌ اقامت‌بازيكنان‌ تيم‌ انگليس‌ داشته‌ و هر چه‌ باشد ستارگان‌انگليس‌ و فقط (ديويد بكام‌) شهرت‌ جهاني‌ وركورد ويژه‌اي‌ در حاشيه‌ سازي‌ دارند.
خنده‌ دار اين‌ است‌ كه‌ در كنار امكانات‌ رفاهي‌و استخر لوكس‌، يك‌ بوتيك‌ ويژه‌ لباس‌هاي‌ شيك‌با طراحي‌ مد براي‌ ستارگان‌ تيم‌ در نظر گرفته‌شده‌، چون‌ آقايان‌ نمي‌توانند يك‌ ماه‌ طولاني‌بدون‌ تغيير و تنوع‌ لباس‌ جديد سركنند! پاركينگ‌،پر از مرسدس‌ بنزها و (ب‌.ام‌.و)هاي‌ لوكس‌ وگرانقيمت‌ بازيكنان‌ است‌ و (وين‌ روني‌) بعد از(بكام‌) دلرباترين‌ و محبوب‌ترين‌ چهره‌ تيم‌ در بين‌اهالي‌ محلي‌ به‌ شمار مي‌رود و دختران‌ آلماني‌ وحتي‌ زنان‌ فروشنده‌ پايين‌ كوهستان‌ با پوسترها،تي‌شرت‌ها و نام‌ نوشته‌هاي‌ (ديويد بكام‌) درروياي‌ حادثه‌ دل‌ انگيزي‌ هستند كه‌ او را در حال‌عبور ببينند يا شاهين‌ بخت‌ آنها موجب‌ خريد اين‌ستاره‌ از فروشگاهشان‌ شود. به‌ خصوص‌ عدم‌حضور همسران‌ و نامزدهاي‌ فوتباليست‌ها، هجوم‌اشباح‌ هواداران‌ و ستارگان‌ به‌ جنگل‌هاي‌ اطراف‌هتل‌ را افزايش‌ مي‌دهد، آخر اين‌ يك‌ سفر كاري‌و اردوي‌ ورزشي‌ و مجردي‌ براي‌فوتباليست‌هاست‌!


منبع: مجله خانواده سبز

2684

موجودات‌ مريخي‌ كجا هستند؟

پس‌ از گذشت‌ نزديك‌ به‌ دو سال‌، سه‌ سفينه‌ اززمين‌ بر روي‌ مريخ‌ نشسته‌ است‌، اما هنوز بجزمخابره‌ اطلاعات‌ علمي‌، اطلاعاتي‌ درباره‌ وجود(افراد مريخي‌) مخابره‌ نشده‌ است‌. اما بد نيست‌قبل‌ از اين‌ كه‌ اطلاعات‌ جديدي‌ درباره‌سفينه‌هاي‌ زميني‌ كه‌ در مريخ‌ هستند، براي‌ شمابنويسيم‌، كمي‌ در مورد مدير كل‌ برنامه‌ فضايي‌مريخ‌ و مدير اجرايي‌ برنامه‌ سياحت‌ منظومه‌شمسي‌ اطلاعاتي‌ براي‌ شما بازگو كنيم‌. صحبت‌ از(دكترفيروزنادري‌) است‌، او متولد شيراز است‌ و40 سال‌ پيش‌ در سال‌ 1965 به‌ آمريكا مهاجرت‌كرد، او در دبيرستان‌ انديشه‌ تهران‌ مدرك‌ ديپلم‌خود را گرفت‌ و سپس‌ در رشته‌ مهندسي‌ برق‌ ازدانشگاه‌ (آيووا) مدرك‌ ليسانس‌ خود را گرفت‌.
او سپس‌ فوق‌ليسانس‌ مهندسي‌برق‌ و ارتباطات‌خود را از دانشگاه‌ كاليفرنياي‌ جنوبي‌ دريافت‌ كردو دكتراي‌ مهندسي‌ برق‌ خود را از همين‌ دانشگاه‌دريافت‌ كرد وي‌ تاكنون‌ يك‌ مدال‌ لياقت‌مديريت‌ برتر از ناسا گرفته‌ است‌ و زير نظر او تاامروز سه‌ سفينه‌ به‌ مريخ‌ فرستاده‌ شده‌ است‌، اوعلاقه‌ زيادي‌ به‌ تحقيق‌ در زمينه‌ وجود حيات‌ماوراي‌ زمين‌ دارد.

اطلاعات‌ دقيق‌ مريخ‌

ستاره‌ سرخ‌ يا مريخ‌ نصف‌ زمين‌ قطر دارد ومانند زمين‌ داراي‌ يخ‌هاي‌ قطبي‌، دره‌هاي‌ عميق‌،كوه‌، غبار، طوفان‌ وحتي‌ فصل‌ است‌، در صحراي‌آن‌، مانند ماه‌ گودال‌هاي‌ بزرگ‌، حاصل‌ برخوردسنگ‌هاي‌ آسماني‌ ديده‌ مي‌شود. آخرين‌اطلاعات‌ از مريخ‌ حكايت‌ از آن‌ دارد كه‌ با توجه‌به‌ اندازه‌ كوچكش‌ نسبت‌ به‌ زمين‌ بلندترين‌ كوه‌ وبزرگترين‌ دره‌ منظومه‌ شمسي‌ در اين‌ سياره‌ پيداشده‌ است‌.
جو مريخ‌ داراي‌ 95 درصد در اكسيدكربن‌است‌ و بر سطح‌ سياره‌ فشار جوي‌ معادل‌ يك‌ صدم‌فشار زمين‌ وارد است‌، اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اگرانسان‌ بدون‌ پوشش‌ مناسبي‌ در مريخ‌ باشد، پوست‌بدن‌ او باد مي‌كند - علاوه‌ بر اين‌ جو مريخ‌محافظ خوبي‌ در برابر تابش‌هاي‌ مرگبار فضايي‌نيست‌ و طي‌ مدتي‌ كوتاه‌ بر اثر تابش‌، اثرات‌جبران‌ ناپذيزي‌ بر پوست‌ بدن‌ انسان‌ واردمي‌كند...
با آزمايشات‌ وسيعي‌ كه‌ روي‌ نمونه‌هايي‌ ازخاك‌ مريخ‌ انجام‌ گرفته‌ تاكنون‌ امكان‌ وجودحيات‌ در اين‌ سياره‌ به‌ اثبات‌ نرسيده‌ است‌. ديگراطلاعات‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌:
(روزهايش‌ كمي‌ از روزهاي‌ زمين‌ بلندتراست‌، اما فصل‌هايش‌ به‌ مانند فصل‌هاي‌ كره‌ زمين‌است‌، اما طول‌ فصل‌هايش‌ دو برابر طول‌فصل‌هاي‌ زمين‌ است‌)
در نيمكره‌ جنوبي‌ مريخ‌، گودال‌هايي‌ وجوددارد كه‌ 3/5 ميليارد سال‌ از عمرش‌ مي‌گذرد...آخرين‌ اطلاعات‌ از مريخ‌ حكايت‌ از اين‌ دارد كه‌بلندترين‌ كوه‌ آتشفشاني‌ منظومه‌ شمسي‌ در مريخ‌قرار دارد، همچنين‌ دره‌اي‌ بسيار بزرگ‌ به‌ عمق‌هفت‌ كيلومتر و عرض‌ 600كيلومتر در اين‌ سياره‌وجود دارد.

سوم‌ مارس‌ 2004

سوم‌ مارس‌ 2004، آنچه‌ كه‌ انسان‌ ازسال‌هاي‌ دور آرزو داشت‌ كه‌ به‌ آن‌ جامه‌ عمل‌بپوشاند، اتفاق‌ افتاد و طي‌ سال‌هاي‌ تحقيق‌وتلاش‌ سرانجام‌ در سوم‌ مارس‌ 2004 مريخ‌پيماي‌ (اسپرايت‌) توسط ناسا به‌ سطح‌ مريخ‌نشست‌.
مريخ‌پيماي‌ اسپرايت‌ هر روز حدود 150مگابايت‌ اطلاعات‌ جديد براي‌ دانشمندان‌ ناسامي‌فرستاد اما اين‌ حجم‌ اطلاعات‌ وقتي‌مريخ‌پيماي‌ خواهربه‌ نام‌ (آپورچونيتي‌) در 24ژانويه‌ 2004 بر روي‌ مريخ‌ نشست‌، بيشتر شد.
اما پس‌ از مدتي‌ ناسا، مريخ‌پيماي(استارديوست‌) را نيز براي‌ اكتشاف‌ در اين‌ سياره‌فرستاده‌ است‌.
البته‌ (استارديوست‌) بخشي‌ از آزمايشگاه‌ JPLناسا هستند، مركز اصلي‌ كنترل‌ اكتشافات‌ روبوتيك‌منظومه‌ شمسي‌ توسط موسسه‌ تكنولوژي‌ كاليفرنيادر (پاسادنا) اداره‌ مي‌شود.

سطح‌ مريخ‌ زير آب‌

آژانس‌ فضانوردي‌ آمريكا معتقد است‌ كه‌ آن‌بخش‌ از مريخ‌ كه‌ كاوشگر آپورچونيتي‌ در آن‌فرود آمده‌ است‌ زماني‌ زير آب‌ بوده‌ است‌.
مريخ‌نورد آپورچونيتي‌ در گودال‌ كوچكي‌ درمجاورت‌ خط استوايي‌ مريخ‌ در منطقه‌اي‌ كه‌ به(مريدياني‌ پلينيوم‌) موسوم‌ است‌ فرود آمد. ناسامي‌گويد: (در صخره‌هاي‌ اين‌ ناحيه‌ كه‌ لايه‌لايه‌هستند نشانه‌هاي‌ غيرقابل‌ ترديدي‌ از تماس‌ آنها بامقدار زيادي‌ آب‌ در گذشته‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.(استيو اسكوايرز) پژوهشگر دانشگاه‌ كورسل‌ ومحقق‌ اصلي‌ تجهيزات‌ علمي‌ كاوشگر آپورچونيتي‌مي‌گويد: اين‌ صخره‌ها به‌ وسيله‌ آب‌ چنين‌ حالتي‌پيدا كرده‌اند و ممكن‌ است‌ به‌ وسيله‌ دوربين‌طيف‌سنج‌ و ابزارهاي‌ مكانيكي‌ آپورچونيتي‌ اين‌بستر صخره‌اي‌ را به‌ دقت‌ تجزيه‌ و تحليل‌ كرده‌است‌.
آپورچونيتي‌ به‌ تحقيق‌ بر روي‌ مريخ‌ همچنان‌ادامه‌ مي‌دهد. (اين‌ پژوهشگر دانشگاه‌ در يك‌كنفرانس‌ خبري‌ در مقر ناسا در واشنگتن‌ دي‌سي‌گفت‌: آيا اين‌ صخره‌ها با چيزي‌ در تماس‌بوده‌اند؟ آيا بوسيله‌ آب‌ تغيير شكل‌ داده‌اند؟پاسخ‌ اين‌ سوال‌ قطعا مثبت‌ است‌. پروفسور،(اسكوايرز)هدف‌ اين‌ ماموريت‌ اين‌ بود كه‌ به‌مريخ‌ برويم‌ و ببينيم‌ آيا داراي‌ محيطي‌ قابل‌سكونت‌ است‌ يا نه‌؟ اما در حال‌ حاضر نمي‌توانم‌ به‌طور دقيق‌ بگويم‌ كه‌ آيا انسان‌ در آن‌ محيطمي‌توان‌ زندگي‌كند يا نه‌؟ تنها به‌ چند ماه‌ وقت‌ نيازداريم‌.
به‌ اعتقاد ما اين‌ نقطه‌ از مريخ‌ براي‌ مدتي‌ درگذشته‌ محل‌ حضور آب‌هاي‌ سطحي‌ بوده‌ است‌كه‌ مي‌توانسته‌ براي‌ موجودات‌ زنده‌ مناسب‌ باشد.البته‌ اين‌ بدان‌ معني‌ نيست‌ كه‌ حيات‌ قطعا در آنجاوجود داشته‌ است‌. آپورچونيتي‌ و كاوشگردوقلوي‌ آن‌ اسپرايت‌ توسط گروهي‌ ازدانشمندان‌ و مهندسان‌ از آزمايشگاه(رانش‌جت‌) در (پاسادناي‌) كاليفرنيا كنترل‌مي‌شود.

انسان‌هاي‌ مريخي‌ كجا هستند؟

اما پس‌ از گذشت‌ دو سال‌ از فرود مريخ‌پيماهادر آن‌ سياره‌ پرسش‌هاي‌ زيادي‌ ذهن‌ مردم‌ را دردنيا مشغول‌ كرده‌ است‌.
هم‌ اكنون‌ خيلي‌ از دانشمندان‌ مي‌پرسند: پس‌بشقاب‌ پرنده‌ها و انسان‌هاي‌ مريخي‌ (يوفو) كجاهستند؟ اگر واقعا چنين‌ اجسام‌ يا موجوداتي‌وجود داشته‌ باشند، چرا تاكنون‌ براي‌ مريخ‌پيماهاي‌ زميني‌ مشكلي‌ پيش‌ نيامده‌ است‌. وعكسي‌ مخابره‌ نشده‌ است‌... و در اين‌ شرايط سازمان‌ ناسا هيچ‌ گونه‌ پاسخ‌ قانع‌ كننده‌اي‌ نداده‌است‌، اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ خيلي‌ از نهادهاي‌علمي‌ در سرتاسر جهان‌ مي‌گويند: حالا ديگر كاملامشخص‌ است‌ كه‌ بشقاب‌ پرنده‌ها، از تجهيزات‌نظامي‌ جاسوسي‌ آمريكا است‌. آنها مي‌گويند: درسال‌ 1956 زماني‌ كه‌ يكي‌ از اين‌ بشقاب‌پرنده‌هادر يكي‌ از مزرعه‌ كوچك‌ ايالت‌ (نوادا) سقوطكرد، آن‌ مزرعه‌ قرنطينه‌ شد و شاهداني‌ كه‌ ازنزديك‌ آن‌ بشقاب‌پرنده‌ را ديده‌ بودند،مفقودالاثر شدند و كسي‌ از سرنوشت‌ آنها باخبرنشد.
اين‌ دانشمندان‌ مي‌گويند: در آن‌ بشقاب‌پرنده‌جنازه‌هاي‌ انسان‌ بود و شاهدين‌ آن‌ را به‌ چشم‌مي‌ديدند، اما سازمان‌ (ناسا)ي‌ آمريكا، دو روزپس‌ از سقوط بشقاب‌پرنده‌، عكس‌هايي‌ در اختياررسانه‌هاي‌ گروهي‌ گذاشت‌. عكس‌هاي‌ عجيب‌ وغريب‌ كه‌ از آنان‌ به‌ عنوان‌ (يوفو) نام‌ بردند.دانشمندان‌ روسي‌ مي‌گويند: حالا ديگر مشخص‌است‌ كه‌ بشقاب‌پرنده‌ها مريخي‌ نيستند، بلكه‌ متعلق‌به‌ زمين‌ و سازمان‌ جاسوسي‌ آمريكا است‌...
اين‌ دانشمندان‌ اعتقاد دارند كه‌ آمريكايي‌ها بااستفاده‌ ابزاري‌ از هاليوود و صنعت‌ سينما وساخت‌ فيلم‌هايي‌ درباره‌ بشقاب‌پرنده‌ وموجودات‌ فضايي‌ اين‌ سعي‌ را دارند تا به‌ اذهان‌عمومي‌ جهان‌ نشان‌ دهند كه‌ هر گاه‌ بابشقاب‌پرنده‌ها برخورد كردند، فرار كنند چرا كه‌آنان‌ از مريخ‌ آمده‌اند و با اين‌ ترفند هم‌ توانستندبه‌ نتايج‌ مثبتي‌ برسند، در دهه‌ هشتاد بود كه‌ يك‌بشقاب‌ پرنده‌ در پاركي‌ در شهر مسكو فرود آمد وارتش‌ شوروي‌ جرات‌ نزديك‌ شدن‌ به‌ آن‌ رانداشت‌، چرا كه‌ در فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ ديده‌بودند، بشقاب‌پرنده‌ها از مريخ‌ آمده‌اند، اما حالاكاملا مشخص‌ است‌ كه‌ بشقاب‌پرنده‌ها مريخي‌نيستند، بلكه‌ زميني‌ هستند... به‌ هر حال‌ اين‌ گفته‌هاتا به‌ امروز يا نظريه‌ بود، يا فرضيه‌... بايد باز هم‌ صبركرد.

منبع: مجله خانواده سبز

2687

بن‌ افلك‌، شكسپير عاشق‌

(بن‌ افلك) ستاره‌ سينماي‌ آمريكا يكي‌ ازخبرسازترين‌ هنر پيشه‌ هاي‌ هاليوود به‌ شمارمي‌رود. اين‌ هنر پيشه‌ جوان‌ و خوش‌ تيب‌ نه‌ تنهامورد توجه‌ كارگردانان‌ هاليوودي‌ قرار گرفته‌است‌ بلكه‌ شركتهاي‌ توليدي‌ و محصولاتي‌ براي‌ارائه‌ كالاي‌ خوداز چهره‌ اين‌ هنرمند استفاده‌كرده‌ و اجناس‌ خودرا تبليغ‌ مي‌ كنند.
البته‌ بن‌ افلك‌ تنها در حيطه‌ بازيگري‌ به‌ فعاليت‌نمي‌پردازد بلكه‌ به‌ ساخت‌ و كارگرداني‌ چندين‌فيلم‌ بلند و كوتاه‌ نيز اقدام‌ ورزيده‌ و شانس‌ خودراامتحان‌ كرده‌ است‌.

بايد افزود كه‌ بن‌افلك‌ بابازي‌ در فيلم‌ معروف‌(پرل‌ هاربر) به‌ شهرت‌ رسيد. همچنين‌ به‌ همراه‌همسر خود جين‌ گارنر به‌ فعاليت‌ در چند فيلم‌پرداخته‌ است‌. اين‌ زوج‌ هنري‌ در فيلم‌(شيطان‌شجاع) رو بروي‌ هم‌ قرار گرفتند. البته‌بايد متذكر شد به‌ تازگي‌
بن‌ افلك‌ فعاليتش‌ را در سينما به‌ حداقل‌ رسانده‌ وبيشتر اوقات‌ خودرا صرف‌ آگهي‌ هاي‌ تجاري‌ وتبليغاتي‌ مي‌ كند. در ذيل‌ به‌ زندگي‌ و نكات‌خواندني‌ از وي‌ اشاره‌ مي‌ كنيم‌.


متولد بركلي‌

(بنجامين‌ جيزاافلك) در 15 اگوست‌ سال‌1972 در (بركلي) كاليفرنيا چشم‌ به‌ جهان‌ گشود.ولي‌ او در شهر (كمبريج) ماساچوست‌ بزرگ‌ شد.پدرش‌ (تيم‌ افلك) روانشن