در سال 1961 نوع خاصي از آنفولانزاي تيپ A در پرندگان موجود در آفريقاي جنوبي شناسايي شد. اين بيماري براي مرغها بسيار خطرناك ولي براي انسان بي خطر بود. آنفولانزاي مرغي انسانها را مبتلا نمي ساخت يا شايد اينطور تصور مي شد.
در ماه May سال 1997 پزشكان و ويروس شناسان شاهد بروز يك طغيان آنفولانزايي بودند كه خاطرات مربوط به اپيدمي آنفولانزاي سال 1918 را در ذهن آنها تداعي مي كرد. اين بيماري جديد از آنفولانزاي تيپ A بود و آنفولانزاي مرغي يا آنفولانزاي هنگ كنگي نام گرفت. اولين بيمار مبتلايي كه در اثر اين بيماري فوت كرد يك كودك سه ساله بود.
نكته عجيبی كه همه دانشمندان ويروس شناس و پزشكان را متعجب ساخته بود، آن بود كه ويروس در اين كودك منجر به بروز بيماري شده است كه قبلاً تصور مي شد فقط پرندگان را مبتلا مي سازد. در طول تاريخ بشري تا آن زمان هنوز چنين ويروسي از بدن انسان جدا نشده بود. اين ويروس 15 نفر را مبتلا ساخت و آنها را كشت.
اولين انساني كه بدليل آنفولانزاي مرغي جان باخت داراي تماس مستقيم با مرغها بود و بنابراين انتقال از مرغ به انسان قطعي است.
آنفولانزاي مرغي ماكيان را مبتلا ميكند و عامل مولد آن ويروسي است كه با ساختار فيزيكي پرندگان سازگار شده است.

به علاوه دولتهاي هر كشور بايد تصميم بگيرند چه گروهي از جامعه براي تزريق اين واكسن در اولويت قرار دارند كه اين تصميم بستگي به اين دارد كه به آنها بخواهند مرگ و مير احتمالي را كاهش دهند، آسيب جوامع را به حداقل برسانند و يا آسيب اقتصادي از اين اپيدمي را كاهش دهند. در خصوص يك تلاش بينالمللي براي مقابله با اين ويروس بايد متذكر شد كه نوامبر سال 2004، سازمان جهاني بهداشت در يك درخواست قطعي از دولتها خواست تا در جهت توليد و توزيع واكسن بيماري اقدام كنند. ظاهرا تاكيد آمريكا در اين زمينه در رأس كشورهاي اروپايي قرار داشته است.
هم اكنون درحدود 10 شركت در حال كار كردن بر روي تهيه واكسن اين بيماري هستند و بسيار نيز انتظار ميرود كه در سال جاري آزمايشهاي باليني در اين زمينه را آغاز كنند.
در مقايسه با سارس بايد گفت از آنجا كه آنفولانزاي مرغي برخلاف سارس به صورت دورهاي در حال گردش است، اما سارس را ميتوان براي مدتي تحت كنترل قرار داده و شيوع آن را متوقف كرد.
علايم بيماري آنفولانزاي مرغي:
علايم بيماري آنفولانزاي مرغي كه در هنگ كنگ رخ داد بسيار شديد بود و تعداد نفرات كشته شده بيش از حد معمول بود. بطور معمول بيمار دچار تب هاي ْ103- ْ100 فارنهايت در بالغين و حتي بيشتر در اطفال مي شد. بعلاوه داراي ساير علايم نظير سرفه، گلودرد، آبريزش بيني، سردرد، دردهاي عضلاني و خستگي شديد نيز بودند. پروتئين حاصل از اين ويروس قادر است كه سلولهاي عضلاني را تخريب نموده و سلولهايي را كه در سطوح اپيتليال بيني و حلق قرار دارند از بين ببرد.
درمان:
2 داروي ضد ويروس بنام آمانتادين و ريمانتادين وجود دارند كه مي توانند از فعاليت هاي نسخه برداري سوشهاي آنفولانزاي تيپ A كه انسان و پستانداران را مبتلا مي سازد، جلوگيري بعمل آورند. اين داروها بعنوان داروهاي پيش گيرنده و براي درمان بيماري آنفولانزاي تيپ A مورد استفاده قرار مي گيرند و براي سوش H5N1 نير قابل استفاده است. بيماران بايد بلافاصله بعد از شروع علايم بيماري از اين داروها استفاده نمايند.
با اين حال اساس درمان، بر اساس درمان علامتی و محافظه کارانه است. بعنوان مثال مي توان از داروهاي تب بر استفاده نمود ولي بايد اين نكته را حتماً مدنظر داشت كه ازتركيبات ساليسيلات بدليل احتمال بروز سندرم راي، نبايد در كودكان كمتر از 8 سال استفاده نمود. فرد بايد به مقدار بسيار زيادي نيز مصرف مايعات داشته باشد.
براي پيشگيري اگر چه مي توان از داروهاي ضد ويروسي استفاده نمود ولي بايد گروههاي با ريسك بالا را از طريق واكسيناسيون مورد پروفيلاكسي قرار داد. در حقيقت واكسن هم مي تواند شدت بيماري را كاهش دهد و هم مي تواند در كنترل طغيانهاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه بر اقدامات مذكور در مورد آنفولانزاي مرغي آنچه بايد مدنظر باشد، مسأله وجود مخازن ويروس يعني پرندگان مي باشد. اگر چه حذف تمامي مخازن ويروس يعني مرغها و پرندگان غيرممكن است ولي افزايش سطح بهداشتي در مرغداري ها و كاهش تراكم جمعيت پرندگان در اين مكانها مي تواند به كنترل بيشتر بيماري كمك كند. رويكرد ديگر آن است كه تمامي مرغها واكسينه شوند. اين كار در مكزيك با موفقيت انجام گرفت.
منبع: مجله خانواده سبز ksabz.net